انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» نگاهی به سریال «شکارگاه» | روایتی رازآلود در دوران قاجار رازهای بازیگری از زبان مهدی هاشمی کمدی‌ها ناجی گیشه شدند | فروش ۲۸ میلیاردی سینما در هفته اول شهریور پوستر سریال محکوم منتشر شد + زمان پخش جبلی در کمیسیون امنیت ملی: صداوسیما نیازمند مشورت مستمر با مجلس است صوت | آهنگ جدید ماکان بند به نام «بعد رفتن تو» منتشر شد + دانلود فرزاد حسنی مجری پانزدهمین جشن منتقدان شد ویدئو | انتشار نخستین فیلم از «زن و بچه» سعید روستایی واکنش عجیب شوهر زینب موسوی به انتقاد‌ها! + عکس احمد مهرانفر، تهیه‌کننده تئاتر شد مهران مدیری به فیلم سینمایی «استخر» پیوست شاهنامه‌خوانی کمال و پدرش در سریال «حکایت‌های کمال» + فیلم «جشنواره داستان بهار»؛ نخستین جشنواره پاسخگو در کشور   حضور فیلم کوتاه «نرموک» اثر فیلم‌ساز مشهدی، در قدیمی‌ترین جشنواره کودک و نوجوان آلمان درباره کتاب زندگی نامه حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر ابوترابی فرد و اهمیت روایت زیست اسرا راهیابی فیلم کوتاه سرود کلنل از مشهد، به جشنواره پورتوبللو لندن
سرخط خبرها

حکایت شیر و مدیر برنامه‌ ریزی‌ اش

  • کد خبر: ۱۶۵۵۷۵
  • ۰۲ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۸:۲۵
حکایت شیر و مدیر برنامه‌ ریزی‌ اش
شیر رو به گرگ و روباه کرد و از اوضاع کاروبار آن‌ها پرسید. گرگ گفت: مدتی است بیکارم و البته مسئولان مقصر نیستند و تقصیر خودم است که بیکارم، چون اگر کسی واقعا دنبال کار باشد، آن را پیدا می‌کند.

در روزگاران قدیم در سه‌راهی ورودی جنگلی دوردست، شیر و گرگ و روباه به یکدیگر رسیدند. پس از سلام و احوالپرسی، شیر رو به گرگ و روباه کرد و از اوضاع کاروبار آن‌ها پرسید. گرگ گفت: مدتی است بیکارم و البته مسئولان مقصر نیستند و تقصیر خودم است که بیکارم، چون اگر کسی واقعا دنبال کار باشد، آن را پیدا می‌کند؛ حتی اگر زیر سنگ یا ته چاه یا هرجای دیگر باشد.

روباه گفت: من هم تا چند روز پیش کار داشتم، اما چندروزی است کار خود را از دست داده‌ام و به‌نظر می‌رسد تقصیر خودم است؛ زیرا اگر کسی واقعا کار خود را از دست نداده باشد، کار خود را از دست نداده است.

شیر گفت: یعنی چی؟ روباه گفت: خودم هم نفهمیدم. شیر گفت: عیب ندارد. روباه و گرگ گفتند: شما چطور جناب شیر؟

شیر گفت: من املاک و مستغلات خود را اجاره داده‌ام و اجاره‌بهایش را می‌گیرم، اما مدتی است مستأجرانم بیکار شده‌اند که البته تقصیر خودشان است و اجاره‌بهای خود را نداده‌اند و الان اوضاع مناسبی ندارم.

شیر و گرگ و روباه پس از آنکه اوضاع را به‌خوبی تحلیل کردند، تصمیم گرفتند برای آنکه راندمان کار را بالا ببرند هم‌افزایی کنند تا نتیجه بهتری از کار خود حاصل کنند.

به این ترتیب که سه‌نفری به شکار بروند و سپس شکارشان را میان خود تقسیم کنند.

پس از توافق اولیه با هم دست دادند، وارد جنگل شدند و در اولین شکار گروهی خود با حمله‌ای برق آسا، یک الاغ، یک‌آهو و یک خرگوش شکار کردند.

سپس شکار‌ها را به کناری بردند و آنجا در کنار هم نشستند تا محصول نهایی را با یکدیگر قسمت کنند. در این هنگام شیر رو به گرگ کرد و گفت:‌ای گرگ، در زمینه نحوه تقسیم محصول نهایی، پیشنهاد خود را بگو.

گرگ گفت: ازآنجاکه شما از همه بزرگ‌ترید، الاغ که شکار بزرگ‌تر است مال شما و، چون روباه از همه کوچک‌تر است، خرگوش که شکار کوچک‌تر است مال او و آهو نیز مال من. شیر گفت: نه، خوشم نیامد و در واکنشی سریع به گرگ حمله کرد و با دندان‌های تیزش او را خفه کرد و کشت. سپس رو به روباه کرد و گفت: تو پیشنهادت را بگو.

روباه گفت: از آنجاکه شما شیر هستید و در سبک زندگی سالم وعده غذایی صبحانه از همه مهم‌تر است، الاغ را به‌عنوان صبحانه میل بفرمایید و، چون براساس طب سنتی وعده غذایی ناهار وعده مهمی نیست، خرگوش را به‌عنوان ناهار تناول بفرمایید و آهو را نیز برای شام صرف کنید. همچنین می‌توانید به‌عنوان میان‌وعده از گرگ نیز استفاده کنید.

شیر گفت: ها، خوشم آمد. پس پیشنهاد وی را قبول و او را نیز به‌عنوان مدیر برنامه‌ریزی خود منصوب کرد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->