فعلا خداحافظ آقا

  • کد خبر: ۳۸۸۲۱۷
  • ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۸
فعلا خداحافظ آقا
حسین چقدر با من غریبه‌ای! یا که من با شما غریبه‌ام؟ کدامش درست است؟ می‌بینی در حد جواب همین سؤال هم معرفت ندارم!

حسین چقدر با من غریبه‌ای! یا که من با شما غریبه‌ام؟ کدامش درست است؟ می‌بینی در حد جواب همین سؤال هم معرفت ندارم! این درست که دلم برای آمدن به حرمت نمی‌تپد، ولی با همین زبان سرم مدت هاست گفته‌ام که دعوت کن. 

شما ولی سخت می‌گیری آقا، فقط یکی را می‌طلبی که با دلش تو را آرزو کند، حتی اگر خودش هم آن را نشنود! دل را به دست گرفتن زور زیادی می‌خواهد. معلوم است منی که سرم به کشمکش خودم و آدم‌ها گرم است، به شنفتن‌ها و خشم گرفتن ها، به حریص بودن‌ها و غم وغصه‌های روزمره و به کینه ورزی ها، دلم ظرف دوست داشتن، چون شمایی نمی‌شود. 

قد و قواره من کجا و حجم عشق شما کجا؟ من خیلی هنر کنم وقتی کارم جایی گیر کند، دلم شما را طلب کند، یک مطالبه معامله گرانه. من اعتراف می‌کنم به ناخالصی این دوست داشتن و مهرورزیدن. آمدم بگویم «ولی شما بزرگی کن»، اما زبانم را بند آوردم. چرا شما همیشه بزرگی کنی امام حسین؟ 

چرا خود سوءاستفاده گرم را همیشه می‌آورم وسط؟ من می‌روم پی کارم. اگر عرضه‌ای بود با زبان دلم می‌آیم وگرنه هنوزاهنوز با خاطره همان یک بارآمدن به حرمت سرمی کنم. من خودم را این طور مجازات می‌کنم، خود پر از توقعم را. اصلا من با این خود پرنقشم بیایم آنجا که چه بشود؟ که پایم آنجا باشد و ذهنم به کار همیشگی اش! من این را نمی‌خواهم. فعلا خداحافظ آقا.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.