به گزارش شهرآرانیوز؛ «مهمترین اولویت در آستانه سال تحصیلی جدید، اطمینان از حضور معلم در تمامی کلاسهای درس است؛ چنانچه مدرسهای با کمبود نیروی انسانی مواجه است، اولویت نخست باید تأمین معلم برای کلاس درس باشد.» این بخشی از صحبتهای صفدر سلطانی، مدیرکل آموزش وپرورش خراسان رضوی، در آخرین جلسه ستاد پروژه مهر استان است. او از مواجهه با زخمی گفته است که در استان ما هرسال، هم زمان با مهرماه، سر باز میکند.
مهر امسال دوباره دانش آموزان، کلاسهایی را پر میکنند که از اسفند سال گذشته و با ازسرگیری جنگ تحمیلی سوم، خالی مانده بودند؛ حالا با بازگشت دانشآموزان به کلاسهای درس، بار دیگر همان پرونده قدیمی کمبود معلم باز شده است. اگرچه آمار رسمی تازهای از کمبود معلم در استان منتشر نشده است، با استناد به آمار پیشین و گفتههای تازه سلطانی، این آمار را میتوان تخمین زد؛ هجدهم آبان ۱۴۰۴ بود که علیرضا کاظمی، وزیر آموزش وپرورش، در گفتوگو با شهرآرا، کمبود ۱۸ هزار معلم را در خراسان رضوی تأیید کرد.
ازسوی دیگر، سلطانی نیز در نشست خبری اخیر خود اعلام کرده است که «بیش از ۳ هزار معلم از دانشگاه فرهنگیان و استخدام جدید داشتیم.» حالا اگر این رقم استخدامهای جدید را از آن کسری ۱۸ هزار معلم کم کنیم، به رقم ۱۵ هزار نفر میرسیم؛ یعنی بر مبنای آخرین عدد رسمی اعلامشده از کسری معلم و با کسر بیش از ۳ هزار استخدام اعلام شده، میتوان به کسری حدود ۱۵ هزار نفری رسید.

تا اینجای ماجرا، به عدد ۱۵هزار رسیدیم؛ کسری معلم در استان براساس تفاضل آمار تأییدشده وزیر و استخدامهای جدید به روایت مدیرکل استان، با این حال سلطانی خودش در همان نشست خبری، عدد دیگری هم اعلام کرده است: «کمبود واقعی ۱۳هزار نیرو.» او در توضیح این عدد، به ۹۷هزار نیروی انسانی شاغل در استان و نیاز ۱۱۰هزار نفری اشاره کرده است.
ازآنجاکه مدیرکل آموزش وپرورش خراسان رضوی عدد ۱۳ هزار نفر را برای «مجموع نیروی انسانی» استان به کار برده است، شامل معلمان، نیروهای خدماتی و سرایداران و... میشود. اینجاست که به دو عددی میرسیم که دست کم درظاهر با هم نمی خوانند؛ چطور ممکن است کل نیاز نیروی انسانی استان ۱۳هزار نفر باشد، درحالی که فقط کمبود معلمان، ۱۵هزار نفر است؟
عدد کل نمیتواند از عدد جزء کمتر باشد، حتی اگر سلطانی عدد ۱۳هزار را فقط برای کمبود معلمان اعلام کرده باشد، بازهم این عدد با ۱۵هزار محاسبه شده نمیخواند؛ چون کمبود معلمان -براساس آمار وزیر و استخدامهای جدید- نباید کمتر از ۱۵هزار باشد. این مسئله احتمالا دو توضیح ممکن دارد؛ یا یکی از این آمارها درست و دقیق نیست، یا تعداد نیروهای استخدامی بیشتر از عددی بوده که سلطانی اعلام کرده است.
برای رفع این ابهام، از آموزش وپرورش خواستیم که آمار و اطلاعات دقیق تری از وضعیت کمبود معلم در استان، دراختیار خبرنگار ما بگذارد، اما مشغلههای مسئولان این اداره کل در آستانه بازگشایی مدارس، سبب شد که پاسخگویی به خبرنگار ما را به زمان دیگری موکول کنند و البته ما همچنان پیگیر این موضوع خواهیم بود.
احسان عظیمی راد، نماینده مردم مشهدوکلات و عضو کمیسیون آموزش مجلس، تیرماه امسال در گفتوگویی با خبرگزاری خانه ملت، تصویری ملی از همان بحرانی ارائه میدهد که استان ما با آن دست وپنجه نرم میکند. او با اشاره به برآوردهای مطرحشده درباره این بحران گفته بود که «کمبود معلم در کشور در سال۱۴۰۳ حدود ۱۷۰هزار نفر بود؛ این رقم در سال۱۴۰۴ به حدود ۱۳۰هزار نفر رسید و اکنون مدیران آموزش وپرورش استان ها، از کمبود نزدیک به ۱۰۰هزار معلم برای سال تحصیلی جدید، خبر میدهند.»
عظیمی راد ریشه این بحران را در نبود یک برنامه جامع میداند. او تصریح میکند: «با گذشت حدود دو سال از آغاز اجرای قانون برنامه هفتم پیشرفت، هنوز سند جامع نیروی انسانی وزارت آموزش وپرورش، تدوین و نهایی نشده است و درنتیجه، وزارتخانه فاقد یک نقشه راه دقیق برای برآورد نیاز سالانه به معلم است.»
عظیمی راد در آن مصاحبه گفته بود که احتمالا آزمون استخدامی وزارت آموزش وپرورش تا مهرماه برگزار نشود؛ مسئلهای که بعدتر مدیرکل آموزش وپرورش استان نیز در گفتوگو با شهرآرا، بر آن مهر تأیید زده و گفته بود: جذب از طریق آزمون ماده۲۸ هر سال انجام میشود، اما در سال جاری، جذب ماده۲۸ را در سراسر کشور برای تأمین نیروی مهرماه نخواهیم داشت.
او همچنین درباره احتمال به کارگیری دانشجومعلمان سال سوم دانشگاه فرهنگیان برای تدریس، هشدار داده و گفته بود که «این اقدام میتواند پیامدهای منفی جدی برای کیفیت آموزش داشته باشد و اگر وزارت آموزش وپرورش چنین تصمیمی بگیرد، مجلس از ابزارهای نظارتی خود استفاده خواهد کرد.» این بحران ملی، ریشهای دارد که سال هاست در نظام جذب معلمان کشور تکرار میشود.
هر سال، پیش از مهر، همین قصه تکرار میشود: کلاسهایی که معلم ندارند، معلمانی که باید چندبرابر ساعت موظفشان درس بدهند و مدیرانی که خودشان جای معلم غایب، سر کلاس میروند. کمبود معلم در خراسان رضوی، مسئله تازهای نیست؛ ما در گزارشهای شهرآرا بارها از این معضل و پیامدهایش نوشتهایم.
ریشهها هم تقریبا همیشه یکی هستند؛ موج بازنشستگی معلمان، جذب سخت و ناکافی، بی میلی به ماندن در کلاس، توزیع نامناسب نیرو و مهاجرت معلمان. آموزش وپرورش هم، اما بیکار ننشسته است؛ بازنشستهها دوباره به کلاس برمی گردند، معلمان اضافه کاری میکنند و...؛ مجموعهای از مُسکنها برای خالی نماندن کلاس که البته هیچ یک علاج واقعه نیستند. تجربه هم همین را میگوید.
استخدامهای گسترده دهه های۸۰ و ۹۰ -از حق التدریسی تا نهضت سوادآموزی- کمبود را برای مدتی کاهش دادند، اما چالشهای تازهای ساختند؛ چالشهایی همچون ضعف صلاحیت حرفهای و بار مالی بلندمدت. بازوی پژوهشی مجلس شورای اسلامی در گزارشی با موضوع «واکاوی چالشها و الزامات جذب منابع انسانی کارآمد و باکیفیت در آموزش وپرورش» همین مسئله را برجسته کرده است. به بیان ساده تر، مسئله فقط این نیست که «چند معلم کم داریم»؛ مسئله این است که نظام جذب، خودش بیمار است.
گزارش مرکز پژوهشها حکایت از آن دارد که نظام جذب معلمان در کشور با سه مانع اصلی دست وپنجه نرم میکند؛ نخست، ضعف در برنامه ریزی جامع و بلندمدت: نیاز به معلم از قبل براساس دادههای جمعیتی و روند بازنشستگی مشخص نمیشود؛ درعوض، هر سال در آستانه مهر با راهکارهای فوری جبران میشود. دوم، ناکارآمدی ساختار و تشکیلات جذب: تصمیم گیری متمرکز در تهران، باعث شده است نیازهای واقعی استانها و مناطق آموزشی، دیده نشود.
سوم، ابهام در تعریف «صلاحیت حرفهای معلمی»: نظام جذب هنوز چارچوب روشنی برای سنجش اینکه «چه کسی شایسته معلمی است» ندارد. گزارش مرکز پژوهشها در این باره تصریح میکند: «پیامد این وضعیت، تقلیل زیرنظام جذب و گزینش معلمان از گلوگاه کیفیت ساز به کانال تزریق کمی نیرو (فارغ از کیفیت) در آموزش وپرورش است.» به بیان ساده تر، این سه مانع توضیح میدهند که چرا راهکارهای مقطعی، هیچ وقت به درمان اصلی تبدیل نمیشوند.
با همه این تفاصیل، مسئولان آموزش وپرورش استان وعده دادهاند که در هفته نخست مهر، کلاس خالی از معلم نخواهیم داشت. سلطانی، هفدهم مرداد امسال به شهرآرا گفته بود: «با استفاده از ظرفیت معلمان حق التدریس، نیروهای شاغل، معلمان بازنشسته و ورودیهای دانشگاه فرهنگیان، پیش بینی میکنیم در هفته نخست مهرماه، کلاس خالی از معلم نداشته باشیم.»
رضا آسوده، معاون پژوهش، برنامه ریزی و توسعه منابع آموزش وپرورش استان، نیز هفدهم شهریور امسال در گفتوگو با شهرآرا گفته است: «امسال در حوزه نیروی انسانی هیچ گونه مشکلی نداریم و شرایطمان خوب است، به طوری که هیچ مدرسهای در سال تحصیلی جدید، بدون معلم نخواهد بود.»
آسوده این نکته را هم گفته است که «سال تحصیلی گذشته، ۱۸هزار معلم کم داشتیم، اما در سال گذشته هیچ مدرسهای بدون معلم نبود.» البته این گفتههای او درحالی است که گزارشهای میدانی شهرآرا پس از آغاز سال تحصیلی گذشته، حکایت از آن داشت که تا نیمه دوم مهر، در برخی کلاسهای استان، همچنان جای خالی معلم مشهود بود؛ جای خالیای که بعدتر با همان روشهای به کارگیری معلمان حق التدریس، جذب فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان و استفاده از ظرفیت بازنشستگان، پر شد.
حالا ماه مهر از راه رسیده است؛ مدرسهها باز شدهاند و وعده «کلاس بدون معلم» باید از حرف به واقعیت رسیده باشد؛ از امروز، آنچه در کلاسهای درس میگذرد، روشن میکند که زخم کهنه مهر، امسال هم زیر لایهای از راهحلهای موقت پنهان شده یا واقعا علاجی یافته است.