به گزارش شهرآرانیوز؛ جنگ، نکات فراوانی را به ما آموخت، یکی از مهم ترینشان، لزوم قطع وابستگی شهرها و روستاها به شبکههای سراسری برق و قدم برداشتن به سوی اصل خودبسندگی به ویژه در تأمین برق بود. برق رسانی به شهرها و روستاها، یعنی دکل گذاری و کابل کشیهای کیلومتری، لابد در زمانه خودش، گامی مهم در توسعه این مناطق بوده است، حالا، اما با گذر زمان و تجربه جنگ، میدانیم که هر وابستگی به شبکههای سراسری، حتی اگر صرفه اقتصادی داشته باشد که در بسیاری از موارد ندارد، میتواند نقطه آسیبی باشد که جوامع محلی را از تاب آوری دور
میکند. شبکههای برق رسانی، متکی به فناوریهایی در امر تولید و توزیع برق است که چندان روزآمد نیست، دانش روز، به جای تولید گسترده برق در نقطهای به نام نیروگاه و انتقال آن به نقطهای دیگر برای مصرف، فناوریهایی را پیشنهاد میدهد که برق را در ابعاد محلی تولید کرده و همان جا به مصرف میرساند. پنلهای خورشیدی، از همین فناوریها هستند.
دشتهای داغ خراسان، از ۳۶۵ روز سال، بیشتر از ۳۰۰ روز آفتاب دارند، آفتابی که میتواند به سادگی برق خانواری را مثلا در روستایی در دوردستها تأمین کند، بدون آنکه نیازی به شبکهای سراسری باشد. حتی بالاتر از این، دشتهای آفتابی خراسان و روستاهای آفتاب گیر آن، میتواند بستری مناسب برای تولید برق در ابعاد وسیعتر هم باشد، چنان که حالا سال هاست که اهالی «چاه نَسَر» نیشابور، در کنار کشاورزی و دامداری، به کار تولید برق هم از طریق پنلهای خورشیدی مشغولاند که در حیاط خانه ها، یا روی پشت بامها نصب شده است.
چاه نسر، تنها نیست، «کُندُر» خلیل آباد و «رباط» کلات نادری و بسیاری از روستاهای دیگر هم هستند که به سمت تولید برق خورشیدی برای خودشان و برای دیگران، قدم برداشتهاند. در حالی که بسیاری از کشورها، حتی آنهایی که آفتابهای چندان گرمی هم ندارند، به سمت تولید ارزان برق خورشیدی قدم برداشتهاند، حیف نیست که ما در خراسان، از این نعمت خدادادی، بهره کافی نبریم؟
البته هم زمان با رونق دادن به تولید برق خورشیدی، باید به سمت بومی سازی فناوری آن هم حرکت کرد والا صرفا از شکلی از وابستگی به شکل دیگری از آن، تن دادهایم و جالب آنکه ظاهرا خراسانی ها، استعدادی هم برای بومی سازیهایی از این دست دارند، چنان که مثلا در هر روستا، چندین کشاورز را میتوان پیدا کرد که بهتر از مهندسان انگلیسی و آلمانی، موتورپمپهای قدیمی چاههای عمیق را تعمیر و راه اندازی
میکنند. میگویند پس از پایان جنگ جهانی، روسها بسیاری از کامیونهای فرسوده شان را به روسیه برنگرداندند و همین جا در مشهد گذاشتند یا به مشهدیها فروختند و خیلی طول نکشید که تعمیرکارهای مشهدی، در گاراژهای خیابان تهران، یاد گرفتند چطور قطعات این ماشینها را با هم عوض کنند و حتی با قطعات مشابه جایگزین کنند و از کامیونهای اسقاطی، ماشینهایی بسازند که خود روسها انگشت به دهان بمانند.
با فراگیر شدن تولید برق خورشیدی دور نیست که ببینیم کسی در روستایی، پنل خورشیدی معیوبش را مثلا با آینه خانه اش تعمیر کرده و به کار تولید برق ادامه داده است، این استعداد در ما خراسانی ها، هست.