به گزارش شهرآرانیوز؛ والدینی که کودک بالای ۶ ماه تا دو سال دارند، قطعا در روزهای جنگ و حتی در دوره آتشبس دچار نگرانی و اضطراب زیادی درباره فرزند خود میشوند. ممکن است ترس و آشفتگی آنها به کودک نیز منتقل شود. حفظ آرامش والدین در این زمان بیش از هر زمان دیگری برای خودشان و برای کودک مهم و حیاتی است. راههای زیادی برای آرامکردن بچهها و جلوگیری از بهمریختگی روند رشد ذهنی و عاطفی آنها وجود دارد و میتوان با مراجعه به آنها از کاربردشان بهرهمند شد. یکی از این راهها کتابهایی است که ویژه تربیت کودک نوشته شدهاند.
مجموعه «مراقبههای ذهنی برای آرامش بچهها» دارای ۶ قصه است در یک کتاب. این اثر قصههای کوتاهی دارد که راهکارهایی عملی به والدین میدهد برای مراقبت از آرامش کودکان بالای ۶ ماه تا سن دو سال.
این اثر را لوئیزون نیلمن نوشته و سحر داودی ترجمه کرده است. این کتاب که هر قصه آن در جلدهای مجزایی نیز منتشر شده است، دارای ۶ قصه است که با محوریت حیوانات نوشته شدهاند و کتابهای بنفشه (واحد کودک و خردسال انتشارات قدیانی) ویژه استفاده والدین منتشر کرده است.
در قصههای این مجموعه نکاتی تربیتی برای آرامکردن کودکان گنجانده شده است که والدین را در درک دنیای کوچک فرزند خود کمک میکنند. عناوین قصههای این مجموعه عبارتاند از: «جغدکوچولو، میآی بازی؟»، «کوالاکوچولو، بیا بغلم»، «گربهکوچولو، عصبانی شدی؟»، «خرسکوچولو، خوابت نمیبرد؟»، «گرگکوچولو، بیا کمی ورزش کنیم!» و «خرگوشکوچولو، چسبیدی به مامانت؟».
نکاتی مبتنی بر روانشناسی کودک در قصههای این کتاب دیده میشود و میتوان دریافت که نویسنده با علم بر این موضوع و شناخت دنیای کودکان این قصهها را برای والدین نوشته است. برای مثال در یکی از قصهها به این نکات اشاره میکند که «کودک شما نیازها و احساساتش را با گریه بیان میکند.»، «کمتوجهی به کودک ممکن است باعث اضطراب او شود.»، «احساسات کودکتان را حدس بزنید و احساسات خودتان را با او در میان بگذارید.»، «کودک شما ذاتاً بهانهگیر نیست. اگر حرف دلش را گوش کنید، آرام میشود.» و «اگر کنار کودکتان باشید و با او بازی کنید، احساس امنیت میکند، و درنتیجه تحمل دوری از شما بهمرور برایش آسان میشود.»
مجموعه «مراقبههای ذهنی برای آرامش بچهها» در ۷۲ صفحه مصور رنگی تهیه و تولید شده است. قطع کوچک و خوشدست کتاب این امکان را فراهم میکند که کودک نیز بتواند بهسادگی آن را در دست بگیرد و با آن بازی کند و حتی با تصاویر رنگیرنگی آن سرگرم شود.
در بخشی از متن این کتاب میخوانیم:
مامان، کوالاکوچولو را نوازش کرد و آرام گفت: «روز پرماجرایی داشتی، میخواستی با زبان خودت آنها را برایم تعریف کنی، مگر نه؟ من هم همینطور، امروز یککم خستهام. یک بغل جانانه حال هردویمان را خوب خوب میکند.»

منبع: مهر