در سال ۲۰۱۷، ۲۷ روان پزشک و متخصص سلامت روان کتابی با عنوان «پرونده خطرناک دونالد ترامپ» منتشر کردند و در آن، جملهای نوشتند: «ترامپ اکنون قدرتمندترین رئیس دولت در جهان و یکی از عجول ترین، متکبرترین، نادان ترین، بی نظم ترین، آشفته ترین، پوچ گراترین، خودخواه ترین، خودبزرگ بینترین و خودخواهترین افراد است.» شاید خودشان تصور میکردند با این عبارات سرنوشت دنیا عوض شود، اما چنین نشد و ترامپ بار دیگر رئیس دولت شد.
این نظر کارشناسی و نظرهای کارشناسی دیگر را بگذارید کنار نظرسنجی فاکس نیوز، که بر اساس آن ۵۵درصد از آمریکاییها معتقدند ترامپ سلامت روانی لازم را برای ریاست جمهوری ندارد.
شنیدن این چیزها دل آدم را خنک میکند، اما اگر تصور کنیم که جنگ ما با چنین شخصی است، خودمان را گول زدهایم. اگر خیال کنیم طرف مقابل ما یک پیرمرد دمدمی ابله تک رو است که برای رهایی از تبعات پرونده اخلاقی اش جنگ را به ما تحمیل کرده، در دام یک ساده سازی خطرناک افتادهایم.
میدانهای قدرت و سیاست بسیار پیچیدهتر از این چیزها هستند. تصمیمهایی که به خصوص در لحظات بحرانی در این میدانها گرفته میشوند حاصل ضربی از محاسبات اقتصادی و ملاحظات امنیتی و هماهنگیهای دیپلماتیک هستند.
احمق فرض کردن دشمن بزرگترین خطایی است که در جنگ میتوان مرتکب شد. درست است که ترامپ بی نظم و پریشان اندیش و پرهیاهوست، اما به این معنی نیست که دستگاه امنیتی و نظامی آمریکا بی برنامه عمل میکند. اتفاقا پشت بسیاری از رفتارهای مضحک ترامپ نیز محاسبه و طراحی است. طراحی و محاسبهای که دقیقا ذهن ما را هدف گرفته است.