تجربه دفاع مقدس ۸ ساله، درسی برای امروز

  • کد خبر: ۴۴۷۱۱۷
  • ۳۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۹
یادداشت
باید دفاع مقدس را، چون کتابی پر صفحه خواند و تمام ساحتی تحلیل کرد و در جایگاه خود، سهم خویش را از این میراث مانا برداشت.

تقویم با برگ ۳۱ شهریور، برای ما یک برگ راهبردی، رو می‌کند. یک آسِ تمام. ما را به یک میراث گران قدر توجه می‌دهد. به ثروتی گران سنگ که اگر بتوانیم آن را بسان سرمایه‌ای در گردش جاری کنیم، جریان زندگی ملی و حتی فردی ما در مدار ترقی و تعالی قرار خواهد گرفت. تعالی معنوی و ترقی جهانی.

برای رسیدن به جایگاهی چنین رفیع باید دفاع مقدس را، چون کتابی پر صفحه خواند و تمام ساحتی تحلیل کرد و در جایگاه خود، سهم خویش را از این میراث مانا برداشت. در ساحت ملی باید به عنوان درس حماسه خواند و با تکرار آموزه هایش همیشه قد فراز داشت و پرچم افراشت، اما در جایگاه مسئولیت ملی باید آن را چنان خواند که سپهبد شهید، محمد باقری می‌خواند. 

چنان که سپهبد شهید رشید به درد گفته تبدیل می‌کرد؛ و باز چنان که همه کارآزموده‌های دفاع مقدس می‌گویند. بله، دفاع مقدس را باید چنان خواند که ریشه‌های بلند ما را در گذشته مراقبت کند و هم چراغ راهی باشد برای امروز و فردا‌های دور و درازی که در پیش داریم.  درست نخوانیم، خدای نکرده، مجبور خواهیم شد درشت برداریم. 

درست خواندن هم به فهم زمین و زمان و زمینه هاست. به درک درست از توان خویش و توشه دشمن است. به سنجه زدن‌های مکرر و به روز رسانی مدام ظرفیت‌ها و تنظیم آن با هدف هاست. به اینکه دچار توهم نشویم و نگذاریم اصحاب توهم برای امروز و فردای ایران متمدن تصمیم بگیرند. تصمیم‌های کلان را باید کسانی بگیرند که به عقلانیت راهبردی و ایمان عملی متمایزند. 

این گزاره تاریخی سپهبد شهید محمد باقری تنها بیانگر دیروز نیست که تجربه‌ای عبرت آموز برای امروز هم هست؛ در سال ۱۳۶۲، وقتی رزمنده‌ها در خط مقدم برای دو کیلومتر پیشروی با کمبود تجهیزات می‌جنگیدند، عده‌ای در تهران با توهم فتح بغداد، فرماندهان میدان را خائن می‌خواندند!  آن روز به قول شهید باقری بچه‌های جبهه با دیدن فاصله این توهم تا واقعیت ۱۲۰ کیلومتر بیابان بغداد فقط می‌خندیدند.  آن روز هم در رویارویی با متوهمان، کارمان از گریه گذشته بود که به آن می‌خندیدیم، اما امروز باید چنان بر توهم‌ها خط بطلان کشید که حق عقلانیت و غیرت و قدرت ملی ادا شود.

این هم زمانی محقق می‌شود که همه ظرفیت‌های ملی، در هندسه هدایت فرمانده کل قوا هم افزا شود. این هم افزایی فقط برای جنگ نیست که برای همه امور زندگی هم باید مورد توجه قرار گیرد. در کار جنگ، با تجربه گذشته باید از این مرز عبور کنیم که مسئولان کشور در امر جنگ عوام باشند. حرف‌های شهید رشید با همین کلیدواژه «در جنگ عوام هستیم» ما را می‌رساند به واقعیت دیروز که امروز باید به عنوان درس بخوانیم.

کشوری که امروز هم درگیر جنگی چنین فراگیر و ترکیبی است حتما باید از تجربیات زیسته خود در هشت سال به بهترین شکل بهره برد. اولین لایه بهره برداری، حضور صددرصدی از میدان عمل است چه جنگ باشد و چه مذاکره. میز و میدان و خیابان باید هم افزا و یک صدا باشند. تحریر زیست سیاسی جامعه باید همان شعاری باشد که می‌خواندیم؛ «فرمانده بده فرمان، حُکم آنچه توفرمایی».

دیگر کسی خارج از دستگاه ننوازد و هارمونی ملی را به هم نریزد. کسی مذاکره را تحمیل به رهبر نخواند و دیگری ادامه جنگ را تحمیل ننامد. بلکه با اعتماد به قوه عاقله نظام و اقتدار رهبری نقش خود را به عنوان یک ملت رشید ایفا کنیم. این است که دشمن را هم از ایجاد شکاف در کشور مأیوس می‌کند و به این نتیجه می‌رساند که، تصمیم چه جنگ باشد و چه مذاکره، چه دیپلماسی میدان دار شود یا میدان امور را به دست بگیرد، فقط یک صدا خواهد شنید. صدایی به دور از ترس و توهم. مبتنی با واقعیت‌های میدانی که کار را براساس جدول محاسبات با کلمه رمز وحدت به پیروزی می‌رساند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.