به گزارش شهرآرانیوز، رمضان ۱۴۰۴ هم گذشت؛ با سالی که پر از تلخکامی و خاطرات تاریک بود. با این حال، سحرگاه امروز (شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۴) که نخستین طلیعه آفتاب تن مشهد را گرم کرد، مهمانان نوروزی حضرت خورشید به همراه مجاوران صدیق امام هشتم (ع) دسته دسته از اقامتگاهها و خانهها بیرون آمدند. قطرههای کوچک از هر کوچه خود را به خیابانهای منتهی به حرم میرساندند، رودخانهها خروشان میشدند و به دریا میریختند. هرچه باشد، ماه مهمانی خدا با عید بندگی به سر آمده است، امروز، عید فطر است.
بیتعارف بگوییم، همانطور که شما هم میدانید، این عید فطر با همه اعیاد پیش از آن فرق داشت. اینبار در تکبیرها و تهلیلهای پیش از نماز، خبری از شوق عید نبود، خبری از پیراهنهای سفید نبود و کسی به شکرانه تقارن نوروز و فطر، شیرینی و شکلات پخش نمیکرد. صحنها و رواقهای حرم مطهر رضوی، یکسره پوشیده از جمعیتی بود که هرسال، به عشق استماع سخنرانی قائد امت به حرم میآمدند و امسال، باید سیاهپوش در عزای او به نماز بایستند. از حدود ساعت ۶ صبح که تهلیلها ختم به اقامه اذان شد و مردم، قامت به نماز بستند، همه میدانستند که عید بندگی امسال، بزم عزای سیدالشهدای انقلاب است.
بهوقت اقامه نماز، جانهایی که بیصبرانه تشنه تلاوت «اَللّهُمَّ اَهلَ الکِبریاءِ وَ العَظَمَه» در قنوتهای نهگانه بودند، دانههای تسبیحی شدند که صحن پیامبر اعظم (ص) را به یک سجاده پرنور تبدیل میکرد. مثل همیشه، فقط عکاسان حرفهای میتوانستند عظمت تصاویر امروز صبح را در قابهای ماندگارشان ثبت کنند، همانطور که فقط باید «ایرانی» باشید تا بتوانید عمق غم و اندوه ملت در نماز عید امسال را درک کنید.
همه آنهایی که صبح امروز به جشن اقامه نماز عید آمدند تا پس از ۲۲ روز جنگ با شیاطین عالم، کام به حلاوت اقامه نماز در محضر سلطان توس شیرین کنند، همان کسانی بودند که یک ماه، کام از انواع اطعمه و اشربه بسته بودند، آتش کینه ابلیسزادگان پلید را بر سر دیدند، عزیز از دست دادند و بازهم ۲۱ شب در کف خیابانها، امنیت میهن را با دست خالی پاسداری کردند. همانها حالا با پایان آزمون بزرگ پروردگار در ماه بندگی، به آغوش امام مهربان پناه آوردند، صورت به خنکای نسیم صبحگاهی در صحنهای حرم مطهر رضوی سپردند و روح در این دریا شستند.
به وقت عروج روح از بدن در قنوت سحرانگیز نماز عید فطر، مردم ذات کبریایی و باعظمت پروردگار عالم را به جود و جبروت حضرت حق سوگند دادند تا عفو و رحمت را روزی آنها کند. اهالی دیار تقوا و مغفرت، از خدا خواستند هر آنچه را که از نیکی نصیب رسول خدا (ص) و عترت طاهرینش کرده است. دستهایی که ۹ نوبت به قنوت بلند شد، «خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ» را از خدا خواست تا رهایی از خصم ائتلاف شیطان، فتح و نصر در این جنگ جهانی و تسلط بر این هیمنه نفرینشده را نصیب آنها کند.
نماز با خطبههای آیتالله علمالهدی ادامه یافت و مردم، گوش به کلام نافذ نماینده ولیفقیه در استان سپردند. حاجآقا از همان خطبه عبادی بیدرنگ به حرف دل مردم پرداخت. مگر میشود پدر امت به آتش بدترین اهل زمین به شهادت رسیده باشد و خطبههای نخستین نماز عید فطر – آنهم در نوروز، آنهم در مشهد – از یاد «خامنهای» عزیز ایران تهی باشد؟ البته که کلام علمالهدی دوشادوش ذکر مصیبت، آمیخته با شور و بیدارگری بود. امام جمعه مشهد مثل همیشه خوب و بد را باهم دید، اگر از «شهید خامنهای» گفت، از «ملت مبعوثشده» هم سخن گفت و به روحی پرداخت که دم مسیحایی قائد شهید در کالبد ملت دمیده است. واکنش مردم چه بود؟ بُغضی که نفر به نفر میشکست و خونی که تن به تن برای وطن به جوش میآمد.
نماز عید فطر را میتوان باشکوهترین پایان برای یک ماه عبادت مخلصانه پروردگار دانست. البته که ابتلای بزرگ پروردگار برای این ملت همچنان ادامه دارد و جانهای مؤمن، امروز در معرکه نبردی آشکار آزموده میشوند، اما حداقل همین اقامه نماز را میتوان تصدیق قبول عباداتشان دانست. خدا میداند چندتایشان تا عید فطر سال آینده زنده باشند و حلاوت یک رمضان دیگر را تجربه کنند، خدا میداند تا رمضان ۱۴۰۵، نام چندتایشان بر سنگهای سرد و سفید آرامستانهای کشور حک خواهد شد، اما در هر حال، چه باک مرگ را اگر ملت، چنین ایستاده به قیام و انتقام باشد.