فصل دوم «مهیار عیار» و «طوبی» ساخته می‌شود دانلود تمام قسمت‌های سریال پایتخت ۷ + تماشای آنلاین آمار فروش نمایش‌های روی صحنه تئاتر در مشهد طی هفته گذشته (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) برنامه برمودا میزبان عباس موزون، فریبا کوثری و نامی عبداللهی می‌شود + زمان پخش آرنولد در نقش «جیمز باند» فیلم کوتاه زیر سایه بلوط در راه بلغارستان پرفروش‌های نوروز ۱۴۰۴ سینما در خراسان رضوی | کمدی‌ها در صدر، اجتماعی‌ها بی‌مخاطب زمان پخش سریال خجالت نکش تغییر کرد پانزدهمین دوره‌ جوایز ایسفا فراخوان داد نقش‌آفرینی مریل استریپ در فیلم خواهرزاده جادوگر پل شریدر، نویسنده فیلم «راننده تاکسی»، متهم به آزار جنسی شد صفحه نخست روزنامه‌های کشور - شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ قانون اساسی نوروز ساخت دوباره سریال‌های «همسران» و «آژانس دوستی» یادش به‌خیر آن که نگاهی زلال داشت | یادی از مرحوم حاج محمود اکبرزاده، شاعر آیینی مشهد «مانوج کومار» بازیگر و کارگردان سینمای هند درگذشت خبرنگاری که دوباره کت وشلوار پوشید | نگاهی به فصل دوم برنامه «برمودا» کامران نجف‌زاده
سرخط خبرها

یادداشت سعید عقیقی برای درگذشت مسعود مهرابی: اصرار داشت صدای خودش را بشنود

  • کد خبر: ۴۱۰۷۴
  • ۱۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۰
یادداشت سعید عقیقی برای درگذشت مسعود مهرابی: اصرار داشت صدای خودش را بشنود
سعید عقیقی، نویسنده و منتقد سینما، در کانال تلگرامی‌اش با انتشار عکسی درباره مسعود مهرابی و خلق‌و خویش نوشته است.

به گزارش شهرآرانیوز-

یادداشت افشین هاشمی برای درگذشت مسعود مهرابی: کتابش را بلعیده بودم

سعید عقیقی |  فیلم‌نامه‌نویس، مدرس، منتقد و کارگردان سینما

اصرار داشت صدای خودش را بشنود؛ با همان وسواس همیشگی. چندبار روی تلگرام پیام گذاشت که فیلم چه شد و به کجا رسید؟ برایش نوشتم در حال تدوین است. گفت با دوربین خوب نیستم. جلویش که می‌نشینم زیاد تپق می‌زنم و معذّبم. این اواخر چندبار تلفنی با هم حرف زدیم. حرف مرگ برادرم شد و گفت تاریخ سینمای ایران را وقتی نوشتم که بدترین حال را داشتم. وقتی حال ناجور داری فقط بنویس. به حرفش گوش کردم و نتیجه‌اش شد دو کتاب در زمانی کوتاه. آخرین باری که به مجلّه فیلم رفتم برای گرفتن تصویر او بود. پنج‌شنبه روزی بود و در مجلّه برخلاف ایام جوانی من پرنده پر نمی زد. در اتاق اش همیشه باز بود. با حرمت و محبت، آمد و نشست توی تحریریه. همان جا که نویسندگان مجلّه فیلم همدیگر را پیدا می کردند. شاید آن چه داشت می‌توانست به بد اخلاقی تعبیر شود، اما به نظرم بداخلاقی نبود. عادت داشت همان‌جور که فکر می‌کرد حرف بزند؛ مستقیم، و واضح و حتی گاه بی‌اعتنا به حسّ مخاطب اش، که هیچ‌یک به خودی خود عیب نبود. اولویّت دادن به کار، نظم‌پذیری و حضور دائمی‌اش نمونه بود. همین که نزدیک ِ چهل سال در یک اتاق، پشت ِ میزی بنشینی و فقط بکوشی مجلّه سینمایی ِباکیفیّت دربیاوری، یعنی نظم را معنا کرده‌ای. هنوز تنها کتاب تاریخ سینمای ایران که خوب یا بد، ممهور به مُهر تحلیل و قضاوت نویسنده اش است، کار اوست. تلفن‌اش می گوید در واتس‌اَپ تا ساعت یازده و هشت دقیقه دیشب حضور داشته، یعنی نفس می‌کشیده و می‌توانسته جواب بدهد. می‌توانسته؟ حتما وسواس خیلی چیزها را داشته؛ از مجلّه بگیر تا ...


بایگان ِ درجه یکی بود. هوش و حواس درستی داشت و سابقه طراحی و تاریخ‌نگاری‌اش همواره به یاری‌اش می آمد. هنوز می‌توانم تعدادی از مطالب اش را از حفظ بخوانم و چند نمونه از کاریکاتورهایش در سرم می‌گردد. حتی وقتی هنوز "مسعود بهرامی "بود. گاهی که فرصت داشت از عشق‌های مشترکمان ، گرترود، فریاد، دروازه جهنّم و پول حرف می‌زدیم. من بداخلاقی‌ای از او ندیدم و نام آن چه از او دیده ام بداخلاقی نمی‌گذارم. شنیدم در خواب مُرده؛ که اگر راست باشد سعادتی ست. لابد دردها را پیش‌تر کشیده و دم ِ آخر آرام خُفته تا با دقّت و وسواسی که خاص خودش بود، به صدای مرگ گوش کند. خبر داشتم مریض است؛ اما مرگ اش تکان ِ دیگری بود. شاید یکی از آخرین نشانه‌های حضورش دربرابر دوربین، در همین تحریریّه مجلّه فیلم بود: جایی که با این جمله شروع کرد : "ما یه تاریخی داریم که ..." چهره و خُلق و کارها و صدای مسعود مهرابی، هر چه بود، همواره دریادم می مانَد.

 

 

مسعود مهرابی، نویسنده، کارتونیست و مدیرمسئول مجله «فیلم»، درگذشت

 

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->