چالش‌های تأمین دارو در مشهد در نوروز ۱۴۰۴ | در جست وجوی دارو توانبخشی سالمندان در منزل، گامی برای بازگرداندن شور زندگی احتمال افسردگی در شب‌زنده‌دار‌ها بیشتر است سهم ۵ درصدی خراسان رضوی از ۵ هزار کشته تصادفات نوروزی در ۵ سال گذشته | مرگ یک تن هم زیاد است نقش خانواده‌ها در افزایش هزینه‌های ازدواج اهدای عضو در شمال‌شرق کشور ۱۲ درصد افزایش یافت اطلاعيه كانون بازنشستگان تامين اجتماعي درباره وام ضروری سال ۱۴۰۴ ۸ مصدوم در برخورد سه خودرو در تربت حیدریه خراسان رضوی (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) برخورد صاعقه به ۲ دامدار در پلدختر لرستان (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) کاهش وزن با رژیم فستینگ ۴:۳ گام بلند ایران و قزاقستان برای توسعه گردشگری؛ روادید یک‌ماهه و افزایش پروازهای مستقیم آیا قیمت غذای دانشجویی افزایش می‌یابد؟ دستور دادستان تبریز برای بررسی حادثه واژگونی مینی‌بوس دانش‌آموزان (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) مرگ فرزند بر اثر شلیک تصادفی پدر در خمین (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) تصادف جان مأمور پلیس‌راه اصفهان را گرفت (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) واکنش مرکز وکلای قوه‌قضائیه به انتقادات: هزینه دادرسی انتظامی برای شکایت از وکلا ضروری است کاهش ۲۳ درصدی تصادفات در خراسان رضوی در نوروز ۱۴۰۴ کاهش ۳۸ درصدی ورودی آب به مخازن سد‌های کشور ورود بیش از ۵ میلیون و ۹۸۰ هزار زائر و مسافر به خراسان رضوی تاکنون (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) صدور هشدار سطح زرد هواشناسی در خراسان رضوی (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) مینی‌بوس حامل ۲۶ دانش‌آموز تیزهوش در مسیر جاده ملکان – بناب واژگون شد (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) دستگیری قاچاقچی حرفه‌ای با بیش از ۸۸ کیلوگرم حشیش در مشهد واژگونی خودروی حامل معلمان ریگانی با ۷ نفر مصدوم (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) ابتلای ایرانی‌ها به یک بیماری کشنده ۱۰ سال زودتر از جهان واکسنی که می‌تواند خطر زوال عقل را در افراد مسن کاهش دهد کارگروه ملی زیارت به ریاست معاون‌اول رئیس‌جمهور، روز دوشنبه (۱۸ فروردین ۱۴۰۴) در مشهد برگزار می‌شود + فیلم رسیدگی به ۱۵۲ شکایت نوروزی از تأسیسات گردشگری خراسان رضوی مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی: در ایام نوروز ۱۴۰۴، بیش از ۶ میلیون نفرشب اقامت داشتیم کاهش کلسترول بد خون خطر ابتلا به زوال عقل را کم می‌کند کشف و ضبط بالغ بر ۵۰ قلم مواد آرایشی و بهداشتی غیرمجاز در ایام نوروز ۱۴۰۴ (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) فروش نوروزی محصولات صنایع دستی در خراسان رضوی از مرز ۷۸ میلیارد تومان عبور کرد
سرخط خبرها

خستگی‌ های آقای جنیدی

  • کد خبر: ۱۶۱۷۶۶
  • ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۳:۱۲
خستگی‌ های آقای جنیدی
یکی دوهفته‌ای می‌شد وقتی به کلاس می‌آمد نه راه می‌رفت و نه جلو تخته می‌ایستاد. فقط می‌نشست پشت میزش و با بی حالی درس می‌داد. بر خلاف همیشه که آن قدر پرانرژی بود و با خودمان فکر می‌کردیم آقای جنیدی انگار خسته نمی‌شود.

سرش را گرفته بود توی دست هایش. بچه‌ها با هم پچ پچ می‌کردند. مهناز گفت: آقا قرار بود فصل دو را از ما امتحان بگیرید. پچ پچ بالا گرفت. هر کدام از دانش آموز‌ها چیزی می‌گفتند. یکی مهناز را دعوا می‌کرد که این چه وقت یادآوری است ساعت بعد ریاضی داریم.

آن درس هم قرار است امتحان داشته باشیم. یکی می‌گفت: آقا امتحانتان را بگیرید به حرف تنبل‌ها گوش ندهید. معلم، اما هنوز سرش را بین دست هایش گرفته بود. او مانند همیشه نبود. یکی دوهفته‌ای می‌شد وقتی به کلاس می‌آمد نه راه می‌رفت و نه جلو تخته می‌ایستاد. فقط می‌نشست پشت میزش و با بی حالی درس می‌داد. بر خلاف همیشه که آن قدر پرانرژی بود و با خودمان فکر می‌کردیم آقای جنیدی انگار خسته نمی‌شود.

بالاخره معلممان برگه‌ها را از کیف درآورد و گذاشت روی میز. مبصر را صدا زد تا ورقه‌های امتحان را بین بچه‌های کلاس پخش کند. آقای جنیدی حتی نگفت کتاب هایتان را جمع کنید. از جایش هم بلند نشد. خودمان شروع کردیم به نوشتن. شیطنت بعضی‌ها گل کرده بود. یا با کنار دستی حرف می‌زدند یا کتاب اجتماعی را آرام باز می‌کردند و جواب‌ها را طوری که دو ردیف این طرف و آن طرفشان بشنوند می‌خواندند. آقای جنیدی سرش را گذاشته بود روی میز. صدای زهرا کلاس را برداشت؛ آقای جنیدی خواب است.

معلممان سرش را هم بلند نکرد.

آن قدر خوابش عمیق شده بود که صدایی از او در نیامد. بچه‌ها که مطمئن شدند خبری از نظارت نیست با خاطر جمع سروصدا می‌کردند. یکی دوتایشان توی کلاس راه می‌رفتند. بالای سر آقا معلم می‌رفتند و شکلک در می‌آوردند. مریم آرام گفت: سروصدا نکنید انگار آقای جنیدی دیشب نخوابیده.

یک ساعت تمام وقت کلاس به همین منوال گذشت. یکی دوبار معلم بیدار شد و نگاهی به چهره پر از شیطنت بچه‌ها انداخت و دوباره خوابید. صدیقه در همه این مدت سعی می‌کرد جو کلاس را آرام نگه دارد. می‌دانستیم در روستای آقای جنیدی زندگی می‌کند و او را خوب می‌شناسد. آخر‌های کلاس بچه‌ها برگه‌ها را جمع کردند و روی میز معلم گذاشتند. آقامعلم از خواب بیدار شد. برگه‌ها را گذاشت توی کیفش و از بچه‌ها عذرخواهی کرد. گفت که خیلی خسته است و این روز‌ها در شبانه روز تنها دو سه ساعت می‌خوابد. قول داد جلسه بعد جبران کند و درس جدید بدهد. امتحان دو فصل را هم دوباره از ما بگیرد.

زنگ تفریح صدیقه از کلاس بیرون نرفت. بچه‌ها را دورش جمع کرد و گفت: آقای جنیدی روی زمین پدرش کشاورزی می‌کند. چند ماه پیش پدرش سکته کرد و توان کار کردن ندارد. او مجبور است روز‌ها در مدرسه درس بدهد و عصر‌ها هم تا دیر وقت در زمین کشاورزی پدرش کار کند. صدیقه، خانواده آقای جنیدی را هم خوب می‌شناخت.

گفت همسرش یک سالی می‌شود که بیمار است و معلممان به تنهایی به امورات خانه و بچه هایش رسیدگی می‌کند. شرمنده شدیم. سرمان را انداختیم پایین. خجالت کشیدیم. تازه فهمیده بودیم آقای جنیدی با چه شرایط سختی دست و پنجه نرم می‌کند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->