نگاهی به یکی از مهم‌ترین مناصب انتظامی شهرها در دوره قاجار | وقتی داروغه،‌ رئیس شهر بود

  • کد خبر: ۴۴۷۶۶۳
  • ۰۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۱
نگاهی به یکی از مهم‌ترین مناصب انتظامی شهرها در دوره قاجار | وقتی داروغه،‌ رئیس شهر بود
در شهر‌های دوره قاجار، پیش از آنکه پلیس به معنای امروزی آن شکل بگیرد، تأمین امنیت کوچه و بازار و رسیدگی به بسیاری از جرایم، بر عهده مجموعه‌ای از مأموران و مناصب شهری بود که در رأس این تشکیلات، «داروغه» قرار داشت.

زهرا زنگنه | شهرآرانیوز؛ در شهر‌های دوره قاجار، پیش از آنکه پلیس به معنای امروزی آن شکل بگیرد، تأمین امنیت کوچه و بازار و رسیدگی به بسیاری از جرایم، بر عهده مجموعه‌ای از مأموران و مناصب شهری بود که در رأس این تشکیلات، «داروغه» قرار داشت؛ منصبی که ریشه‌ای قدیمی‌تر از دوره قاجار دارد، اما در این دوره نامش بیش از هر زمان دیگری تکرار می‌شود. داروغه فقط مأمور دستگیری دزد و مجرم نبود؛ حوزه فعالیت او از بازار و محله‌های مسکونی تا امنیت رفت‌وآمد‌های شبانه و گاه جلوگیری از برخی رفتار‌های خلاف شرع را در بر می‌گرفت.

در عین حال، قدرت این مقام در همه شهر‌ها یکسان نبود و بسته به ساختار حکومتی، اهمیت شهر و حضور دیگر مقامات مانند حاکم، کلانتر، کدخدا و دیوان‌بیگی تغییر می‌کرد. در ادامه، با نگاهی به منابع دوره قاجار، روند فعالیت این منصب را از سال‌های ابتدایی این دوره تا عصر ناصری دنبال می‌کنیم و با وظایف داروغه، جایگاه او در ساختار اداره شهر و مسئولیت‌هایی که در تأمین نظم و امنیت بر عهده داشته است، بیشتر آشنا می‌شویم.

داروغه در گذار از صفویه به قاجاریه

داروغه در دوره‌های تیموری و صفوی، علاوه بر وظایف انتظامی، از قدرت سیاسی، مالی و قضایی نیز برخوردار بود. با آغاز دوره قاجار، اگرچه این منصب همچنان یکی از ارکان اداره شهر و تأمین نظم و امنیت به شمار می‌رفت، اما به‌تدریج از اختیارات و جایگاه پیشین آن کاسته شد.

در این دوره، داروغه بیشتر مسئول برقراری نظم عمومی، تأمین امنیت محله‌ها و بازار، مقابله با دزدی و دستگیری متخلفان بود و در کنار او، مأموران و نهاد‌های دیگری نیز در اداره امور شهر نقش داشتند. با این حال، حدود اختیارات داروغه و چگونگی ارتباط او با حاکم و دیگر مأموران شهری، در شهر‌های مختلف یکسان نبود.

از نظم شبانه تا مقابله با دزدی

در ساختار آن روزگار، داروغه در کنار دیگر مقام‌های شهری فعالیت می‌کرد و مسئولیت او را نمی‌توان با وظایف یک نهاد انتظامی امروزی یکسان دانست؛ با این حال، بخش مهمی از کار او شبیه به آن چیزی است که امروزه از پلیس انتظار می‌رود.

در کنار نظارت بر نظم و امنیت، دزدی یکی از مواردی بود که داروغه مستقیما درگیر آن می‌شد؛ اگر در شهر سرقتی اتفاق می‌افتاد، داروغه می‌بایست برای یافتن دزد و بازگرداندن مال مسروقه اقدام کند. در برخی گزارش‌ها حتی مسئولیت مالی داروغه در برابر سرقت نیز دیده می‌شود؛ به این معنا که اگر مال دزدیده‌شده، پیدا نمی‌شد، ممکن بود داروغه مجبور به جبران ارزش آن شود. در مقابل، در صورت کشف مال و دستگیری دزد، دریافت مبلغی به عنوان پاداش نیز برای او در نظر می‌گرفتند.

برای نمونه، در تبریز سال ۱۲۷۶ قمری، محمدصادق‌بیگ، داروغه شهر، از سرقت اموال مردم از بام بازار‌ها و تخته‌های مغازه‌ها باخبر می‌شود. او با استفاده از چنگک، مسیر سرقت را پیگیری و دزدان را دستگیر می‌کند و اموال سرقت‌شده را به صاحبانشان باز می‌گرداند.

بازار، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های کار داروغه

بازار در شهر قاجاری فقط محل خرید و فروش نبوده و بخش مهمی از زندگی اقتصادی و اجتماعی شهر در آن جریان داشته است. پس طبیعی بوده که حفظ امنیت بازار نیز در حوزه مسئولیت‌های انتظامی قرار بگیرد.

در برخی منابع از «داروغه بازار» سخن گفته شده، اما پژوهش‌های انجام‌گرفته درباره منصب داروغه در دوره قاجار، نشان می‌دهد که در این روزگار، آنچه بیشتر دیده می‌شود «داروغه شهر» است؛ مقامی که حوزه مسئولیتش فقط بازار نبوده و بر نظم عمومی شهر و اطراف آن نظارت داشت.

داروغه فقط مأمور امنیت نبود

البته حوزه فعالیت داروغه گاهی از مقابله با جرم و سرقت فراتر می‌رفت. در برخی شهرها، مردم از این مقام انتظار داشتند با رفتار‌هایی که از نظر حکومت و جامعه آن دوره خلاف شرع یا اخلاق عمومی محسوب می‌شدهم مقابله کند.

در منابع، برای داروغه وظایفی مانند جلوگیری از شرب خمر، زنا، فحشا و برخی دیگر از اعمال خلاف شرع ذکر شده است. به این ترتیب، بخشی از وظایفی که پیش‌تر در دوره صفوی بر عهده محتسب قرار داشته، در دوره قاجار نیز در مواردی در حوزه عمل داروغه قرار گرفت. البته این وظایف نیز در همه شهر‌ها و در همه دوره قاجار به یک شکل اجرا نمی‌شده است.

این گستردگی وظایف نشان می‌دهد که داروغه را نمی‌توان صرفا یک «مأمور دستگیری دزد» دانست. او یکی از اجزای ساختار اداره شهر بوده و بسته به شرایط، از امنیت بازار و محله گرفته تا برخورد با برخی ناهنجاری‌های اجتماعی را دنبال می‌کرده است.

وقتی داروغه خودش متهم می‌شد

قدرتی که در اختیار داروغه بود، طبیعتا می‌توانست زمینه سوءاستفاده را نیز فراهم کند. اسناد و گزارش‌های دوره قاجار نمونه‌هایی از برخورد حکومت با داروغه‌هایی را ثبت کرده‌اند که از حدود وظایف خود فراتر رفته بودند.

در اخبار قدیمی منتشر شده از تربت، درباره داروغه‌ای نوشته شده که به دلیل رفتار نامناسب با یک زن در سال ۱۲۹۵ قمری از او شکایت و دستور بازداشت و فرستادن او به تهران صادر شده است.

در تهران نیز داروغه‌ای در سال۱۲۶۹ قمری به دلیل کوتاهی در گشت‌زنی و تأمین امنیت بازار از کار برکنار شده است.

نمونه دیگری نیز از داروغه شاهرود گزارش شده که به دلیل گرفتن مبالغ نامتعارف از افراد بی‌گناه و اعمال فشار، با برخورد حکومت روبه‌رو می‌شود.

این دست اخبار نشان می‌دهد منصب داروغه، با وجود اختیاراتی که برای حفظ نظم در اختیار داشته، از نظارت حکومت خارج نبوده و کوتاهی یا سوءاستفاده از قدرت می‌توانسته برای صاحب این منصب پیامد‌های بسیاری داشته باشد.

از سوی دیگر، فرمان‌های انتصاب داروغه نیز نشان می‌دهد که حکومت فقط به توانایی او در برخورد با مجرمان توجه نداشته است؛ برای نمونه، در فرمانی از محمدشاه قاجار در سال ۱۲۵۲ قمری، داروغه دارالخلافه تهران به دلیل رعایت حال رعیت و رفتار مناسب با مردم تشویق می‌شودو لقب خانی دریافت می‌کند.

داروغه‌ای میان چند مقام شهری

اما جالب است بدانید، داروغه در ساختار اداری شهر تنها نبوده است بلکه حاکم و زیردستان او، کلانتران، کدخدایان و دیگر مأموران نیز هر کدام بخشی از امور شهر را بر عهده داشته‌اند.

با این حال، مجموعه گزارش‌های دوره قاجار نشان می‌دهد که داروغه یکی از پایه‌های حفظ نظم شهری بود؛ مقامی که از کوچه و بازار تا برخورد با دزدان و گاه اجرای احکام، در زندگی روزمره شهر حضور داشت. این منصب تصویری از دوره‌ای است که امنیت شهر هنوز در قالب یک سازمان انتظامی مدرن تعریف نشده بود و حفظ نظم میان چندین منصب و نهاد تقسیم می‌شده واگر از حدود قدرتش فراتر می‌رفته، خود به مسئله‌ای برای حکومت و مردم تبدیل می‌شده است.

این منصب بعد‌ها با شکل‌گیری نهاد‌های انتظامی جدید، به تدریج جایگاه پیشین خود را از دست داد. اما ردپای آن در تاریخ شهر‌های ایران، نه فقط در اسناد و روزنامه‌های دوره قاجار، بلکه در نام برخی محله‌ها و بنا‌ها نیز باقی مانده است، برای نمونه «خانه داروغه» در مشهد از بنا‌های دوره قاجار است که منسوب به محمدیوسف‌خان، داروغه مشهد است که در اواخر این دوره ساخته می‌شود.

***

گزارشی از یک واقعه جنایی در مشهد که نامی خاص را در روزنامه وقایع اتفاقیه ثبت کرده است

قصاص در «پایتخت داروغه»

یکی از جالب‌ترین نشانه‌های جایگاه داروغه در ساختار شهری آن دوره، اصطلاح «پایتخت داروغه» است.

در برخی منابع، محل استقرار داروغه با این عنوان یاد شده و این مکان گاه محل اجرای مجازات مجرمان نیز بوده است.

در یکی از گزارش‌های مربوط به خراسان در سال ۱۲۷۴ قمری، از «پایتخت داروغه» به عنوان محلی یاد شده که در مسیر رفت‌وآمد عمومی قرار داشته و مجرمی برای اجرای حکم قصاص به آنجا برده شده است.

در مشهد نیز نمونه‌ای روشن از این کاربرد ثبت شده است. در سال ۱۲۷۲ قمری، به دستور حسام‌السلطنه، چهار نفر که چند سید را کشته بودند، در «پایتخت داروغه» قصاص شدند. این گزارش که در روزنامه وقایع اتفاقیه ثبت شده، یکی از معدود مواردی است که در منابع مورد بررسی، ارتباط مستقیم منصب داروغه با یک رویداد مشخص در مشهد دوره قاجار را نشان می‌دهد.

روایت یک قتل در مسیر دود به مشهد

ماجرا به سال ۱۲۷۲ قمری بازمی‌گردد؛ زمانی که حسام‌السلطنه حکومت خراسان را بر عهده داشت. آن‌گونه که وقایع اتفاقیه گزارش می‌کند، چهار سید اهل روستای درود که برای کار و تجارت به راه افتاده بودند، در جریان این سفر به دست چهار نفر مورد حمله قرار می‌گیرند.

قاتلان که سه نفر از آنها اهل هرات بودند، به قصد دزدی اموال این چهار سید، آنان را می‌کشند و سرشان را همچون گوسفند ذبح می‌کنند. در ادامه با پیدا شدن اجساد، جسد مقتولان را به مصلی می‌برند. اموال و اجناس آنان نیز که ظاهرا پنبه بوده به دست قاتلان می‌افتد که بخشی از این اموال در کاروان‌سرای طرق پیدا می‌شود.

با آشکار شدن ماجرا، موضوع به حاکم خراسان می‌رسد و حسام‌السلطنه دستور می‌دهد قاتلان دستگیر و مجازات شوند. در نهایت، هر چهار قاتل به دستور او قصاص می‌شوند و محل اجرای این حکم نیز «پایتخت داروغه» است؛ مکانی که در گزارش‌های خراسان آن دوره، محل استقرار داروغه و مأموران او و در مواردی محل اجرای مجازات معرفی شده است.

«پایتخت داروغه» کجا بود؟

ناگفته نماند از آنجا که در ساختار شهری دوره قاجار، مسئولیت داروغه فقط به محدوده بازار یا محله‌های شهر محدود نمی‌شده و در مواردی، تأمین امنیت راه‌ها و مقابله با دزدی و دستگیری مجرمان نیز در حیطه وظایف او قرار داشته است.

البته داروغه لزوما صاحب اختیار صدور حکم نهایی نبوده و در ساختار اداری و قضایی دوره قاجار، مجازات مجرمان می‌توانسته با دستور حاکم یا دیگر مقامات صاحب اختیار انجام شود. ماجرای چهار قاتل در مشهد نیز همین تفاوت را نشان می‌دهد: حسام‌السلطنه دستور قصاص قاتلان را صادر می‌کند و «پایتخت داروغه» محل اجرای آن بوده است.

این موضوع اهمیت «پایتخت داروغه» را در ساختار انتظامی شهر نشان می‌دهد. این مکان صرفا محلی برای حضور داروغه و مأمورانش نبود؛ بلکه در خراسان، دست‌کم بر اساس گزارش‌های تاریخی، گاهی کارکردی فراتر پیدا می‌کرد و مجازات محکومان نیز در آن انجام می‌شد.

عنوان «پایتخت داروغه» در منابع مربوط به خراسان دوره قاجار، تعبیر درخور توجهی است. داروغه معمولا در داروغه‌خانه مستقر بوده است؛ محلی که داروغه و مأمورانش در آن حضور داشتند و متهمان نیز برای بررسی اولیه و بازجویی به آنجا آورده می‌شدند.

در گزارش‌های خراسان، «پایتخت داروغه» گاهی به محل استقرار داروغه اشاره دارد و در مواردی نیز به عنوان محل اجرای مجازات در نظر گرفته شده است. حتی در گزارش دیگری از وقایع‌اتفاقیه مربوط به سال‌های بعد، این محل در مسیری که محل رفت‌وآمد عمومی بوده، به عنوان محل اجرای حکم معرفی شده است.

به همین دلیل، گزارش وقایع اتفاقیه درباره چهار قاتل در مشهد فقط یک خبر جنایی نیست؛ بلکه سندی از یکی از کارکرد‌های یک نهاد انتظامی در شهر قاجاری نیز محسوب می‌شود.

در این واقعه، قتل چهار سید اهل درود، دستگیری و مجازات چهار قاتل و در نهایت اجرای قصاص به دستور حسام‌السلطنه در پایتخت داروغه، همه در چند سطر از یک روزنامه ثبت شده است؛ چند سطری که گوشه‌ای از سازوکار حفظ نظم و اجرای مجازات در مشهد قرن سیزدهم هجری را نشان می‌دهد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.