به گزارش شهرآرانیوز، آیتالله سیداحمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، دیدار با جمعی از فرماندهان ارشد نظامی استان در سپاه مقتدر و ارتش پر افتخار جمهوری اسلامی ایران به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس، با قدردانی از حضور فرماندهان و مدافعان نظام اسلامی اظهار داشت: از حضور همه شما بزرگواران، مدافعان و ایثارگران، فرماندهان غیور و دلاور این نظام مقدس که محور اقتدار نظام به شمار میآیید، تشکر میکنم. تمام توانمندیها و اقتدار نظام جمهوری اسلامی در سایه فداکاریها، ایثارگریها و زحمات شما عزیزان تأمین شده است. امیدوارم خداوند متعال به همه شما توفیق آمیخته با نصرت در صحنههای مقابله با دشمنان خدا عنایت فرماید.
وی با گرامیداشت سالگرد دفاع مقدس افزود: فرماندهیهای مدبرانه عزیزان ما در هشت سال دفاع مقدس، در شرایطی که همه دنیا علیه ما بسیج شده بود، موجب شد آنان با ایستادگی و فرماندهی، لشکرها را تنظیم کنند و دشمن را با شکست مواجه سازند و به ذلت این جهانی و آن جهانی مبتلا کنند. وجود مقدس یکایک شما عزیزان، مظهر همان فرماندهیهای باعظمت است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: اگر امروز بخواهیم برای هشت سال دفاع مقدس خود در کشور میراثی مشخص کنیم، باید بگوییم میراث هشت سال دفاع مقدس، شما عزیزان هستید که در سنگر دفاع، با کمال غیرت و مردانگی همان مسیر را ادامه میدهید. امروز نیز با فعالیت و قدرتی که به مراتب بیشتر از قدرت آن روز به ارث رسیده است، در دفاع از این نظام و دفاع از انقلاب اسلامی فعال هستید.
علمالهدی اظهار داشت: برای نصرت و پیروزیهایی که نصیب ما شده و خواهد شد، دعا میکنیم؛ چراکه این پیروزیها در حقیقت پیروزی اسلام، پیروزی امام زمان (علیهالسلام)، پیروزی انقلاب و پیروزی دین خدا در دنیاست.
وی در ادامه با اشاره به تفاوت جنگ تحمیلی با جنگ امروز تصریح کرد: نخستین مسئلهای که باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت ماهوی هشت سال دفاع مقدس با جنگی است که امروز دشمن بر ما تحمیل کرده است. مجموعه تجربیات دفاع مقدس برای امروز قابل استفاده است، اما باید به گستره جنگ امروز در همه این تجربیات توجه داشته باشیم. جنگ آن روز دشمن، یک جنگ کلاسیک بود؛ از دو طرف لشکرکشی شد و جنگ رویارویی دو لشکر، دو جمعیت، دو جریان و دو قدرت با یکدیگر بود و در قالب رفتوآمدها و حملات و حرکتهای صرفاً نظامی انجام گرفت.
وی افزود: جنگ امروز ما جنگ ترکیبی است و جریان نظامی تنها یکی از سه ضلع این جنگ به شمار میرود. در کنار جریان نظامی، دو جنگ دیگر نیز در کشور وجود دارد که طبیعی است حرکتهای نظامی ما از آنها تأثیر میپذیرد. یکی جنگ اقتصادی است که دشمن علیه ما به راه انداخته و طبیعی است حرکتهای نظامی ما از نظر تجهیزات و لجستیک، بهمراتب با این جنگ ارتباط داشته باشد و از آن جدا نباشد.
علمالهدی ادامه داد: ضلع دیگر، جنگ نرم است که عرصههای فکری و فرهنگی را مورد تهاجم دشمن قرار داده و در این جهت نیز جریانهای اجتماعی، دستگاههای نظامی و جریانهای نظامی ما متأثر و اثرگذار هستند. یعنی در حالی که جریان نظامی ما امروز در سنگرها و در جبهه مقابل دشمن میجنگد و با آن مقابله میکند، آن هم در یک جنگ نابرابر که دشمن بهمراتب مجهزتر است، همزمان از جنگ اقتصادی و جنگ نرم نیز متأثر است.
وی بیان کرد: بنابراین، در عین اینکه در جبهه نظامی در حال جنگ و مبارزه هستید، باید در دو جبهه دیگر جنگ نیز کاملاً برنامه داشته باشید، خود را آماده کنید و جریان مقاومت را در جبهههای دیگر جنگ نیز بهطور کامل مورد توجه قرار دهید. مسئله تنها رزمندگی در مقابل دشمن نیست، بلکه در کنار رزمندگی باید از اصل مقاومت نیز برخوردار باشید.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: این سختترین جنگی است که پیش آمده است. یک رزمنده در حالی که مشغول جنگ است و با دشمن مقابل میشود و میرزمَد، تمام فکر و حواس و استعدادش باید متوجه رزم و جنگ باشد، اما متأسفانه رزمندگان ما در حالی که با دشمن میجنگند، باید در دو جهت دیگر جنگ نیز افکارشان مشغول باشد. در جنگ اقتصادی، مسئله نداشتنها و کمبودها مطرح است و در برابر انحرافاتی که دشمن میخواهد جامعه نظامی ما را تحت تأثیر قرار دهد نیز باید مقابله و ایستادگی کرد.
وی خاطرنشان کرد: وقتی مقاومت با رزم آمیخته شود، این سختترین جنگها و سختترین رزمها خواهد بود. جنگ امروز ما این ویژگی را دارد؛ یعنی آمیختگی جنگ با مقاومت در کنار دو جبهه دیگری که دشمن تشکیل داده است.
علمالهدی تصریح کرد: در جنگ هشتساله، مشکلات اقتصادی زیادی داشتیم، اما مشکلات اقتصادی در قالب جنگ اقتصادی نبود. مشکلات فرهنگی نیز وجود داشت، اما در شکل جنگ نرم و جنگ فرهنگی امروز نبود. اکنون متأسفانه رزم ما با جریانی آمیخته است که همان جریان مقاومت در مقابل دو جبهه دیگری است که دشمن تشکیل داده است.
وی ادامه داد: رزمندهای که باید تمام فکر و حواسش متوجه زدن و سرکوب دشمن باشد، در همان لحظه باید به یک جریان مقاومتی نیز توجه کند که در کنار رزم او قرار دارد. اگر این جریان مقاومت شکست بخورد، رزم او نیز شکستخورده خواهد بود و اگر این جریان مقاومت در مقابل رزم او پیروز شود، رزم او نیز پیروز خواهد بود. این مسئله بسیار دشوار است و ما امروز در جنگ خود با آن مواجه هستیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: تجربه هشت سال دفاع مقدس در جهاد نظامی و اصل رزمندگی، واقعاً قابل استفاده است، اما مرحلهای که جنگ با مقاومت و رزم با مقاومت آمیخته باشد، تجربهای نداشتیم. در واقع، شما عزیزان در این جنگ یک مبتکر هستید و رزمندگان ما در ارتش و سپاه در این جنگها ابتکار عمل دارند؛ ابتکار جنگ آمیخته با مقاومت که در دنیا بیسابقه است.
وی اظهار داشت: در همه جنگهای دنیا، از جنگهای جهانی اول و دوم گرفته تا برخوردهایی که خودمان در دفاعهای مختلف در کشور داشتهایم، هیچکدام به این شکل نبوده که رزم با مقاومت آمیخته باشد. اکنون رزم ما آمیخته با مقاومت است و این رزم آمیخته با مقاومت، برای فرماندهی رزم بسیار سنگین و برای فرماندهی جنگ بسیار دشوار است.
علمالهدی با اشاره به فرماندهی دوران دفاع مقدس گفت: در دوران هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی کل قوا با امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) بود و اجرای فرماندهی نیز با مقام معظم رهبری بود. در آن زمان، رئیس شورای عالی دفاع، مقام معظم رهبری بودند و فرمانده کل قوا نیز امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) بودند. بنابراین، مجری فرماندهی کل قوا در هشت سال دفاع مقدس، مقام معظم رهبری بودند که از طرف امام، فرماندهی کل قوا را اجرا میکردند و آن جنگ را به نتیجه رساندند.
وی ادامه داد: وقتی گاهی خاطرات مقام معظم رهبری را از جنگ مشاهده میکنیم، متوجه میشویم که در هشت سال دفاع مقدس، واقعاً خاطرات سهمگینی وجود داشته است که ایشان در جنگ با آنها مواجه شدند و با عنایت خداوند متعال نجات حاصل شد و پیروزی به دست آمد. موارد دشواری در آن جنگ وجود داشت که مقام معظم رهبری از آنها عبور کردند.
علمالهدی افزود: گاهی اوقات در بعضی جلسات، خود ایشان برخی خاطرات جبهه را بیان میکردند. خاطرات ایشان از زبان خودشان اهمیت زیادی دارد؛ موقعیتهایی که امکاناتی وجود نداشت، حتی نیروها کاملاً از دست رفته بودند و نیرویی باقی نمانده بود، اما آن موقعیتها پشت سر گذاشته شد.
وی با اشاره به خاطرهای از شهید عباسی اظهار داشت: خدا رحمت کند شهید عباسی را که از دانشمندان اتمی بود و به شهادت رسید. ایشان یک دوره نیز ترور شد و مجروح شد و در مرحله دوم ترور به شهادت رسید. یکی از فرزندان من که به دلیل کار دانشگاهی با ایشان ارتباط داشت، چون هر دو استاد دانشگاه شهید بهشتی بودند، گفت برای عیادت ایشان به بیمارستان رفته بودم، که شهید عباسی به من گفته بود که این حرفهایی که پدر تو درباره ولایت فقیه میزند، برای من خیلی روشن نیست که چه میگوید. من معنای ولایت فقیه را به آن صورت درک نمیکنم، اما آقا را دوست دارم و منشأ علاقه من به آقا، جریان جبهه است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: ایشان گفته بود در زمانی که خرمشهر در محاصره بود و در روزهای پایانی، خرمشهر در آستانه سقوط قرار داشت، آقا از بیراهه خود را به داخل خرمشهر رسانده بودند. در همان زمان، ایشان به بیماری بسیار سختی مبتلا شده بود و شرایط بهگونهای بود که اطرافیان نگران بودند مبادا اتفاقی برای ایشان بیفتد.
علمالهدی بیان کرد: شهید عباسی گفته بود من دانشجو بودم و در جبهه حضور داشتم. شهید جهانآرا به من گفته بود میتوانی از یک بیراهه به اهواز بروی و پزشکی را همراه با دارو بیاوری تا برای آقا که بیمار شدهاند، طبابت کند. من با یک خودرو از بیراهه به اهواز رفتم، یک پزشک را همراه کردم و از همان مسیر به خرمشهر بازگشتم.
وی گفت: شهید عباسی درباره آن صحنه گفته بود منظرهای که از آقا دیده، برایش بسیار تأثیرگذار بوده است؛ فردی درگیر بیماری، در وسط خرمشهرِ محاصرهشده توسط دشمن و در شرایطی که هر لحظه احتمال سقوط شهر وجود داشت، در آنجا حضور پیدا کرده بود. او گفته بود همان صحنه و وضعیت، علاقه به آقا را در دلش ایجاد کرد و از آن زمان ایشان را دوست داشت.
علمالهدی ادامه داد: این وضعیت نشان میدهد که چگونه ایشان در چنین شرایط عجیبی فرماندهی کردند. فرمانده کل قوا امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) بودند و به دلیل شرایطی که داشتند، امکان حضور مستقیم در جبهه برایشان وجود نداشت؛ بنابراین مجری فرماندهی کل قوا، مقام معظم رهبری بودند که در جایگاه رئیس شورای عالی دفاع و در عین حال رئیسجمهور، هم باید کشور را اداره میکردند و هم جنگ را مدیریت میکردند.
وی افزود: شما رئیسجمهوری را در نظر بگیرید که در چنین شرایطی، خود را چگونه به وسط خرمشهر میرساند؛ خرمشهری که در حال سقوط بود. این شرایط، شرایط بسیار دشواری بود و با این وجود، ایشان فرماندهی کردند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با اشاره به مسئله فرماندهی در شرایط کنونی اظهار داشت: مسئلهای که در شهادت آقا به عنوان یک خسارت عظیم احساس شد، غیر از جهات مختلف این خسارت، مسئله فرماندهی کل قوا بود. فرمانده کل قوا از بین رفته بود و در چنین شرایطی این سؤال مطرح بود که فرماندهی کل قوا چگونه در میانه جنگ ادامه پیدا خواهد کرد.
وی ادامه داد: به قول آقای وحیدی، طرحهایی که شهید پاکپور برای جبهه داشت، تنها برای یک هفته تا ۱۰ روز پاسخگو بود و بعد از آن دیگر بیش از ۱۰ روز جواب نمیداد. پیش از آنکه یک هفته به پایان برسد، مقام معظم رهبری از طریق خبرگان انتخاب شدند و از روز دوم رسماً اعلام کردند که من هیچ کاری جز جنگ ندارم و کار من جنگ است و از همان روز دوم فرماندهی کل قوا را به دست گرفتند.
علمالهدی تصریح کرد: شما عزیزان از بنده بهتر وارد هستید. بنده در چنین مسائلی هرچه بخواهم بیان کنم، خبرهایی است که شما یا دوستان شما از داخل جبهه و مسائل دفاعی به ما میدهید. شما از ما بهتر در جریان مسائل هستید. اکنون قریب شش ماه است که فرماندهی کل قوا را ایشان انجام میدهند و این فرماندهی تنها به معنای عنوان فرمانده نیست، بلکه در تمام جزئیات جبهه دخالت دارند.
وی افزود: در هر عملیاتی و هر حرکتی که قرار است انجام گیرد، از ایشان سؤال میشود و با نظر ایشان انجام میگیرد. مسئله تنها فرماندهی نیست، بلکه ایشان در جزئیات حملات و عملیات نیز دخالت دارند و شش ماه است که جنگ و فرماندهی کل قوا را با دخالت در عملیات و جزئیات انجام میدهند و ما در همه جا شاهد پیروزی هستیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: خداوند متعال وقتی میخواست این خلأ را پر کند، از آن چیزی که همه وحشت داشتند که شهادت آقا در ابعاد مختلف خسارت ایجاد کند و در مسئله فرماندهی کل قوا چه باید کرد، در حالی که در میانه جنگ بودیم، خداوند متعال توفیقی به ایشان داد و ایشان در رأس قرار گرفتند.
وی اظهار داشت: در زمان مسئله انتخاب مقام معظم رهبری، بنده از کسانی بودم که میگفتم شخصیت اجرایی ایشان را هیچکس ندارد؛ زیرا ایشان ۳۰ سال نفسبهنفس آقا، هم در سیاست و هم در فرماندهی و مسائل نظامی حضور داشته است.
علمالهدی افزود: ما در کشور مجتهد داریم، اما کدام مجتهد را میتوان پیدا کرد که این خصوصیت را داشته باشد که ۳۰ سال نفسبهنفس آقا، هم دستگاههای نظامی را فرماندهی کرده باشد و هم در مسائل سیاسی در کنار ایشان کار کرده باشد؟ ایشان در قم تدریس میکردند، صبح به قم میرفتند و شب بازمیگشتند. یکی از بزرگان به ایشان گفته بود این رفتوآمد برای شما خطرناک است؛ صبح برای تدریس به قم میروید و شب بازمیگردید، چرا همانجا نمیمانید و استراحت نمیکنید؟ ایشان گفته بودند شب آقا با من کار دارند و باید بازگردم تا آقا را ببینم و بعد روز بعد دوباره بروم.
وی ادامه داد: آقای حدادعادل، پدر همسر ایشان، میگفتند وقتی آقا برای خواستگاری دختر من برای حاجآقا مجتبی آمدند، به من فرمودند که در کشور تنها کسی که در سیاست کمک من است، فقط مجتبی است. بنابراین، کسی که از ابتدا در کنار آقا بوده و در دستگاههای نظامی و مسائل سیاسی با ایشان همراه بوده، طبیعتاً زمینه این فرماندهی را داشته است.
علمالهدی اظهار داشت: به مجرد اینکه ایشان در خبرگان انتخاب شدند، در روز دوم گفتند کار من، کار جنگ است و کار دیگری ندارم. ایشان فرماندهی را در دست گرفتند و اکنون شش ماه است که شما این فرماندهی را میبینید؛ فرماندهیای که در پیشبرد عملیات و جزئیات دخالت دارند.
وی افزود: ضمن اینکه دیپلماسی را نیز مهار میکنند و اجازه ندادهاند دیپلماسی از میدان فاصله بگیرد. مسئلهای که اکنون با دولت و برخی دوستان دیگر در موضوع مذاکره داریم، این نیست که کسی با مذاکره و دیپلماسی مخالف باشد. هیچکس با مذاکره مخالف نیست. روشن است که جنگ باید با دیپلماسی پایان پیدا کند و کسی نمیگوید جنگ را باید با جنگ تمام کنیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: مسئله این است که آیا میدان باید با دیپلماسی هماهنگ شود یا دیپلماسی با میدان. میدان در حال جنگ است؛ دشمن تهاجم کرده و حمله کرده است و ما حمله نکردهایم. میدان در حال دفاع است. اگر قرار است دیپلماسی صورت بگیرد، باید با میدان هماهنگ باشد، نه اینکه میدان خود را با دیپلماسی هماهنگ کند.
علمالهدی گفت: اختلاف ما بر سر همین مسئله است وگرنه کسی نمیگوید دیپلماسی لازم نیست. دیپلماسی باید باشد، اما دیپلماسی باید با میدان هماهنگ شود و تابع شرایط میدان باشد. ما در میدان در چه شرایطی هستیم، دیپلماسی نیز باید با همین شرایط انجام شود، نه اینکه میدان منتظر باشد دیپلماسی به کجا میرسد و سپس میدان را بر همان اساس ادامه دهد.
وی افزود: دشمن تهاجم کرده است؛ چرا باید دفاع ما تابع دیپلماسی باشد؟ ما باید تا آخرین توان خود دفاع کنیم. آیا میتوانیم در دفاع خود تابع دیپلماسی باشیم، در حالی که دشمن تهاجم کرده است؟ بنابراین، دیپلماسی باید با میدان هماهنگ باشد، نه میدان با دیپلماسی. محل اختلاف ما در این قضیه است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: مقام معظم رهبری هم دیپلماسی را مدیریت کردهاند و هم فرماندهی جنگ را بر عهده گرفتهاند و نتیجه آن نیز به اینجا رسیده است. این لطف و عنایت خاص پروردگار است که باید به آن توجه داشته باشیم، بهخصوص شما عزیزان رزمنده که در خط مقدم جبهه هستید.
وی خاطرنشان کرد: این واقعیت را حتماً شما بزرگواران و عزیزان بدانید که اگر خدای ناکرده این واقعیت بر ما پنهان باشد، شاید دیگر نتوانیم به بسیاری از اهداف و پیروزیها دست پیدا کنیم. ما باید کلید پیروزی و کلید حرکت خود را بهدرستی بشناسیم و بر اساس آن قدم برداریم و حرکات خود را انجام دهیم.
علمالهدی اظهار داشت: این یک واقعیت است که انشاءالله همانگونه که هشت سال دفاع مقدس ما با فرماندهی کل قوا و با فرماندهی مقام معظم رهبری به نتیجه رسید و به پیروزی منتهی شد، این دفاع نیز با فرماندهی ایشان، به نتیجه خواهد رسید و با حمایت، رزمندگی، شهامت و قدرتی که شما بزرگواران و عزیزان رزمنده دارید، این مسیر ادامه پیدا خواهد کرد.
وی در ادامه با بیان اینکه دو نکته را باید از بن اعتقاد مورد توجه قرار داد، گفت: این دو نکته را خواهش میکنم شما عزیزان واقعاً مورد توجه قرار دهید؛ نه به عنوان یک نظریه سیاسی، بلکه به عنوان یک مسئله اعتقادی. شما رزمنده و مدافع هستید؛ اما از چه چیزی دفاع میکنید؟ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «رحمالله امرءً عرف قدره»؛ رحمت خدا بر کسی که بداند اکنون در چه موقعیتی قرار دارد و چه میکند.
علمالهدی ادامه داد: شما از چه چیزی دفاع میکنید؟ از یک کشور و آب و خاک؟ انسان گاهی مینشیند و خود را ارزیابی میکند که بشر وجود و جان و عمر خود را برای خاک و زمین بگذارد. آیا این معقول است؟ یک انسان عاقل جان خود را برای زمینی که جماد است قرار نمیدهد.
وی افزود: شما از چه چیزی دفاع میکنید؟ شما از پیامبر دفاع میکنید؛ از شخص پیامبر دفاع میکنید، چون امروز دنیا به سراغ پیامبر آمده است. از روز اول بعثت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) تا امروز، ایشان اینگونه مورد تهاجم قرار نگرفته بودند؛ زیرا ارتباطات دنیا قوی، وسیع و گسترده شده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار داشت: اقتضای شرایط امروز این است که جهان یک حاکم داشته باشد و همه قدرتهای جهان به دنبال این هستند که این حکومت را به دست بگیرند و حاکم جهان شوند. تنها سنگلاخی که در برابر آنان قرار دارد، پیامبر و اسلام است. اگر اسلام نبود، با هویت شرقی، چینی، ژاپنی، مالزیایی، غربی و دیگر هویتها وارد شده بودند و هویتها را از بین میبردند؛ همانگونه که هویت بسیاری از کشورها از بین رفته است.
وی تصریح کرد: تنها چیزی که امروز به عنوان مانع در برابر آنان باقی مانده و نمیتوانند ریشه آن را از بین ببرند، اسلام است. اسلام را نمیتوانند از بین ببرند و به همین دلیل به سراغ پیامبر آمدهاند. اگر قرار باشد با قدرت جنگ، سرکوب و حملات شدید، اسلام را ریشهکن کنند، باید بدانیم که اسلام یک جبهه بیشتر در دنیا ندارد و آن جبهه، ایران است. اگر این جبهه براندازی شود، اسلام نیز براندازی شده است.
علمالهدی با اشاره به سخنی از مرحوم سیدفضلالله گفت: خدا رحمت کند مرحوم سیدفضلالله را که گفت اگر بنا شود انقلاب ما شکست بخورد، دیگر خدا روی کره زمین عبادت نمیشود. دشمن این مسئله را فهمیده است؛ بنابراین، عزیزان، دفاع شما دفاع از پیامبر است.
وی ادامه داد: این مسئله کم نیست. دفاع از پیامبر یعنی شما در صف جنگ بدر و جنگ احد قرار دارید. یعنی شما در کنار آن ۳۱۳ نفری قرار میگیرید که در جنگ بدر از پیامبر دفاع کردند. این مقام بزرگی است و شما باید این ارزش را برای خود بدانید که امروز دفاع شما، دفاع از پیامبر است.
علمالهدی اظهار داشت: اگر امروز در روی کره زمین و در این گستره وسیع، مسلمانی بخواهد کسانی را که در جنگ بدر در خدمت پیامبر بودند در ذهن خود مجسم کند، چهرههای شما را مجسم خواهد کرد و خواهد گفت اینها همان کسانی بودند که در جنگ بدر در خدمت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) قرار داشتند.
وی افزود: این واقعیت را شما عزیزان واقعاً مورد توجه قرار دهید. اگر انسان بداند که در چنین جایگاهی قرار دارد، شهادت برای او محل آرزو میشود؛ چراکه اگر شهید شود، شهید در رکاب پیغمبر و در محضر رسولالله است و تمام ارزش شهادت شهدای ما نیز به همین مسئله بازمیگردد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: همین مسئله باعث میشود که همه آرزوی شهادت کنند؛ حتی خود آقا نیز بارها به این مسئله اشاره داشتند. خدا ایشان را رحمت کند. ایشان همیشه بهگونهای سخن میگفتند که گویی شهادتشان به تأخیر افتاده است و میپرسیدند چرا شهید نمیشوند.
علمالهدی با اشاره به خاطرهای از مقام معظم رهبری گفت: ایشان زمانی فرمودند یکی از شهدا را در خواب دیدم و از او سؤالاتی پرسیدم. یکی از سؤالاتم این بود که چرا شهید نمیشوم. وقتی این سؤال را مطرح کردم، آن شهید با ناراحتی به صورت من نگاه کرد و گفت: «عجیب است، عجیب است»، و دوباره گفت: «عجیب است» و سپس ناپدید شد.
وی افزود: این سخن نشان میدهد که حتی تا اواخر، ایشان بهگونهای سخن میگفتند که گویی شهادتشان به تأخیر افتاده است و میپرسیدند چرا شهادت دیر شده است؛ در حالی که یک انسان از هشت سال دفاع مقدس در معرض شهادت بوده، در خرمشهر و در محاصره دشمن حضور داشته و تا امروز ادامه داده است.
علمالهدی تصریح کرد: اینکه چرا شهادت دیر شده، مسئلهای بود که ایشان درباره آن سخن میگفتند و در نهایت، با اراده و خواست خود ایشان، این شهادت نصیبشان شد. دلیل این مسئله آن است که دفاع، دفاع از پیامبر است. وقتی دفاع از پیامبر باشد، سعادت بزرگی است که انسان در رکاب پیامبر به شهادت برسد.
وی ادامه داد: بسیار بیسعادتی است که انسان رکاب پیامبر را درک کند و به شهادت نرسد. امیدواریم خداوند متعال به همه شما قدرت و نصرت عنایت کند، پیروزمندانه زنده بمانید، به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) خدمت کنید و در نهایت، شهادت نصیبتان شود.
علمالهدی خاطرنشان کرد: آقا ۸۶ سال سن داشتند و به شهادت رسیدند؛ بنابراین، شهادت هیچوقت دیر نمیشود. امیدوارم شما نیز نیروی اسلام باشید و از اسلام و از نیرویی که در رکاب پیامبر قرار گرفته، با کمال قدرت دفاع کنید.