زمین قطعا گرد است

  • کد خبر: ۴۳۶۹۶۴
  • ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۷
زمین قطعا گرد است
بنای شیعه بر رشد است و به تعالی رسیدن در حین حرکت، نمی‌شود ایستاد و آموخت و بعد راهی شد، در حین حرکت و رفتن و هجرت باید زخم‌ها را ترمیم کرد، قوی شد، درمان خویش نمود و تاول تیمار کرد و رفت.
حامد عسکری
نویسنده حامد عسکری

یک اصلی که در داستان نویسی داریم این است که دایره وار بنویسید و مدور، چون که جهان بر مدار بنا شده است، زمین و سیارگان می‌گردند، آدمی طواف می‌کند و نت‌های موسیقی هم رجعتی دارند و برگشتنی به نقطه آغاز، داستان نویس‌ها می‌گویند از هرکجا قصه را شروع کردی برگرد به همان نقطه و آغازت را هم همانجا قرار بده و حالا که فکر می‌کنم محرم و صفر هم همین است. ما قبل از محرم غدیر را داریم که عید ولایت است و محمد (ص) دست علی (ع) را بالا می‌برد و می‌گوید جانشین من است، مسیرش را بروید و به حرفش گوش کنید و به او محبت بورزید و انگار غدیرنشینان فراموش می‌کنند و حاصل این فراموشی می‌شود محرم و عاشورا و ریختن خون حسین (ع) بر زمین و اسارت

خانواده اش. بر حسین (ع) اشک می‌ریزیم و بر سر و سینه می‌زنیم و اربعین را پیاده روی می‌کنیم و وقتی برمی گردیم انگار روحمان را با تازیانه‌های سلوک شلاق زده‌ایم و آب دیده کرده‌ایم و زنگار از چشم هایمان گرفته‌ایم. حالا چشم‌ها لیاقت پیدا کرده‌اند بر حسن (ع) و جدش محمد مصطفی (ص) اشک جاری کنند؛ و این چرخه ادامه دارد، اواخر ماه صفر خیلی به بی وفایی فکر می‌کنم. به مفهومش، به اینکه ولی خدا را اگر تنها بگذاری و حرفش را وقعی نگذاری و اهمیت ندهی هم خودش را مسموم می‌کنند و هم ممکن است چند سال بعد وارث او حسین (ع) را در کربلا سر ببرند و بعد این قدر همه چیز عوض شود که بگویند برای اعتلای اسلام، برای رضای خدا، برای پا برجاماندن دین در کربلا حضور داشتیم و حسین را کشتیم که اسلام باقی بماند و این چرخه ادامه دارد.

بنای شیعه بر رشد است و به تعالی رسیدن در حین حرکت، نمی‌شود ایستاد و آموخت و بعد راهی شد، در حین حرکت و رفتن و هجرت باید زخم‌ها را ترمیم کرد، قوی شد، درمان خویش نمود و تاول تیمار کرد و رفت، مبارزه و جهاد همین از پا نایستادن است.

به رنج‌هایی که محمد مصطفی (ص) کشید و زخم‌ها و کارشکنی‌ها و نامرادی‌هایی که حسن مجتبی (ع) برجان خرید که فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که هر کس دیگری بود جا می‌زد و می‌گفت نمی‌خواهندم، اذیتم می‌کنند، رنجم می‌دهند، به دردم نمی‌خورند، یار و اصحابی ندارم، بنشینم و صبر پیش گیرم، ولی رسم و روالشان این نبود.

حسن (ع) در نخیله مصطفی (ص) در غزوات و علی (ع) در همه زیستشان همین بودند و شاهکار عجیب و غریب کربلا هم که جای خودش. بزرگی می‌گفت اسارت خانواده حسین (ع) و در کف گودال افتادن و ذبح شدنش بازگشت حر و همه حر‌های اعصار تاریخ را معنا می‌کند و به آن ارزش می‌دهد و حالا که این طرف تاریخم، می‌بینم واقعا همین است. محرم و صفر امسال برایم بدون حضور مادی و جسمانی مردی طی شد که درست و کامل پایش را جای پای این بزرگان گذاشته بود و نتیجه اش هم همان شد که دیدیم. این روز‌ها که چهلم تدفین او را سپری می‌کنیم در حرف هایش که دقیق می‌شوم می‌بینم انگار عینکی از غیب به چشم داشت یا جادویی از ماشین زمان را می‌دانست که این گونه زیست و آن گونه رفت. او در زمان جاری می‌ماند درست مثل همه بزرگانی که صبر کردند، جهاد و مبارزه کردند و زندگی شان ختم به خون شد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.