بارها در قرآن کریم توصیه شده است «خدا را یاری کنید»؛ حال این سؤال مطرح میشود که خدا به یاری ما نیاز ندارد، او بر هر چیز قادر و قاهر است. خدایی که ما میشناسیم و به او اعتقاد داریم، ضعف و نیاز و نقص ندارد و ما همیشه او را تسبیح میکنیم، پس نصرت خدا یعنی چه که حضرت عیسی (ع) بهعنوان پیامبری اولوالعزم به مردم خود میگوید: «کیست مرا در راه خدا یاری کند..» یا آنکه قرآن میفرماید: «اگر خدا را یاری کنید.».
با استفاده از آیات قرآن و رهنمودها و روایات پیامبر (ص) و اهلبیت (ع) درمییابیم که این نصرت خدا سه معنا دارد؛ نخست یاری خدا؛ یعنی یاری دین خدا اعم از تبلیغ، تبیین، ترویج و ارشاد دین که احادیث متعددی درباره این معنا و مفهوم نصرت خدا آمده است.
دوم یعنی یاری حجت خدا؛ مثل طلب کمک عیسیبنمریم (ع) از مردم در راه خدا، لذا حواریون هم که از ایشان حمایت میکردند، خود را انصارا... نامیدند، بنابراین یاری خدا در معنای دوم، یاری حجت خدا یعنی پیامبر (ص)، سپس وصی ایشان و بعد از آن عالمان ربانی است؛ مثل لبیک به ندای «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» امامحسین (ع) در کربلا.
اما نصرت خدا معنای سومی هم دارد که عبارت است از یاری خلق خدا، دست مظلوم را گرفتن و مانع ظلم بر او شدن. در یک سال گذشته و در جریان حملات بیامان اسرائیل به غزه، هزاران زن و کودک و غیرنظامی بیگناه کشتهاند، صدها مسجد و مدرسه و خانههای بسیار ویران شدند، اما رهبران کشورهای اسلامی چه کردند؟ یاری خدا یعنی فریاد مظلوم را شنیدن و دست او را گرفتن.
یاری خلق خدا، بابی گسترده در روایات ما دارد و بسیار داریم احادیثی که ما را به این یاری، توصیه و سفارش میکنند؛ برای مثال در روایت است که روز قیامت، خدا از بندهاش میپرسد چرا مرا یاری نکردی؟ و بنده عرض میکند: خدایا! تو به کمک من نیازی نداشتی! و خدا میفرماید: بندهام نیاز داشت، چرا به کمک او نشتافتی؟ امروز این صدای مظلومیت برخاسته از مردم غزه و فلسطین و لبنان را اگر نشنویم و پاسخ ندهیم، روز قیامت باید پاسخگو باشیم. اگر به این سه نصرت الهی متعهد و عامل باشیم، نصرت خدا نصیب ما میشود و این وعده قرآن است: «إِن تَنصُرُواْ ٱ... یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت أَقدَامَکُم».
باید توجه کرد که نصرت خدا به عمل است نه به حرف و شعار. در صدر اسلام هم، چون پیامبر (ص) و مسلمانان به جبهه میآمدند و جانفشانی میکردند، امداد خدا شامل حالشان میشد، اما برای قاعدین چنین نبود. امروز هم با نشستن در خانه و دست روی دست گذاشتن، امداد الهی نصیب ما نمیشود؛ چون سنت خدا مشروط است.
بنا بر آموزههای دینیمذهبی ما، همه زمانها عاشورا و همه زمینها کربلاست؛ اینکه نیمی از آیات قرآن به بیان قصه و داستان گذشتگان اختصاص دارد، برای آن است که درس بگیریم و بیدار شویم. قصههای قرآن برای بیداری است؛ «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ» اعلام موضع است کهای همه حسینیهای تاریخ! ما کنار و دوشادوش شما هستیم، با دوستانتان در صلح و با دشمنان شما در جنگ و مبارزهایم.
توصیه بزرگان به خواندن روزانه زیارت عاشورا یا تکرار صدباره برخی فرازهایش، برای آن است که هر روز این موضع را هم به خود، هم به دیگران اعلام کنیم. امروز لبنان و غزه، کربلا و عاشورای زمان است و ما از خدا نصرت و صبر طلب میکنیم؛ چون طلب صبر بعد از حضور در میدان است و قرآن کریم در اینباره میفرماید: بعد از آنکه به دشمن رسیدند، عرض کردند: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ». این طلب صبر و نصرت الهی مربوط به آنهاست که به خط مقدم جبهه میآیند و با دشمن رودررو میجگند و خدا به آنها نصرت عطا میکند و قدمهایشان را ثابت نگاه میدارد.