گاهی یک آب نبات همدلی می‌آورد!

  • کد خبر: ۴۱۹۰۴۲
  • ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۶
گاهی یک آب نبات همدلی می‌آورد!
ایست بازرسی‌ها نزدیک به هم بود. پشت ایست‌ها ترافیک شده بود. وقتی از ایست رد می‌شدیم یک فاصله کوتاهی برای با سرعت رفتن بود تا به ترافیک ایست بعدی برسیم.

ایست بازرسی‌ها نزدیک به هم بود. پشت ایست‌ها ترافیک شده بود. وقتی از ایست رد می‌شدیم یک فاصله کوتاهی برای با سرعت رفتن بود تا به ترافیک ایست بعدی برسیم. من و بچه هایم در ماشین پرچم به دست بودیم و مداحی «بزن که خوب می‌زنی» هم با صدای معمولی از ضبط ماشین پخش می‌شد.

جلوی ما دو ماشین بود، یکی شامل چند دختر جوان انقلابی دوآتیشه که پرچم به دست بودند و صدای ماشینشان بسیار بلند بود، کنار آن هم یک ماشین که یک زن و مرد با دختر خردسالشان بودند. به نظر می‌رسید این ماشین خیلی هم قرابتی با فضای تجمع و پرچم افراشتن نداشت.

سبقت و سبقت گیری بین این دو ماشین باعث درگیری لفظی بین آن‌ها شده بود و دست آخر ماشین دختران پرچم به دست با سرعت سبقت گرفت و رفت. وقتی ما به ماشین آن خانواده رسیدیم، مادر خانواده، داشت زیر لب فحش را نثار آن جوانان می‌کرد. 

من که به هوای بچه هایم، همیشه در ماشین شکلات و آب نبات دارم، از جاساز در ماشین یک آب نبات چوبی درآوردم و به دختر خردسالشان دادم. چشمان دختر برق زد و سرش را داخل ماشین کرد و رو به پدر و مادرش با خوشحالی گفت: آخ جون آب نبات! مادرش که از حرکت من جا خورده بود، رو کرد به من و گفت: کاشکی بقیه هم مثل شما بودند!

من که می‌دانستم ناظر به چه اتفاقی حرف می‌زند، گفتم: آن چند دختر هم جوان بودند و شور جوانی داشتند، شما به دل نگیرید. همسرش خندید و گفت: دمت گرم لطف کردی! همین طوری آرام آرام گپ و گفت می‌کردیم و توی صف ایست بازرسی جلو می‌رفتیم. نزدیک به انتهای مسیر بودیم که مادر آن خانواده گفت: شما از این پرچم کوچک‌ها که به دست می‌بندند ندارید؟

فاطمه -دختر بزرگم- یکی به دستش داشت و درآورد و سرش را از شیشه عقب ماشین بیرون کرد و گفت: بفرمایید.

خانم گرفت و تشکر کرد. ما و آن‌ها از ایست رد شدیم و صرفا با چند بوق از همدیگر خداحافظی کردیم. آن شب خیلی فکرم مشغول شد. گاهی با هم بودن، به اندازه همین قدر توجه کردن به یکدیگر قشنگ می‌شود. گاهی باید کمی خودمان را بشکنیم، همین که پایین آمدیم، دست چند نفر دیگر را هم گرفته‌ایم و با هم بالا می‌رویم! وحدت بر سر اشتراکات کار سختی نیست فقط کمی همدلی و حوصله و لبخند نیاز دارد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.