ملیحه کروخی | شهرآرانیوز؛ «کاروانسرا» که از ترکیب «کاروان» به معنای افرادی که گروهی سفر میکنند و «سرا» به معنای خانه یا مکان استراحت تشکیل شده، در فرهنگ ایرانی به محل استراحت و تأمین غذای کاروانهایی گفته میشود که ساعتها در حال پیادهروی بودند، علاوه بر این افراد میتوانستند اسبهایشان را در اسطبل کاروانسرا جا بدهند و خودشان به راحتی استراحت کنند. بیشتر کاروانسراهای ایران در میانه راه شهرها ساخته شدهاند، اما در برخیشهرهای بزرگ نیز میتوان کاروانسراهای درون شهری را نیز مشاهده کرد.
عمده این کاروانسراها علاوه بر اسکان مسافران، بارانداز و محل عرضه کالای کاروانیان بودهاند و بیشتر مبادلات کالاهای بازرگانی در این محل صورت میگرفته است. موقعیت آنها نیز در بازار و پشت راسته اصلی و گاهی در کنار راسته فرعی آن یا خارج از بازار بوده است.
کاروانسرا یا سرای ملک در شهر مشهد از جمله همین کاروانسراهای درونشهری است که پس از عهد ناصری، در دوره مظفرالدینشاه قاجار ساخته شده و تا اواخر دوره پهلوی نیز پابرجا بوده است. در گزارش پیشرو نگاهی داشتهایم به این کاروانسرای قدیمی که در سالهای ابتدایی دهه ۵۰ قرن ۱۴ خورشیدی تخریب کردهاند.
کاروانسراهای مشهد در دوره قاجار دو کاربری باراندازی و زواری داشتند و بیشتر آنها در خیابان علیا و سفلی و سرشور بودند. درواقع به خاطر محدودیت تردد از بست، کاروانسراها بیشتر در مسیر دروازههای شهر بودند.
این نکته دارای اهمیت است که از آغاز قرن چهاردهم و تغییرات شهر، دو تحول در کاروانسراهای مشهد به وجود آمد؛ از یک سو با ایجاد فلکه حضرتی در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و توسعه معابر، بسیاری از کاروانسراهای قدیمی شهر تخریب شدند. از سوی دیگر افزایش امنیت نسبی در خارج شهر باعث شد کاروانسراهای متعددی در خارج دروازههای شهر ساخته شود که کاروانسراهای حاج کاظم کوزه کنانی، حاج غلامرضا سبزواری و نصیرزاده از همین جمله هستند.
تحول دیگر کاروانسراها در این دوره، تغییر در کاربری آنها بود که اکثرا تبدیل به گاراژ شدند؛ به همین ترتیب اولین گاراژهای مشهد در حاشیه خیابانهای علیا، سفلی و دور فلکه حضرتی شکل گرفت که به مرور کاربریشان تغییر کرد.
سرای ملک، که به نام «کاروانسرای ملک» نیز شناخته میشد، یکی از کاروانسراهای اواخر دوره قاجار بود که در حد فاصل چهارراه شهدا به سمت حرم قرار داشت و از سوی حاجی محمدکاظم ملک التجار تهران و توسط پیشکار وی، تقی خان معاون الایاله در خیابان اولیای شهر مشهد در سال ۱۳۱۹ قمری (۱۲۸۰ خورشیدی) بنا گردید. پس از حاج محمدکاظم، فرزندش حاج حسین ملک، اداره آن را بر عهده گرفت و تا اواخر دهه ۱۳۴۰، درآمد آن مستقیما در اختیار او قرار داشت و بعد از آن در اختیار وراثش قرار گرفت.
برخلاف کاروانسراهای برونشهری، کاروانسرای ملک بهطور کامل در دل شهر فعال بود و با بازار، گذر و شبکه تجاری ارتباط مستقیم داشت و محل تلاقی زندگی روزمره، تجارت، حملونقل و اقامت بود. این کاروانسرا که به خاطر نزدیکی به حرم موقعیت مهمی داشت، در زمینهای باقیمانده باغ بزرگ سالار ساخته و طبق گزارش ریاضی هروی برای ساخت آن مخارج زیادی هزینه شد.

حاجی کاظم ملکالتجار پسر آقا محمدمهدی ملکالتجار تبریزی متولد حدود ۱۲۶۶ قمری و ساکن تهران بود. او که سال ۱۲۸۷ قمری پس از درگذشت پدر خود ملقب به ملکالتجار شد، برخلاف پدر وجهه چندان خوبی نداشت، اما به واسطه ارتباط با میرزا علیاصغرخان اتابک مرجعیتی پیدا کرده از این راه بر ثروت و ارثیه پدری افزود.
معروف است که مکنت او به حدی بود که میتوانست به شاهزادگان و حاکمان وقت مبالغ کلانی قرض دهد از جمله او در یک نوبت هشتاد هزار تومان به شاهزاده مؤیدالدوله پسر شاهزاده حسامالسلطنه قرض داد تا برای دریافت فرمان حکومت خراسان به ناصرالدین شاه تقدیم کند.
همچنین ملکالتجار در بخشهای مختلف اقتصادی فعالیت داشت که از آن جمله میتوان به شرکت عمومی ویژه فعالیتهای مالی و بانکی و شرکت تجارتی فارس در شیراز (که در نشر اسکناس فعالیت داشت) و همچنین به تأسیس راه بین آستارا و اردبیل اشاره کرد. او همچنین از مخالفان بانک شاهی و از دوستان و دلالان سفارت روس محسوب میشد تا جایی که روسها بعد از مشروطیت هم دست از حمایت او برنداشتند.
کلنل کاساکوفسکی در کتاب خود، گزارش مورخ ۲۶ اوت ۱۸۹۷ میلادی «و. باراودی»، یکی از مدیران بانک استقراضی روس در تهران را به هیئت مدیره بانک استقراضی ایران منعکس کرده و مینویسد:
«اتحادیهای به نام شعبه سندیکایی از صرافان و بانکداران متنفذ مانند برادران طومانیانس، حاج لطفعلی، اتحادیه، باقر صراف و ملکالتجار تشکیل و به وسیله این سندیکا و همچنین عمال بیشمار آنها، مبالغ زیادی اسکناس برای تبدیل به پول نقره به بانک شاهی ارائه شد. در این یورش شدید به بانک شاهی، شدیدترین فعالیت و جد و جهد از طرف ملکالتجار بروز داده شد. به نحوی که دولت حکم توقیف او را داده و وی که به موقع مسبوق شده بود مدتی خود را مخفی کرد.»
کاساکوفسکی درباره ملکالتجار میگوید: «حاج ملکالتجار ... سردسته تجار تمام تهران و سراسر آذربایجان میباشد و خود آذربایجانی است.»
او برای ساختن راه شوسه از آستارا به اردبیل و در موقع بهره برداری از راه مزبور به شرکا چیزی نداد و عموم خلق را از شرکت عمومی مأیوس کرد. در نتیجه شرکا علیه او اقدام کردند، اما هر چه تلاش کردند چیزی به دست نیاوردند؛ بنابراین او که تحتفشار بود راه را توسط پسرش حاج محسن آقا به یک تبعه روسی به نام ورتمان اجاره داد و او متولی راه شد.
در کار بانک ملی نیز، حاج کاظم ملک التجار سرمایه بانک را حیف و میل نمود و هنگامی که او را برای این منظور تعقیب کردند به سفارت روس پناهنده و در سفارت جای مناسبی به او داده شد. چند تن از مأموران وزارت عدلیه که سرپرستی آن با فرمانفرما بود، (گویا خرده حسابهای دیرینهای با ملکالتجار داشتند) سحرگاه روز ۱۳ تیر ماه ۱۲۸۶ خورشیدی برای بازداشت او اعزام شدند و او با صراحتلهجهای که داشت خود را بیگناه خواند و مطمئن بود که میتواند از خود دفاع کند.
سفارت روس نیز حمایت از وی را تا به جایی رساند که فرمانفرما، رئیس عدلیه وقت، با لباس تمام رسمی به سفارت روس احضار شد و او در مقابل تمثال تزار روس معذرتخواهی نمود. ملکالتجار سرانجام در ربیعالثانی ۱۳۰۵ خورشیدی درگذشت. او را در مشهد در حرم امام رضا (ع) در دارالحفاظ به خاک سپردند.

علاوه بر کاربریهای متنوع موجود در سرا، جبهه غربی بنا که تنها یک طبقه داشت، به کارگاههای سماورسازی اختصاص یافته بود که نشان میدهد سرا تنها محل اقامت یا انبار کالا نبود، بلکه بخشی از تولید شهری نیز در آن جریان داشت.
در پیرامون بنا و در امتداد بالاخیابان، دکانهایی قرار داشت که در آغاز بیشتر به فروش مواد غذایی و علافی میپرداختند و در سالهای بعد، با تغییر نیازهای شهر، مشاغلی مانند فروش تریکو و کفش نیز به آنها افزوده شد. به همین نسبت فضای داخلی سرای ملک در دهه ۱۳۴۰خورشیدی، بیشتر شامل انبارها و زمینهای باز بود.
دکتر معتمدی، شهردار وقت مشهد در ۲۵ شهریور ۱۳۵۰ خورشیدی درصدد برآمد نهاد عمومی تأسیس کند؛ بنابراین به سراغ کاروانسرا رفت که وضعیت نامناسبی داشت و تقریبا ویران شده بود. او مصمم بود قسمتهای داخلی کاروانسرای ملک را در هم کوبیده و در محل آن پارکینگی ایجاد کند. این گونه شد که از دهه ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۰، این مجموعه بهعنوان بارانداز تجاری و محل توقف خودروها مورد استفاده قرار گرفت.
به این ترتیب کاروانسرای ملک تا سالهای پایانی حیاتش از چرخه فعالیت خارج نشد و همچنان نقش فعالی در اقتصاد روزمره شهر داشت.
نهایتا بانو عزتالملوک ملک به عنوان وارث قانونی حاج حسین ملک در سال ۱۳۷۹خورشیدی، اقدام به فروش و واگذاری این ملک کرد. در نهایت بخشهای باقیمانده سرای ملک نیز تخریب شد و با مشارکت شهرداری، یک مجتمع تجاری در محل آن ساخته شد؛ مجتمعی که با وجود نوساز بودن، نتوانست جایگاه اقتصادی و اجتماعی سرای تاریخی را بهدست آورد.
امروزه از این بنا تنها عکسها و خاطرات آن باقی مانده است، اما سرای ملک همچنان بخشی مهم از حافظه تاریخی بالاخیابان و نشانهای از نقش پررنگ کاروانسراها در شکلگیری شهر مشهد بهشمار میآید.
کاروانسرای ملک بنایی چهار جهت ساخته بود که در سمت غرب یک طبقه و در سه جهت دیگر دو طبقه میشد. همچنین ظرفیت این کاروانسرا ۹۵۰ نفر بود که در مقایسه با عمده کاروانسراهای مشهد، «بزرگ مقیاس» محسوب میشد. دیگر کاروانسراهای بزرگ مشهد در این دوره، کاروانسرای سلطانی (۹۵۰ نفر) و سرای ازبکها (۱۴۰۰ نفر) و سرای گمرک (۹۰۰ نفر) بودند.
طبقه اول کاروانسرای ملک در قسمتهای دو طبقه از رواق ستوندار ممتد با قوسهای نیمدایره تشکیل شده بود. ستونهایش آجری و نسبتا قطور و با قوسهای ساده و بدون تزیینات پرکار بود. این سادگی، از ویژگیهای بارز معماری قاجار متأخر و معماری عملکردگراست.
این رواقها، علاوه بر ایجاد سایه و تعدیل اقلیم، فضای واسطی برای بارانداز، دادوستد و استراحت مسافران فراهم کرده بودند. طبقه بالا نیز با ردیف حجرهها و درهای چوبی ساده چند لت شکلی خاص داشت. حجرههای این طبقه احتمالا محل اقامت بازرگانان یا انبار کالاهای سبکتر بودهاند. بالای حجرهها به صورت قوس جناغی بوده و احتمالا علاوه بر آجرچینی دارای تزیینات آجر مهری و برشی هم بوده است.
ستونها در قسمت پایین و بالا با آجرهای برشی تزیین شده بود. طبقه بالا نسبت به طبقه پایین عرض کمتری داشت و با این عقبنشینی یک بالکن سراسری ایجاد کرده بود که با نردههای چلنگری قاجاری امنیت حرکت در آن تأمین میشد.
سازه اصلی با آجر و مصالح سنتی ساخته شده بود. مصالح غالب بنا شامل آجر بهعنوان عنصر اصلی سازه و نما، ملات گچ و آهک و تیرهای چوبی در سقف رواقها بوده است. این ترکیب، هم اقتصادی و هم متناسب با اقلیم بوده و امکان تعمیر و بازسازی مداوم را فراهم میکرده است.
همزمان با نوسازی نمای بالاخیابان، نمای مغازههای بیرونی کاروانسرا نیز در سال ۱۳۱۰ خورشیدی تغییر کرد و تزیینات زیبای کاشیکاری معقلی به آن افزوده شد تا بنا با سیمای جدید شهر همخوان شود، بدون آنکه هویت تاریخی خود را از دست بدهد. این بدنه شامل قابهای مجزا بود که به ستونهای آجری متصل شده و عمدتا کاشیکاری معقلی داشتند و در تعداد کمتر معرق با رنگهای زرد، فیروزهای، مشکی و سفید به کار رفته بود.
در میان هر قاب نیز یک پنجره ساده قرار داشت با یک قاب آجر برشی و کاشی و یک سنتوری بالای آن تزیین شده بود. اما آنچه بیشتر در تصاویر باقیمانده است، سردر باشکوه و زیبای کاروانسرای ملک در حاشیه بالاخیابان بود که تا دهه هشتاد همچنان استوار ایستاده بود. سردر دارای ترکیبی عمودی و متقارن است که با یک دهانه مرکزی بزرگ تعریف میشده است به همین نسبت، دهانه ورودی این سرا نیز با قوس نیم دایره متمایل به جناغی شکل گرفته بود.
بخشی از قاب نما در اطراف قوس و نوار بالای سردر با گره چینی کاشی و آجر نقش بسته و بخش عمده بنا آجرکاری بود. الگوی بهکارگرفته شده، نمونهای از گرهچینی هندسی بود که در اصل ریشه در هنر چوب (درها، ارسیها و سقفها) دارد، اما در این نما بهصورت بازآفرینی آجری اجرا شده بود. این انتقال از چوب به آجر، یکی از ویژگیهای مهم معماری اواخر قاجار و اوایل پهلوی است؛ دورهای که تزیینات سنتی حفظ میشوند، اما با مصالح بادوامتر و شهریتر.
آجرکاری ویژه بنا نیز از نوع آجرکاری برجسته هندسی یا معقلی حجمی بود. چیدمان آجرها به شکل پلهای و شکسته که برای ایجاد سایهروشن قوی برای خوانایی نما از فاصله دور ایجاد شده بود. این خوانایی به شدت در شناسایی کاروانسراها اهمیت داشت. این آجرکاری که در نمای تعداد محدودی از سردرهای قاجاری مشهد نیز هست حتی برای زمان حاضر هم بسیار مدرن و خلاقانه است، علاوه بر این در برابر فرسایش، مقاومتر و کم هزینهتر از کاشیکاری کامل است و بسیار با اقلیم سرد و خشک مشهد سازگاری دارد.
همچنین استفاده حداقلی، اما هوشمندانه از کاشی فیروزهای، خطوط عمودی برای هدایت چشم به سمت ورودی و نیز نقش گره هندسی مرکزی نشانه تأکید بر هویت ایرانی- اسلامی بنا است. این دقیقا زبان معماری قاجار متأخر خراسان است.
در دو طرف سردر ورودی نیز مغازههایی قرار داشت که در دو طبقه ساخته شده بود. در بخش بالایی قاب بزرگ پنجرهها با یک سنتوری که داخل آن کاشیکاری معقلی داشت تزیین شده بود. بدنه جداره نیز یا با آجرکاری ساده با تکنیک خفته راسته یا با آجرکاری معقلی با رنگهای زرد، فیروزهای و مشکی تزیین شده بود. این نما احتمالا با یکپارچهسازی نمای بالاخیابان و پایینخیابان در ابتدای قرن چهاردهم و در هماهنگی کامل با بقیه نماهای خیابان ساخته شده بود.
تزیینات این نما به تکنیک واچینی قبل از تخریب کامل به مکان دیگری منتقل داده شد. واچینی که یونسکو برای آن قوانینی تعریف کرده است، نخستینبار اوایل دهه ۱۳۷۰ در ایران به همت استاد مرحوم باقرزاده شیرازی انجام شد. بعد از آن و در دومین نمونه، هومن و پویا مرصعی در سال ۱۳۷۹ واچینی کاروانسرای ملک در خیابان آیتا... شیرازی ۲ را در مشهد شروع کردند. آنها در سال ۱۳۷۹ با همین روش تعدادی از آجرهای سردر کاروانسرای ملک را واچینی کرده و سالها بعد از خرابیاش در قابهای روی نمای خانه زائر در پایینخیابان دوبارهچینی کردند.
منابع:
مقاله «حاج محمدکاظم ملکالتجار» ار تارنمای پژوهشکده تاریخ معاصر ایران نوشته فریده شریفی
کتاب تاریخ اقتصادی مشهد پدیدآورندگان علی نجفزاده و جلیل قصابیگزکوه