به گزارش شهرآرانیوز؛ بازار طلا و سکه در روزهای اخیر از سکون و ثبات نسبی فاصله گرفته و وارد فاز نوسانات شدید شده است. این تغییر رفتار بازار، اگرچه با شروع جنگ و افت اولیه قیمتها آغاز شد، اما در دو روز اخیر ریتمی افزایشی و پرشتاب به خود گرفته است. قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار روز گذشته و در لحظه تهیه این خبر به ۲۰ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسید.
دلار نیز که در هفتههای ابتدایی پس از آغاز درگیریها در حالت انتظار به سر میبرد و به همت دولت و بانک مرکزی در این مدت در نیمههای کانال ۱۵۰ هزار تومانی نوسان داشت، حالا در بازار آزاد در حدود ۱۸۰ تا ۱۸۲ هزار تومان خریدوفروش میشود. افزایش درخور توجه قیمت طلا باوجود کاهش نرخ طلای جهانی و افزایش قیمت نفت روی داد.
این بازار تحت تأثیر افزایش نرخ دلار از یک سو و تداوم ابهامات سیاسی و حساسیت بالای بازار داخل به اخبار غیرشفاف منطقهای، همچنین مذاکرات ایران و آمریکا بوده است. کارشناسان، بخشی از این جهش را هیجانی قلمداد میکنند. دلار نیز تحت تأثیر روابط ایران و امارات از یک سو و کاهش صادرات محصولات ارزآور مانند پتروشیمیها از سوی دیگر قرار گرفته است.
اما برای پیش بینی اینکه این بازارها به کدام سو خواهند رفت، سناریوهای مختلفی وجود دارد. به گفته کارشناسان باتوجه به فضای غیرشفاف اقتصادی، علاوه براینکه بازار قابل پیش بینی نیست، استناد به یک حالت در بازار نیز ممکن است معامله گران را با چالش روبه رو کند.
تحلیلگران معتقدند که دیگر نمیتوان تنها با متغیرهای اقتصادی، مسیر آینده این بازار را پیش بینی کرد؛ چرا که در کوتاه مدت، عوامل سیاسی و بلاتکلیفیهای موجود در مذاکرات ایران و آمریکا، نقش تعیین کننده تری ایفا میکنند.
در این میان، کارشناسان اقتصادی سه سناریوی محتمل را برای آینده بازار ترسیم کردهاند. نکته کلیدی در تحلیلها این است که متغیر سیاسی میتواند با وزن مثبت، مسیر تورمی را تغییر دهد.
سناریوی اول، دستیابی به یک توافق جامع سیاسی است. در این حالت، احتمال دارد قیمت دلار برای ماهها یا حتی سال ها، پایینتر از ارزش ذاتی خود معامله شود. تجربه دوران برجام نشان میدهد که حتی با وجود رشد نقدینگی، اگر توافقی شکل بگیرد، اثر روانی آن بر بازار غلبه میکند. در چنین شرایطی، سرمایه گذاری در طلا و سکه در قیمتهای فعلی لزوما توجیه اقتصادی ندارد و حتی ممکن است بازدهی این داراییها تا پایان سال، کمتر از ابزارهای کم ریسک تری مانند صندوقهای درآمد ثابت باشد.
سناریوی دوم، دستیابی به یک آتش بس پایدار مشابه آنچه پس از جنگ ۱۲روزه تجربه شد، اما بدون توافق جامع است. در این وضعیت، قیمت طلا و سکه از سطوح فعلی افزایش درخورتوجهی خواهند داشت. با توجه به اینکه برآورد میشود تورم سال۱۴۰۵ کمتر از ۷۰درصد نباشد، رشد قیمتها نیز میتواند در همین مقیاس رخ دهد؛ بنابراین در این سناریو، سرمایه گذاری در طلا و سکه کاملا توجیه پذیر خواهد بود و حداقل میتوانند تورم را پوشش دهند.
سناریوی سوم، تداوم جنگ و درگیری است. در این شرایط، سه متغیر مهم باید در نظر گرفته شود: آسیب احتمالی به شرکتهای صادراتی، تشدید محدودیتهای تجاری و محاصره دریایی، اختلال در شبکههای مالی و تجاری منطقهای مانند دبی و امارات. کارشناسان تأکید دارند که شبکههای دور زدن تحریم که پیشتر فعال بودند، اکنون در اختیار نیستند و بازگشت به شرایط پیش از جنگ به سادگی امکان پذیر نیست، به ویژه با توجه به تنشهای نظامی اخیر. در چنین شرایطی، فشار بر منابع ارزی کشور تشدید میشود و بازار میتواند با سطوح قیمتی بسیار بالاتری روبه رو شود. در این سناریو، طلا و سکه نه تنها تورم را پوشش میدهند، بلکه ممکن است بازدهی فراتر از انتظارات ثبت کنند.
از میان سه سناریوی پیش رو، در دو سناریو (آتش بس یا تداوم جنگ) سرمایه گذاری در طلا و سکه در قیمتهای فعلی توجیه پذیر است و تنها در صورت تحقق توافق جامع، ممکن است این بازار بازدهی درخورتوجهی نداشته باشد. این تحلیل نشان میدهد که در شرایط فعلی، سیاست گذاریهای کلان و دیپلماسی خارجی، سکان دار اصلی قیمتها هستند و مسیر بازار بیش از هر چیز به تحولات سیاسی وابسته است.
دکتر حسین اصغری ثانی، کارشناس روابط بین الملل، با اشاره به سیاست خارجی تهاجمی آمریکا تأکید میکند: از جنگ اوکراین و سیاستهای ترامپ در تعرفه گذاری تا تغییر سیاست روابط چین با آمریکا همه این موارد بر اقتصاد جهانی اثرگذار بود. باوجوداین، تنش در بازارهای مالی برای دنیا قابل هضم بود. حتی بعد از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز این تنشها قابل هضم بود.
اصغری ثانی ادامه میدهد:، اما جنگ تحمیلی سوم معادلات را برهم زد. آمریکاییها تصور نمیکردند که تنگه هرمز مسدود شود؛ بنابراین افزایش قیمتهای اساسی در نفت و انرژی روی داد. بدیهی است که همه این موارد بر بازارهای جهانی و داخلی تأثیرگذار است.
او با تأکید براینکه در جنگ ۱۲ روزه تنش دلار و طلا را داشتیم، اما در جنگ تحمیلی سوم این تنش را نداشتیم، میافزاید: نزدیک به ۵۰ روز است که نوسان جدی در این بازار وجود نداشته و حالا نیز افزایش از ۱۷ میلیون تومان به ۲۰ میلیون تومان را نمیتوان تنش حساب کرد، چون در شرایط جنگی هستیم، این تنش جدی نیست. با توجه به کاهش قیمت طلای جهانی اکنون افزایش قیمت طلا تأثیرگرفته از نرخ ارز است.
اصغری ثانی به کاهش شدید صادرات کالاهای ارزآور مانند پتروشیمی و فولاد اشاره میکند و توضیح میدهد که بخش زیادی از دلارهای وارداتی کشور (حدود ۷۰تا ۸۰درصد) از طریق صادرات این کالاها تأمین میشد. اما با ممنوعیت صادرات فولاد و آسیب دیدن تأسیسات پتروشیمی و فولادی در جریان درگیری ها، ورودی ارز به کشور به شدت کاهش یافته است.
نکته حائز اهمیت دیگر، قطع ارتباطات مالی امارات با ایران است. دکتر اصغری ثانی این اتفاق را قابل پیش بینی میداند، چرا که تنشها در صنایع پتروشیمی و فولاد از قبل دیده میشد. اصغری ثانی پیشنهاد میکند که دولت باید اولویت خود را بر بازسازی و تغییرات در شرکتهای حیاتی و آسیب دیده مانند پتروشیمیها (که صدها شرکت زنجیرهای کوچکتر از آنها تغذیه میکنند) و فولاد متمرکز کند. او تأکید میکند که بدون بازگرداندن این صنایع به چرخه تولید و صادرات، کنترل بازارهای مالی و ارزی دشوار خواهد بود.