به گزارش شهرآرانیوز؛ پسری هجده ساله که حدود یک هفته پیش پدرش را در شهرک طرق با ضربات چاقوی آشپزخانه به طرز فجیعی به قتل رسانده بود، دیروز با دستور قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، به محل جنایت منتقل شد تا صحنه قتل را بازسازی کند. کاوه در حاشیه این بازسازی اعلام کرد که از کشتن پدرش پشیمان نیست و اگر پدرش زنده میماند، او را دوباره میکشت.
این حادثه بامداد بیست و هشتم مرداد در یکی از محلات شهرک طرق رخ داد. در این حادثه همسایهها با شنیدن صدای کمک خواستن مردی به کوچه ریختند و متوجه شدند که عباس آقا، همسایه شان، هدف حمله پسرش با چاقو قرار گرفته است. در این میان که پسر درحال زدن ضربات چاقو به پیکر پدرش بوده است، یکی از پسرهای هم سن و سال کاوه جلو میرود و میگوید: «کاوه، نزن، باباته!» که پسر چاقوبه دست داد میزند: «این خونواده م رو دربه در کرد!»
با اعلام این حادثه به پلیس و حضور افسران کلانتری طرق در محل، با کشف پیکر خونین مردی که کارشناسان اورژانس مرگ او را تأیید کرده و همسایهها چادری رنگی روی آن کشیده بودند، موضوع جنایت به قاضی خاکشور اعلام شد و با صدور دستورات تخصصی، عامل جنایت در محل دستگیر شد.
با حضور تیم جنایی دادسرای مشهد در محل، متهم صراحتا قتل پدر را پذیرفت و اختلافات خانوادگی را علت این تصمیم دانست. در روزهای بعد متهم به قتل با صراحت به همه جزئیات این جنایت در جلسات بازپرسی اعتراف کرد.
صبح دیروز با دستور بازپرس جنایی، متهم به محل جرم برگشت تا همه جزئیات و ابهامات این پرونده را مقابل دوربین قوه قضائیه بازسازی کند.
کاوه درحالی به محل سابق زندگی اش در شهرک طرق برگردانده شد که همسایههای زیادی اطراف خانه جمع شده بودند تا چهره متهم پرونده «پدرکشی» را از نزدیک ببینند. با دستور قاضی خاکشور، پسر جوان در برابر چشمهای متحیر، عصبانی و بهت زده همسایهها به خانه منتقل شد تا پشت درهای بسته جزئیات این جنایت را بازگو و نحوه قتل را بازسازی کند.
متهم به قتل با این توضیح که گاهی گل میکشد، اما آن شب چیزی مصرف نکرده بود، با صراحت به مقام قضایی توضیح داد که از یک هفته قبل نقشه قتل پدرش را کشیده و منتظر فرصت بوده است. در شب جنایت او مهمان خانه دایی اش بوده است، چون مادر و خواهرش نیز با دایی اش زندگی میکنند.
پسر جوان از دایی اش با هویت «امیر» میخواهد که با خودرو شخصی اش او را به خانه برساند و این گونه بوده است که نزدیک ساعت یک بامداد پسر به خانه شان برمی گردد. او درباره وضعیت خانه پس از ورود گفت: وقتی آمدم، دیدم بابایم دراز کشیده است. رفتم درون اتاق خواب و کمین کردم تا مطمئن شوم که خواب است.
بعد از اینکه فهمیدم خوابیده است، پاورچین پاورچین به سمت آشپزخانه رفتم و چاقوی آشپزخانه را که پدرم خودش خریده بود، برداشتم و به سمتش رفتم. وقتی کنارش رسیدم، شروع کردم به چاقوزدن. نمیدانم چند ضربه زدم، فقط یادم است که خیلی زدم. پدرم از خواب پرید و بلند شد. خیلی تعجب کردم که با آن همه ضربه چطور به سمت کوچه دوید و خودش را وسط کوچه رساند.
کاوه در پاسخ به اینکه آیا در طول مسیر هم با پدرت درگیر بودی، پاسخ داد: وقتی به او رسیدم که وسط کوچه داشت داد میکشید و از همسایهها کمک میخواست. وقتی به او رسیدم، خودش روی زمین افتاد و من باز ضربات زیادی به او زدم و حتی برخی ضربات را به جاهایی از بدنش زدم که داخل خانه زده بودم. اینجا پسر همسایه آمد و گفت که نزنم، پدرم است.
علت فرارنکردن کاوه از محل جرم یکی از ابهامات پرونده بود که بنا به گفته او، با توجه به شلوغی کوچه و تجمع همسایه ها، امکان فرار نداشته، اما اگر میتوانسته، حتما میگریخته است.
کاوه در پاسخ به این پرسش که آیا میدانستی داری پدرت را با چاقو میزنی، تأکید کرد که کاملا متوجه بوده است و درباره علت اختلاف با پدرش اعتراف کرد: او مادر و خواهرم را دربه در کرد. پدر و مادرم با هم مشکل داشتند و از خیلی وقت پیش از یکدیگر جدا شده بودند. همان اول مادرم به خانه داییام رفت و من و ساره که از من کوچکتر است، قرار بود با پدرم زندگی کنیم، ولی پدرم ساره را هم از خانه بیرون انداخت که رفت خانه داییام.
«علت مشکلات و اختلافات پدر و مادرت چه بود؟» متهم به قتل در پاسخ به این سؤال مدعی شد که پدرش همیشه به مادرش انگ میزده و او بوده که زندگی شان را از هم پاشانده است و اگر پدرش زنده باشد، باز هم او را خواهد کشت.
پسر هجده ساله که پدرش را مسبب همه اتفاقهای بد زندگی اش میدانست، در پاسخ به اینکه آیا از کرده اش پشیمان است، گفت: نه، پشیمان نیستم، ولیای کاش بیشتر او را میزدم و حتی اگر آزاد شوم، به سراغ باعث و بانیان وضعیت امروز زندگیام میروم. او درباره اینکه این افراد چه کسانی هستند، سکوت کرد.