یکی از تصورات نادرست درباره دین و شریعت بهویژه در دوران معاصر، مسئله «جامعیت دین» و توانایی شریعت در پاسخگویی به تمام نیازهای انسان است. برخی افراد تصور میکنند دین و شریعت اسلامی، جامع نیست و دارای نواقص و کمبودهایی است که نمیتواند تمام نیازهای انسان را در ابعاد مختلف زندگی تأمین کند. تصور میکنند دین تنها به امور فردی، عبادی و اخروی میپردازد و در حوزه مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مدیریتی، ناتوان است. تصور میکنند شریعت اسلام برای دوران خاصی، نازل شده است و با تحولات زمانه و نیازهای انسان معاصر، سازگاری ندارد.
خاستگاه تاریخی این تصور غلط -که در بسیاری از افراد به یک باور تبدیل شده است- آموزههای مسیحیت تحریفشده و همچنین منازعه کلیسا در دوران قرون وسطی است. رفتارهای غلط آنان به نام دین، تصورات نادرستی را درباره اساس دین، بهویژه دین اسلام بهوجود آورده است.
درکنار اینها، عدهای با سوءاستفاده از این تصورات غلط درمیان مردم، با انگیزههای دشمنی با اسلام، آن را به یک نظریه علمی تبدیل کردند و تحت عنوان «سکولاریسم» در جوامع مختلف بهویژه جوامع اسلامی گسترش دادند، تاجاییکه حتی کسانی که هیچ تصوری از دین نداشتند، نیز آن را باور کردند.
جدای از این خاستگاه تاریخی، این تصور غلط، ناشی از عدم شناخت کافی دین است. کسانی که با دین مبارزه میکنند، درحقیقت با «دین» مبارزه نمیکنند، بلکه براساس برخی «تصورات نادرست»، موجودی به نام دین ساختهاند و آن را مذمت میکنند. البته در این میان، نمیتوان رفتارهای نادرست دینمداران را نیز نادیده گرفت؛ دینمدارانی که به دین عمل نمیکنند، بلکه به آنچه خود از دین دوست دارند، عمل میکنند و به تعبیر قرآن کریم به قسمتی از دین عمل میکنند و قسمت دیگر را رها میسازند. (نساء، ۱۵۰)
اولین آسیب و پیامد خطرناک این تصور غلط، رویگردانی از تعالیم زندگیساز قرآن و روی آوردن به آیینهای انحرافی و زندگیسوزی است که بشر با ذهن ناقص خود و با اهداف شخصی و گروهی، آن را طراحی کرده است.
فرقههای فراوان، عرفانهای کاذب، تفکرات، ایدئولوژیها و ایسمهای مختلف در جهان، زمانی میتوانند ایجاد شوند و زنده بمانند که تصورات انسانها را درباره «جامعیت دین» و توانایی اداره زندگی، به اشتباه بکشانند.
جامعیت دین اسلام چنان واضح است که اگر کسی فقط یکبار قرآن کریم را بخواند، با چنان معارف گستردهای مواجه خواهد شد که به جامعیت اسلام و توانایی اداره زندگی انسان در همه ابعاد، اعتراف خواهد کرد. اساسا فلسفه دستور خداوند به تدبر کردن در قرآن، همین است که جامعیت آن را آشکار کند و انسانها به این درک برسند که با تدبر در قرآن، میتوانند برنامه زندگی خود را از این کتاب انسانساز بهدست آورند. درحقیقت تدبر نکردن در قرآن را میتوان منشأ اساسی پیدایش تصور غلط درباره جامعیت اسلام دانست.
درکنار این سخن مهم، آیات متعددی وجود دارد که خداوند در آن، دین اسلام را دینی جامع و کامل معرفی میکند، بهطوری که میتواند تمام ابعاد برنامه زندگی انسان را پوشش دهد. آیه اکمال دین که درباره واقعه غدیر نازل شده است، بهصراحت میفرماید: «اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ: امروز، دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بهعنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.» (مائده، ۳)
همچنین آیه تبیان، قرآن را بیانکننده تمام برنامههای زندگی میداند: «وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ: ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همهچیز است.» (نحل، ۸۹) در آیه دیگری بهصراحت میفرماید: «ما هیچ چیزی را در قرآن فروگذار نکردیم: مَّا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ.» (انعام، ۳۸) همه آنچه انسان برای زندگی لازم دارد، در آن آوردهایم.
اگر قرآن کریم بهعنوان منبع اصلی دین اسلام، ناقص بود، معنا نداشت که خود را با چنین قاطعیتی، جامع تمام برنامههای انسان بداند!
ائمه معصوم (ع) نیز بهعنوان رهبران جامعه بشری، اسلام را دینی جامع میدانند.
«خداى تبارک و تعالى در قرآن، بیان هر چیز را فرستاده. به خدا سوگند چیزى از احتیاجات بندگان را فروگذار نفرموده، تاآنجاکه هیچ بندهاى نتواند بگوید اى کاش این مطلب در قرآن آمده بود جز آنکه آن را خداوند در قرآن فروفرستاده است!» (الکافی، ج ۱، ص ۵۹)
ازطرف دیگر همه میدانیم که دین اسلام، آخرین دین و پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر خداست و قرار است تا پایان تاریخ و برپایی قیامت، به همین دین عمل شود. حال این سؤال پیش میآید که «آیا میشود دین اسلام بهعنوان آخرین دین، ناقص باشد؟» قطعا اگر این دین ناقص بود، خداوند دین دیگری میفرستاد.