انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» نگاهی به سریال «شکارگاه» | روایتی رازآلود در دوران قاجار رازهای بازیگری از زبان مهدی هاشمی کمدی‌ها ناجی گیشه شدند | فروش ۲۸ میلیاردی سینما در هفته اول شهریور پوستر سریال محکوم منتشر شد + زمان پخش جبلی در کمیسیون امنیت ملی: صداوسیما نیازمند مشورت مستمر با مجلس است صوت | آهنگ جدید ماکان بند به نام «بعد رفتن تو» منتشر شد + دانلود فرزاد حسنی مجری پانزدهمین جشن منتقدان شد ویدئو | انتشار نخستین فیلم از «زن و بچه» سعید روستایی واکنش عجیب شوهر زینب موسوی به انتقاد‌ها! + عکس احمد مهرانفر، تهیه‌کننده تئاتر شد مهران مدیری به فیلم سینمایی «استخر» پیوست شاهنامه‌خوانی کمال و پدرش در سریال «حکایت‌های کمال» + فیلم «جشنواره داستان بهار»؛ نخستین جشنواره پاسخگو در کشور   حضور فیلم کوتاه «نرموک» اثر فیلم‌ساز مشهدی، در قدیمی‌ترین جشنواره کودک و نوجوان آلمان درباره کتاب زندگی نامه حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر ابوترابی فرد و اهمیت روایت زیست اسرا راهیابی فیلم کوتاه سرود کلنل از مشهد، به جشنواره پورتوبللو لندن
سرخط خبرها

حکایت کله آشی پادشاه

  • کد خبر: ۲۴۴۸۳۲
  • ۲۳ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۶:۱۹
حکایت کله آشی پادشاه
در یکی از زمان‌های گذشته پادشاهی بر سرزمین‌های شمالی حکومت می‌کرد که عصبانی و غضبناک بود.

در یکی از زمان‌های گذشته پادشاهی بر سرزمین‌های شمالی حکومت می‌کرد که عصبانی و غضبناک بود و به محض دیدن کوچک‌ترین اشتباه از سوی اطرافیان و درباریان دستور کشتن یا زندانی کردن یا تبعید آن‌ها یا قطع اعضای بدن آن‌ها را به طور ضربدری صادر می‌کرد.

روزی از روز‌ها هنگام صرف ناهار شاهانه، مسئول ستاد تشریفات پادشاه که وظیفه انداختن و جمع کردن سفره و آماده کردن و چیدن و سرو غذا برای پادشاه و مهمانانش را برعهده داشت، پس از آنکه دستیارانش سفره را انداختند و غذا‌ها را چیدند، شخصا یک کاسه برداشت و داخل آن آش ریخت و با قاشق به حضور پادشاه برد.

اما همین که قاشق را داخل آش گذاشت، یک قطره از آش به ریش پادشاه پرید. پادشاه نیز که از این اتفاق بی اندازه عصبانی شده بود، دستور قتل مسئول ستاد تشریفات را صادر کرد. مسئول ستاد تشریفات به گریه افتاد و به پادشاه گفت:‌ای پادشاه، من قصدی در این کار نداشتم، یک بدهکاری دارم و فکرم مشغول است. اگر امکان دارد مساعدت فرمایید و از تقصیر من درگذرید. پادشاه گفت: اتفاقا در نمی‌گذرم تا برای دیگران درس عبرتی شود که موقع خدمت به پادشاه حواس خود را جمع کنند و از سهل انگاری و غفلت برحذر باشند. 

مسئول ستاد تشریفات که از بخشش پادشاه به طرق عادی ناامید شده بود فکری کرد و کاسه آش را برداشت و آن را روی سر پادشاه خالی کرد. پادشاه گفت: چرا همچین کردی؟ مسئول ستاد تشریفات گفت: نخواستم در مملکت شایع شود که شاه یکی از خادمان خود را به خاطر یک قطره آش سهوی، یا درواقع بی دلیل کشته است.

این جسارت را کردم که در صورت مردن حقم باشد و پشت سر شما حرفی نزنند. پادشاه که از این کاسه لیسی و پاچه خواری مسئول ستاد تشریفات خوشش آمده بود، با خود فکر کرد حیف است چنین کسی کشته شود، پس نه تنها از گناه وی درگذشت بلکه او را با حفظ سمت قبلی به سمت مسئول کمیته اطلاع رسانی و ارتباطات و روابط عمومی هم منصوب کرد. وی سپس قطره آش را از روی ریش خود پاک کرد و با کله آشی به خوردن بقیه غذا‌ها پرداخت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->