برنامه بازی‌های تیم ملی فوتبال افغانستان در کافا ۲۰۲۵ طالبان از آغاز کارزار واکسن فلج اطفال در شرق افغانستان خبرداد قیمت امروز پول افغانی (شنبه هشتم شهریورماه ۱۴۰۴) سرمربی تیم ملی فوتبال افغانستان: بی‌صبرانه منتظر بازی با ایران هستم | بازیکنانی از ۱۲ کشور در تیم ملی حضور دارند کاپیتان تیم ملی فوتبال افغانستان: ایران یکی از بهترین‌های آسیا است | آنها را سورپرایز می‌کنیم پخش زنده بازی تیم‌های ملی افغانستان و ایران (۷ شهریور ۱۴۰۴) + تماشای آنلاین دومین حادثه مرگبار تصادف در کمتر از ۱۰ روز در افغانستان | ۲۵ نفر جان باختند قیمت امروز پول افغانی (پنجشنبه ششم شهریورماه ۱۴۰۴) بزرگ‌مرد کوچک گلشهر | تقدیر مهاجران افغانستانی در مشهد از محمدطا‌ها اسحاقی گفت‌وگوی سرپرست سفارت ایران در کابل با مقامات طالبان درباره همکاری‌های مرزی مهاجران افغانستانی در مشهد یاد فرمانده فقید لشکر فاطمیون را گرامی داشتند مهران غلامی، ستاره فوتسال افغانستان، وارد مادرید شد معتمدیان: با خروج مهاجران افغانستانی از استان تهران ۲۷۰۰ کلاس درس آزاد شده است قیمت امروز پول افغانی (سه‌شنبه چهارم شهریورماه ۱۴۰۴) استاندار خراسان رضوی: تاکنون یک میلیون و ۲۰۰ هزار افغانستانی از کشور خارج شده‌اند تاریخ و ساعت بازی تیم‌های ملی فوتبال افغانستان و ایران در کافا ۲۰۲۵ قیمت امروز پول افغانی (دوشنبه سوم شهریورماه ۱۴۰۴) تیم ملی فوتسال افغانستان در مسابقات کشور‌های اسلامی به میزبانی عربستان شرکت می‌کند طالبان شرایط جدید برای دریافت پاسپورت افغانستان را اعلام کرد (یکم شهریور ۱۴۰۴) قیمت امروز پول افغانی (شنبه یکم شهریورماه ۱۴۰۴) آغاز پیاده‌روی ۷۰۰ زائر افغانستانی از تربت‌جام به سمت مشهد
سرخط خبرها

شعری از محمدکاظم کاظمی به مناسبت روز جهانی کارگر

  • کد خبر: ۶۵۸۶۹
  • ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۷:۲۲
شعری از محمدکاظم کاظمی به مناسبت روز جهانی کارگر
محمدکاظم کاظمی شاعر، پژوهشگر و نویسنده صاحب نام افغانستانی با انتشار شعری با عنوان «قصّۀ سنگ و خشت‌» به مناسبت روز جهانی کارگر، این شعر را به نوجوانان کارگر هموطنش تقدیم کرده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ امروز ۱۱ اردیبهشت و اول ماه می‌ مصادف با روز جهانی کارگر است.

 

محمدکاظم کاظمی شاعر و پژوهشگر افغانستان با انتشار شعری با عنوان «قصّۀ سنگ و خشت» در کانال تلگرامی خود این شعر را که در آبان ۱۳۷۷ سروده است به نوجوانان کارگر افغانستانی تقدیم کرده است.

 

دیدمت صبحدم در آخر صف‌، کولۀ سرنوشت در دستت‌
کوله‌باری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت‌، در دستت‌

 

گرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازی‌
باز این فالگیر آبله‌رو طالعت را نوشت در دستت‌

 

بس که با سنگ و گچ عجین گشته‌، تکه‌چوبی در آستین گشته‌
بس که با خاک و گِل به‌سر برده‌، می‌توان سبزه کشت در دستت‌

 

شب می‌افتد و می‌رسی از راه با غروری نگفتنی در چشم‌
یک سبد نان تازه در بغلت و کلید بهشت در دستت‌

 

کاش می‌شد ببینمت روزی پشتِ میزی که از پدر نرسید
و کتابی که کس نگفته در آن قصّۀ سنگ و خشت‌، در دستت‌

 

بازی‌ات را کسی به‌هم نزند، دفترت را کسی قلم نزند
و تو با اختیار خط بکشی‌، خطّ یک سرنوشت‌، در دستت‌

 

آبان ۱۳۷۷

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->