به گزارش شهرآرانیوز، سینما و تولید تصویری در مشهد، برخلاف تصویری که گاهی از آن ارائه میشود، فقط به چند نام و چند پروژه محدود نیست. در سالهای گذشته، جمعهایی از فیلمسازان و فعالان حوزه تصویر شکل گرفتهاند که بخشی از آنها در بزنگاههای اجتماعی و سیاسی، بدون انتظار مالی، وارد میدان تولید شدهاند و آثار متعددی را در کوتاهترین زمان به تولید و پخش رساندهاند. با این حال، پشت این ظرفیت قابل توجه، پرسشی جدی وجود دارد: این بدنه تولیدی چگونه میتواند از «تولید جهادی و مقطعی» به یک جریان حرفهای و پایدار تبدیل شود؟
این پرسش یکی از محورهای اصلی نشستی بود که با میزبانی سید میثم موسویمهر، مدیرعامل موسسه فرهنگی شهرآرا، و با حضور علیرضا باغشنی، دبیر انجمن مستندسازان انقلاب اسلامی، رضا غریبی و مسعود حقدوست از اعضای شورای انجمن و جمعی از فعالان رسانه برگزار شد.
این نشست در ادامه مجموعه دیدارها و گفتوگوهای موسویمهر با اهالی هنرهای نمایشی و تصویری برگزار شد؛ سلسله نشستهایی که به بهانه روز ملی سینما آغاز شده و با هدف شناخت ظرفیتهای موجود، شنیدن دغدغههای فعالان و بررسی امکان همکاریهای مشترک ادامه پیدا کرده است.
مدیرعامل موسسه فرهنگی شهرآرا در ابتدای این نشست درباره چرایی ورود شهرآرا به حوزه تصویر توضیح داد. به گفته او، توجه به تصویر تنها به یک علاقه رسانهای محدود نیست و با مأموریتهای این مجموعه در حوزه مدیریت شهری و روایت شهر نیز ارتباط دارد.
موسوی مهر با اشاره به جایگاه این مجموعه به عنوان یک رسانه متمرکز بر بوم مشهد، تأکید کرد که شهرآرا تلاش کرده است اتفاقات مختلف شهر را در قالبهای متنوع رسانهای روایت کند؛ از تولیدات مکتوب و فضای مجازی گرفته تا ایجاد رسانهها و بخشهای تخصصی.
او «کافه شهر» و «روایت مشهد» را از جمله تجربههای شهرآرا در این زمینه دانست و گفت این مجموعه تلاش کرده است برای اتفاقات، آدمها، مکانها و رویدادهای مشهد، روایت رسانهای تولید کند.
به گفته موسویمهر، این رویکرد در حوزه مفاخر نیز دنبال شده است و شهرآرا با راهاندازی بخش «مشهدچهره» تلاش کرده تصویری مستند و قابل رجوع از چهرههای شاخص مرتبط با مشهد ارائه دهد.
او همچنین به تجربههای دیگری مانند شناسایی سوژههای مشهدی و تبدیل برخی از آنها به ایدههای داستانی اشاره کرد؛ تجربهای که در نهایت به برگزاری فراخوان فیلمنامهنویسی و دریافت طرحهایی از استانهای مختلف کشور منجر شد.
یکی از محورهای صحبتهای موسویمهر، تلاش شهرآرا برای تأثیرگذاری بر تصویری بود که از مشهد در رسانهها شکل میگیرد.
دبیر شورای عالی آثار تصویری و نمایشی شهرداری مشهد با اشاره به فعالیت رسانهای شهرآرا در سطح ملی گفت: این رسانه تلاش کرده است موضوعات مشهد را در سطوح مختلف ملی مطرح کند و از ظرفیت رسانههای محلی برای روایت شهر بهره بگیرد.
از نگاه او، تولید روایتهای متعدد و متنوع از مشهد میتواند در شکلگیری تصویر رسانهای این شهر مؤثر باشد؛ روایتی که صرفاً به اخبار رسمی محدود نشود و ظرفیتهای انسانی، فرهنگی، هنری و اجتماعی شهر را نیز دربر بگیرد.
در همین چارچوب، ورود به حوزه تصویر نیز برای شهرآرا اهمیت پیدا کرده است؛ از حمایت و ساماندهی تولیدات تصویری گرفته تا تجربههایی مانند باشگاه فیلم شهر.
موسویمهر با اشاره به ظرفیتهای موجود در حوزه سینما، مستند، عکاسی و تولیدات تصویری، بر این نکته تأکید کرد که شهرآرا علاقهمند است در این حوزه نقش فعالتری داشته باشد و از ظرفیتهای موجود برای تولید روایتهای تصویری از مشهد استفاده کند.
او البته درباره حوزه تئاتر نیز به تجربههای حمایتی شهرآرا اشاره کرد و گفت با وجود هزینهکرد قابل توجه در این حوزه، هنوز این حمایتها به اندازهای که انتظار میرود در بدنه تخصصی هنرهای نمایشی دیده نشده است.
در ادامه، علیرضا باغشنی، دبیر انجمن مستندسازان انقلاب اسلامی، از تاریخچه شکلگیری این مجموعه گفت؛ مجموعهای که به گفته او، بعد از سال ۸۸ و با گردهم آمدن تعدادی از هنرمندان مشهدی فعال در حوزه فیلم و مستند شکل گرفت.
او توضیح داد که جلسات اولیه بیشتر ماهیتی آموزشی و دوستانه داشت. فیلمها در جمع دیده میشدند، درباره آنها گفتوگو میشد و اعضا تلاش میکردند به یکدیگر برای بهتر شدن آثارشان کمک کنند.
باغشنی شکلگیری این جمع را فرصتی برای رشد تدریجی فیلمسازان دانست و گفت که به مرور، افراد بیشتری به این حلقه اضافه شدند و فعالیتها از مستندسازی فراتر رفت.
امروز، به گفته او، اعضای این مجموعه در حوزههای مختلفی از تولیدات تصویری فعال هستند؛ از نویسندگی و کارگردانی سریال و فیلم سینمایی گرفته تا تدوین، تصویربرداری و دیگر تخصصهای فنی.
اما آنچه به گفته دبیر انجمن همچنان وجه تمایز این مجموعه است، انتخاب موضوعات و دغدغههای اجتماعی و فرهنگی مرتبط با گفتمان انقلاب اسلامی است؛ موضوعی که البته از نگاه او صرفاً به جنگ و مقاومت محدود نمیشود و میتواند مسائل اجتماعی مختلفی مانند عدالت اجتماعی یا آسیبهای اجتماعی را نیز دربر بگیرد.
بخش قابل توجهی از صحبتهای باغشنی به حضور اعضای انجمن در اتفاقات و بزنگاههای مختلف اختصاص داشت.
او توضیح داد که اعضای انجمن در برخی مقاطع، بدون چشمداشت مالی و صرفاً با احساس مسئولیت، وارد فرایند تولید شدهاند. از نگاه او، این حضور باعث شده مجموعهای از آثار در زمان کوتاه تولید و در اختیار رسانهها قرار گیرد.
به گفته باغشنی، در برخی از این مقاطع، دهها اثر در قالبهای مختلف تولید شده است؛ از مستند و فیلم کوتاه گرفته تا آثار داستانی، نماهنگ و دیگر قالبهای تصویری.
این تولیدات در مواردی به تلویزیون نیز راه پیدا کردهاند و حتی فرایند پخش آنها به شکل فشرده و در فاصله کوتاهی پس از تولید انجام شده است.
او تأکید کرد که اعضای انجمن تلاش کردهاند صرفاً به «دوربین به دست گرفتن» محدود نشوند و تولید حرفهای را جدی بگیرند؛ چرا که بخش قابل توجهی از اعضای این مجموعه، سالها در حوزه سینما و تلویزیون فعالیت کرده و صاحب تجربه و رزومه هستند.
رضا غریبی، عضو شورای انجمن، در ادامه تلاش کرد تصویر دقیقتری از ساختار و ظرفیتهای این مجموعه ارائه دهد.
به گفته او، این مجموعه در ابتدا بیشتر با عنوان انجمن و یک جمع حرفهای شناخته میشد و اعضا تمایل نداشتند فعالیتهایشان صرفاً حول یک برند یا نام مشخص تعریف شود. با این حال، در سالهای اخیر تلاشهایی برای ایجاد ساختارها و بسترهای تازه انجام شده است.
غریبی تأکید کرد که دامنه فعالیت اعضای این مجموعه فقط به خراسان رضوی محدود نیست و اگرچه خاستگاه بسیاری از آنها مشهد و خراسان است، بخشی از اعضا اکنون در تهران و دیگر شهرهای کشور فعالیت حرفهای دارند.
او همچنین به ارتباط تاریخی این جریان با جشنواره عمار اشاره کرد و گفت بخشی از شکلگیری و رشد این بدنه، با جریانهای شکلگرفته پیرامون سینمای مستند و جشنواره عمار ارتباط داشته است.
یکی از نکات قابل توجه در صحبتهای غریبی، تأکید بر تخصصگرایی در فرایند تولید بود.
او معتقد است یکی از مشکلات فضای سینمایی این است که در ذهن بسیاری از افراد، مسیر رشد حرفهای در نهایت به کارگردانی یا تهیهکنندگی ختم میشود؛ در حالی که یک نظام حرفهای تولید به تخصصهای متعدد نیاز دارد.
از نگاه او، ممکن است یک نفر در صداگذاری، دیگری در اصلاح رنگ، فردی در تدوین و شخص دیگری در تصویربرداری تخصص داشته باشد و هر کدام بتوانند بخشی مؤثر از یک فرایند حرفهای تولید را بر عهده بگیرند.
غریبی این نگاه را یکی از ظرفیتهای مجموعه تحت مدیریت انجمن دانست و گفت تلاش شده است تمام کدهای تخصصی تولید در کنار یکدیگر دیده شوند.
روایت غریبی از نحوه تولید آثار در برخی مقاطع، تصویر متفاوتی از پشت صحنه این تولیدات ارائه کرد.
او توضیح داد که در شرایط خاص، تجهیزات شخصی اعضا وارد یک چرخه جمعی تولید میشود؛ دوربین، لنز، تلفن همراه، تجهیزات تدوین و دیگر امکاناتی که متعلق به افراد است، فهرست و برای تولید آثار در اختیار مجموعه قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، بخشی از هزینه تولید عملاً از سرمایه شخصی فیلمسازان تأمین میشود؛ سرمایهای که در قالب تجهیزات و زمان و تخصص افراد وارد فرایند تولید میشود.
غریبی با اشاره به تجربههای اخیر گفت در برخی مقاطع، گروههای تخصصی مختلفی از فیلمنامهنویسی و کارگردانی گرفته تا تدوین و پشتیبانی تشکیل شدهاند و دهها نفر به صورت همزمان روی تولید آثار فعالیت کردهاند.
اما شاید مهمترین بخش نشست، جایی بود که بحث از ظرفیت تولید به مسئله اقتصاد هنر رسید.
غریبی در توضیح وضعیت فیلمسازانی که در مقاطع حساس به صورت داوطلبانه وارد میدان تولید میشوند، یک سؤال ساده، اما جدی مطرح کرد: اگر قرار است یک فیلمساز در یک مقطع خاص تمام وقت خود را برای یک اتفاق بگذارد، هزینه زندگی و معیشت او از کجا تأمین میشود؟
او برای توضیح این مسئله از مثال باغبان استفاده کرد؛ اینکه اگر باغبانی در یک شرایط اضطراری چند روز یا چند هفته برای کمک به یک اتفاق عمومی کار کند، بعد از آن باید زندگی و معیشت خودش را ادامه دهد. به گفته او، همین مسئله درباره فیلمسازان نیز وجود دارد.
غریبی تأکید کرد که بحث فقط دستمزد یا امضای هنری نیست؛ مسئله، امکان ادامه دادن مسیر حرفهای است.
به اعتقاد او، بدنهای از نیروهای جوان در سالهای گذشته شکل گرفته که با انگیزه و تخصص وارد عرصه شدهاند، اما وقتی مسئله اقتصاد و آینده شغلی مطرح میشود، این پرسش پیش میآید که این روند تا چه زمانی میتواند صرفاً بر پایه کار جهادی و بدون پشتوانه اقتصادی ادامه پیدا کند.
در بخش دیگری از نشست، غریبی با اشاره به ظرفیت شهرآرا، بر امکان شکلگیری همکاریهای مشترک میان این مجموعه و انجمن تأکید کرد.
او گفت همکاری میان دو طرف نباید الزاماً فقط به حمایت مالی محدود شود و میتواند حوزههایی مانند سفارش تولید، انتشار آثار، ایجاد زمینه دیدهشدن تولیدات، تعریف پروژههای مشترک و استفاده از ظرفیتهای رسانهای را نیز شامل شود.
از نگاه او، شهرآرا به دلیل برخورداری از ظرفیت رسانهای و دسترسی به مخاطب، میتواند در بخش توزیع و دیدهشدن آثار نقش مهمی داشته باشد؛ در مقابل، انجمن نیز بدنهای از نیروهای متخصص و تجربه تولید در اختیار دارد.
غریبی حتی پیشنهاد کرد پروژههایی با موضوع مستقیم مشهد تعریف شود تا فیلمسازان مشهدی بتوانند در تولید آنها مشارکت کنند و بخشی از ظرفیت حرفهای موجود در شهر فعال شود.
در پایان این نشست، آنچه بیش از همه خودنمایی میکرد، فاصله میان «ظرفیت» و «ساختار» بود.
مشهد از یک سو بدنهای از فیلمسازان، نویسندگان، تدوینگران، تصویربرداران و دیگر متخصصان حوزه تصویر دارد؛ افرادی که در جشنوارهها حضور داشتهاند، آثارشان از تلویزیون پخش شده و در مقاطع مختلف توانستهاند تولیدات متعددی را به سرانجام برسانند.
از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از این ظرفیت هنوز در قالب پروژههای مقطعی و بر اساس انگیزه شخصی و کار داوطلبانه فعال میشود.
شهرآرا نیز در سالهای اخیر تلاش کرده است از یک رسانه محلی صرف، به مجموعهای با تجربههای متنوع در روایت مشهد، تولید محتوای تصویری، شناسایی سوژه و ارتباط با جریانهای فرهنگی و هنری تبدیل شود.
نشست میان این دو مجموعه را میتوان تلاشی برای پیدا کردن نقطه اتصال این دو ظرفیت دانست؛ نقطهای که اگر از سطح دیدار و گفتوگو فراتر برود، میتواند به تعریف پروژههای مشترک در حوزه تصویر و روایت مشهد منجر شود.
اما شاید مهمترین پرسشی که در این نشست باقی ماند، نه درباره تعداد فیلمها و میزان تولید، بلکه درباره آینده فیلمسازانی بود که این آثار را میسازند: چگونه میتوان انگیزه، تخصص و ظرفیت تولید آنها را از یک سرمایه مقطعی به یک جریان حرفهای و ماندگار برای سینمای مشهد تبدیل کرد؟