به گزارش شهرآرانیوز، حوزه هنری خراسان رضوی در شبهای گذشته میزبان نشستی با عنوان «تعاملات هنری، ادبی ایرانیان و مهاجرین؛ چالشها و ظرفیتها» با حضور جمعی از هنرمندان ایرانی و افغانستانی بود تا هنرمندان و چهرههای فرهنگی مهاجر افغانستانی ساکن مشهد دغدغهها و مشکلات خود را با مسئولان حاضر در این جلسه در میان بگذارند.
در این نشست نمایندگانی از جامعه فرهنگی و هنری افغانستانیها حضور داشتند و آنها نکات و دغدغههای خود را با حاضران در این جلسه در میان گذاشتند.
سید ابوطالب مظفری، شاعر و پژوهشگر افغانستانی و حسین کمیلی، پژوهشگر حوزه بینالملل و فعال فرهنگی از حاضران در این جلسه بودند که از آنها سئوال کردم، برگزاری چنین جلساتی چه اهمیت و تاثیری بر تعامل مثبت جامعه میزبان با مهاجران افغانستانی دارد؟

ابوطالب مظفری، شاعر و پژوهشگر افغانستانی، بر اهمیت برگزاری جلسات همفکری میان جامعه ایران و مهاجران افغانستانی تأکید کرد و گفت که این جلسات برای رفع سوءتفاهمها و بهبود روابط دو جامعه ضروری است.
مظفری با اشاره به حضور چندین دههای مهاجران افغانستانی در ایران، بیان کرد که این سالها با بحرانهایی نظیر جنگ و انقلاب در ایران و افغانستان همراه بوده است. این شرایط، در کنار محاصره اقتصادی ایران، منجر به کنشها و واکنشهای گاه منفی و گاه مثبتی میان دو جامعه شده است.
وی افزود که متأسفانه تعامل میان عموم مردم و نخبگان دو کشور اندک بوده است، زیرا مهاجران اغلب در کلونیهای خود زندگی کرده و تعاملشان با جامعه میزبان عمدتاً در سطح کارگر و کارفرما محدود شده است.
به گفته مظفری، این عدم تعامل، تصورات ناقص و نارسا و گاه غلطی را از جامعه مهاجر و جامعه میزبان ایجاد کرده است. این تصورات غلط، ذهنیتی را در رسانهها، نخبگان و دولتمردان دو ملت شکل داده که به بدبینیهای فزایندهای منجر شده است.
وی مهاجرستیزی و مهاجرهراسی را از جمله نمونههای این بدبینیها دانست که در هر پیچ بحرانی مشاهده میشود.
مظفری تأکید کرد که برای تغییر این ذهنیتها، گسترش ارتباطات نخبگانی ضروری است.
او اشاره کرد که در سالهای اخیر، این ارتباطات در میان شاعران تا حدودی وجود داشته، اما گسترده نبوده است.
این شاعر و پژوهشگر افغانستانی افزود که مهاجران در رشتههای مختلف هنری، در میان طلاب و دانشجویان، افراد نخبهای دارند که دیالوگشان با جامعه میزبان بسیار کم است. این افراد در میان خود تولیدات، نمایشگاهها و اساتید و شاگردانی دارند، اما جامعه میزبان از نتایج کار آنها مطلع نیست و دولتمردان نیز از نیازمندیها و مشکلاتشان بیاطلاع هستند.
این پژوهشگر افغانستانی اظهار داشت که در نشستهایی که تاکنون برگزار شده، مهاجران گلهگذاری کردهاند و طرف ایرانی یا توجیه کرده یا اظهار بیاطلاعی. این روند باید تغییر کند و راهکار آن، برگزاری نشستهایی در ساحات مختلف است که در آنها مشکلات به صورت رو در رو و بدون گلهگذاریهای یکطرفه بیان شود.
مظفری همچنین بر لزوم پذیرش کاستیهای خود از سوی مهاجران تأکید کرد.
وی در پایان، برگزاری نشستهایی با بازده، تنوع، گستردگی و استمرار را پیشنهاد داد و خواستار بایگانی نتایج این نشستها و رساندن آنها به سمع و نظر نهادهای تصمیمگیرنده در ایران شد.
حسین کمیلی، فعال فرهنگی، بر اهمیت برگزاری جلسات همفکری میان جامعه ایران و جامعه مهاجران افغانستانی تأکید کرد.
وی معتقد است که این جلسات برای مقابله با تشدید جداییگزینی در جامعه مهاجر و تقویت تعاملات فرهنگی و اجتماعی ضروری است.
کمیلی با اشاره به اینکه جامعه مهاجران افغانستانی در ایران، علیرغم زندگی در شهرهای ایران، کمتر با مردم ایران تعامل دارند و مناسبات غیررسمی که فرهنگ در دل آنها شکل میگیرد، کمرنگتر شده یا درونیتر میشود، این وضعیت را یک معضل دانست.
به گفته وی، این جداییگزینی در کوتاهمدت ممکن است عامل بقا باشد، اما در بلندمدت، زیست جامعه مهاجر در کشور میزبان را دشوار میکند؛ زیرا مسائل آنها کمتر مطرح شده و ظرفیتهایشان کمتر دیده میشود.
این فعال فرهنگی افزود که نخبگان دو طرف، بهویژه هنرمندان، باید تبادلات را احیا و شکل دهند.
او تأکید کرد که آثار تولیدی هنرمندان در فرهنگ عمومی نفوذ میکند و میتواند این دیوار جدایی را بشکند و فضاهایی را ایجاد کند که شناخت جامعه میزبان از جامعه مهاجر را تقویت کند.
کمیلی همچنین به پژوهشهایی اشاره کرد که نشان میدهد جامعه میزبان شناخت کمی از جامعه مهاجر دارد و هشدار داد که دشمن از همین شکاف شناختی برای سرمایهگذاری و ایجاد جریان مهاجرهراس استفاده میکند و اتهامات مختلفی را به جامعه مهاجر نسبت میدهد که متأسفانه بخشی از مردم ایران به دلیل ناآگاهی و ابهام، آنها را باور میکنند.
از این رو، وی همکاری نخبگان را یک راهکار بنیادین و اصیل برای تقویت شناخت و مقابله با این چالشها دانست.