زمین لرزه‌ای نسبتا شدید در عسلویه بوشهر( ۷ شهریور ۱۴۰۴) وام‌های جدید کمیته امداد دردسترس است | احداث ۱۴۵۰ نیروگاه برق خورشیدی به همت مددجویان ماجرای ترک کردن هواپیما توسط مسافران پرواز شیراز به تهران پرواز‌های عمره ایران‌ایر افزایش خواهد یافت هدف‌گذاری بهسازی و شاداب‌سازی ۱۱۰ هزار کلاس درس کشور در طرح شهید عجمیان رقابت بیش از ۸۰ هزار داوطلب در آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۴ اجرایی شدن طرح میدان پویا برای توسعه ورزش دانش‌آموزی از اول مهرماه ۱۴۰۴ وزیر علوم: با افت رتبه علمی مواجه هستیم جذب ۷۰۰ محیط‌بان در دستور کار سازمان حفاظت محیط‌زیست خودکشی یک نظامی صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین قطار سنندج-مشهد به صورت آزمایشی راه‌اندازی می‌شود آیا اتباع خارجی مشمول کمک‌هزینه ازدواج می‌شوند؟ افزایش سقف پرداخت نقدی خسارات منازل آسیب‌دیده در جنگ ۱۲ روزه تصادف زنجیره‌ای در جاده شیروان به فاروج ۳ مصدوم بر جا گذاشت (۶ شهریور ۱۴۰۴) آیا بابک زنجانی به پلیس فتا احضار شد؟ (۶ شهریور ۱۴۰۴) واکنش پلیس راهور به صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان: اقداماتی در حال انجام است + فیلم ویدئو | توقیف گواهینامه ۲۰ هزار راننده متخلف از ابتدای شهریور ۱۴۰۴ اعلام زمان نتایج نهایی آزمون دستیاری پزشکی ۱۴۰۴+ زمان ثبت نام ویژگی‌های یک شهر دوستدار کودک چیست | شهری که می‌خواهد صدای کودکان را بشنود ویدئو | دستگیری سارق سنگ قبر یک هنرمند از قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران بهره‌برداری از هفت طرح بهداشتی در مشهد همزمان با هفته دولت فرآیند اعلام حضور داوطلبان در ارزیابی استخدام آموزش و پرورش ۱۴۰۴ آغاز شد گلایه دانشجویان دانشگاه آزاد به پرداخت شهریه زودهنگام و محدودیت انتخاب واحد ماجرای قتل وحشتناک مدیر ساختمان و همسرش توسط مرد همسایه جزئیات ساعات کاری کارمندان دولت پس از ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ + فیلم روند افزایش ظرفیت دانشجوی پزشکی باید متوقف شود جلوگیری از سقط بیش از ۱۰ هزار جنین در کشور با اجرایی شدن طرح نفس افزایش ۱۱۰ درصدی قیمت کتاب‌های درسی مردود است دو مکمل غذایی که پیری پوست را تسریع می‌کنند
سرخط خبرها

دفاعیه یک موادفروش

  • کد خبر: ۱۷۸۷۵۰
  • ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۹:۴۰
دفاعیه یک موادفروش
من خوب بودم آقای قاضی. بهترین موادی را که مطمئن بودم از بهترین مزارع کشت خشخاش و شاهدانه برداشت شده اند، وارد کشور می‌کردم و دست مشتری می‌دادم.
مهدی محمدی
نویسنده مهدی محمدی

من خوب بودم آقای قاضی. بهترین موادی را که مطمئن بودم از بهترین مزارع کشت خشخاش و شاهدانه برداشت شده اند، وارد کشور می‌کردم و دست مشتری می‌دادم. جنسم جور بود آقای قاضی. همیشه همه چیز برای همه جور سلیقه داشتم. از کوکائین بگیر تا تریاک. از مت آمفتامین یا همان شیشه خودمان بگیر تا هروئین و ماری جوانا که مشتری‌ها به آن می‌گفتند: گل.

گران فروشی نمی‌کردم آقای قاضی. برای اینکه مشتری‌ها نپرند قیمت را ثابت نگه می‌داشتم. نمی‌گویم ناخالصی داخل موادی که می‌دادم دست مشتری نبود، ولی ناخالصی هایم سرطان زا نبودند. مثل بعضی همکاران محترم موادفروشم نبودم که چرم مصنوعی یا کلیشه رادیولوژی یا سرب اضافه کنم و باعث شوم کلیه و طحال و مغز مشتری به خاطر سرب و مواد شیمیایی داخل جنس آسیب ببیند. من فقط چیز‌هایی مثل نان سوخته سنگک یا آرد نخودچی یا مثلا جگر مرغ اضافه می‌کردم. حتی آن چیز‌های چندشی را که خودتان می‌دانید منظورم چیست را اضافه نمی‌کردم و آن‌ها را توی باغچه حیاطمان می‌ریختم تا گیاهانش بهتر رشد کنند.

فکر نکنید ناخالصی بد است. خیلی‌ها از بس هر دفعه ناخالصی مواد مخدری که به آن‌ها می‌فروختیم بیشتر می‌شد و دز تریاک داخل مواد کمتر می‌شد، اعتیاد شدیدشان کمتر می‌شد و حتی اگر چند روز مواد مخدر نمی‌خریدند استخوان درد و دیگر علائم نرسیدن مواد را نداشتند. واضح‌تر بگویم، بعد از مدتی دیگر عملا معتاد نبودند. یعنی به من فقط به چشم فروشنده مواد نگاه نکنید، چون یک جور‌هایی یک تنه کار کمپ ترک اعتیاد را هم می‌کردم.

دیدم توی پرونده ام نوشته اند که به خانواده‌های زیادی ضربه زده ام آقای قاضی، اما اینطور نیست. در یک مقطعی توی پارک مشغول خدمت رسانی به معتادان بودم. خیلی‌ها می‌آمدند مواد بگیرند. باور کنید این قدر لاغر مردنی بودند که می‌شد پول را از دستشان بقاپم و بدون اینکه جنسی بدهم با یک ضربه لگد چند متر آن طرف‌تر پرتشان کنم، ولی من آدم ضربه زدن نبودم. فقط پول را می‌گرفتم و معادل آن جنس می‌دادم.

تمام مشتریانم راضی بودند اگرچه خانواده هایشان راضی نبودند. باور کنید کار ما آن قدر‌ها هم راحت نیست. شما فکر می‌کنید ما فقط صدای شمردن پولی که از دست مشتری می‌گرفتیم را می‌شنیدیم، باور کنید بیشتر از آن صدای فحش و آه و نفرین می‌شنیدیم. آن هم به خاطر اینکه می‌فهمیدند پسرشان از ما مواد گرفته است یا اینکه شوهرشان مشتری ماست. انگار من مجبورشان کرده بودم بیایند بخرند، ولی من صبرم زیاد بود. سکوت پیشه می‌کردم.

ما موادفروش‌ها آن قدر‌ها هم بد نیستیم، حتی باعث ارزانی هم هستیم. همین ماشین‌هایی که نمایندگی‌ها ثبت نام می‌کنند و با قیمت‌های نجومی به مردم می‌دهند،  بعضی‌ها برای اینکه پول موادشان جور شود به قیمت یک ماشین اسباب بازی پلاستیکی می‌فروختند.

در پایان امیدوارم به خاطر این ده، پانزده کیلو مواد من را مؤاخذه نکنید و اصلا تصور کنید اینها برای مصرف شخصی خودم بوده است و خلاصه حکم من را طوری صادر کنید که حتی اگر این هفته نشد، هفته بعدی کنار خانواده باشم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->