مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ صفحه نمایش روشن است. همه به حرکت چندثانیهای شخصیت ها، خیره ماندهاند. پلک زدن، چرخش سر، حرکت دست و چین خوردن لباس، بارها و بارها اصلاح میشود. باید طبیعی به نظر برسد. اینجا دوربینی در کار نیست که بازیگر مقابلش بایستد و پس از چند برداشت، صحنه تمام شود. هر حرکت از نقطهای سفید آغاز میشود و به دست گروهی از طراحان، مدل سازان و پویانماها جان میگیرد. گاهی یک روز کامل، صرف تنها چند ثانیه میشود.
«حامد جعفری» دست روی پروژهای گذاشته است که ساده نیست. شب و روزش یکی شدهاند. او و تیمش میخواهند از روم شرقی به بغداد و از بغداد به سامرا برسند، از کاخهای باشکوه عبور کنند، میدان جنگ بسازند، بازار برده فروشان را به تصویر بکشند و بخشی از زندگی خاندان امام حسن عسکری (ع) را برای کودکان روایت کنند. کوچکترین نقص فنی و بی دقتی تاریخی یا روایی، تمام ماجرا را زیر سؤال میبرد.
«شاهزاده روم» نخستین انیمیشن سینمایی گروه هنرپویاست. آنها باید هم زمان با ساختن فیلم، راه تولید آن را هم پیدا کنند. گروه از سال۱۳۸۶ وارد عرصه انیمیشن شده بود، اما این مسیر تازهتر از آن است که بدانند دقیقا باید از کدام نقطه شروع کنند و به کدام نقطه برسند. «شاهزاده روم» سرانجام پس از پانزده ماه ساخته میشود. فیلم محصول مشارکت هنرمندان ایرانی و لبنانی است.
تعداد زیادی از نیروهای جوان در بخشهای مختلف آن کار میکنند، نیروهایی که باید از طراحی فضای تاریخی و پوشش شخصیتها تا نور، رنگ، حرکت و صدا، جهانی مربوط به قرنها پیش را بازسازی کنند. جعفری هم تهیه کننده اثر است و هم یکی از اعضای تیم نویسندگان.
داستان از دنیای باشکوه و پراضطراب روم شرقی آغاز میشود. ملیکا در قصر زندگی میکند، شاهزادهای مسیحی که از سوی پدر به خاندان قیصر میرسد و از جانب مادر نسبش به شمعون، وصی حضرت عیسی (ع) پیوند میخورد. در ظاهر، آینده او باید در همان قصر رقم بخورد، در میان دیوارهای بلند، مراسم رسمی و تصمیمهایی که دیگران برای زندگی اش گرفتهاند. اما رویاهایی که میبیند، او را به سمت سرنوشت دیگری میکشاند.
محور اصلی «شاهزاده روم» سفر ملیکا یا همان نرجس خاتون، مادر امام مهدی (عج) از روم به سامراست. بااین حال، حضور امام حسن عسکری (ع) نقطهای تعیین کننده در سرنوشت او و مقصد نهایی روایت است. جنگ آغاز میشود و حادثهها او را از قصر دور میکنند. شاهزادهای که روزی در مرکز قدرت قرار داشت، اکنون در میان اسیران است. بی آنکه اطرافیانش حقیقت هویت او را بدانند. مسیرش به بغداد میرسد. به بازاری که انسانها در آن خریدوفروش میشوند.
فرستاده امام هادی (ع) او را مییابد. نامهای به زبان رومی در اختیارش میگذارد. ملیکا با خواندن نامه، نشانهای که انتظارش را میکشید، بازمی شناسد. راه سامرا از همین جا گشوده میشود، شهری زیر نگاه مأموران خلافت عباسی، جایی که امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) تحت مراقبت و فشار حکومت زندگی میکنند. امام حسن عسکری (ع) در این روایت، شخصیتی پرهیاهو نیست. اقتدار او در آرامش، اطمینان و نوع رویارویی اش با نرجس خاتون شکل میگیرد.
حامد جعفری که اکنون مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی است، در سال ۱۳۶۴ به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته اقتصاد ادامه داد و بعدها مدیریت کسب وکار آموخت. او به عنوان تهیه کننده باید تمام مقدمات ساخت انیمیشن را فراهم میکرد. تهیه کنندگی انیمیشن تنها یافتن سرمایه اولیه نیست.
صدها مرحله تولید باید به یکدیگر متصل شوند و گروه بزرگی از نیروهای هنری و فنی، گاه بیش از یک سال در کنار هم بمانند. در سینمای ایران که زیرساخت صنعتی انیمیشن هنوز در حال شکل گیری بود، تصمیم برای تولید یک فیلم بلند سه بعدی، به ساخت همان راه شباهت داشت.
«شاهزاده روم» در سال ۱۳۹۴ به نمایش عمومی درآمد. در آن سال، ۴ میلیاردو ۹۰۰ میلیون تومان فروخت. رقمی که حتی برای فیلمهای سینمایی با حضور ستارهها هم سخت به دست میآمد. موفقیت این فیلم پایان کار جعفری نبود. تجربه «شاهزاده روم» به پشتوانهای برای تولید «فیلشاه» تبدیل شد، انیمیشنی که گام بزرگ تری در جذب مخاطب برداشت.
پس از آن نیز «بچه زرنگ» ادامه همان مسیر شد. در هر سه اثر، تلاش برای ساخت قهرمانانی دیده میشد که کودک ایرانی بتواند با آنها ارتباط برقرار کند. جعفری بر این باور بود که کودکان، قهرمانان ذهنی خود را از دل داستانها و انیمیشنها پیدا میکنند، بنابراین خالی گذاشتن این میدان، به معنای سپردن تخیل آنها به محصولاتی است که در فرهنگی دیگر ساخته شدهاند.
در سالروز ولادت امام حسن عسکری (ع)، بازگشت به «شاهزاده روم»، یادآوری تلاشی است برای نزدیک کردن نسلی تازه به بخشی از تاریخ که کمتر به زبان کودکان روایت شده بود. پشت آن قاب ها، تهیه کنندهای ایستاده بود که باید خطر نخستین قدم را میپذیرفت، قدمی که از اتاقهای کوچک تولید آغاز شد، از روم و بغداد گذشت و سرانجام، بر پرده سینما به سامرا رسید.