«سینما» و «فیلمسازی»، دو واژه متفاوتاند که هریک، بار معنایی مختلفی دارند. وقتی این دو واژه کنار هم قرار میگیرند، هویت و تعریف دیگری پیدا میکنند که میتوان برای چند دهه آن دو، تحلیل نوشت. «سینمای مشهد» و «فیلمسازی مشهد» دو واژه ترکیبی هستند که اولی در دهه ۸۰ رونق داشت و دومی در دهه ۹۰.
در دهه ۸۰ مشهد تنها فیلم کوتاه ساخته نمیشد؛ شبکه استانی، بودجه سریالسازی جداگانهای داشت. مشهد شهر لوکیشنهای جذاب بود و سینماگران حرفهای بسیاری از سراسر کشور برای تولید فیلم و سریال به این شهر میآمدند. از موضوعات مشهد، زیاد مستندسازی میشد.
کانونهای تخصصی در همه عرصهها و زمینههای مختلف فعالیت مستمر و بعضا چشمگیری داشتند. نیمی از فضای مجتمع فرهنگیهنری امامرضا (ع) به فعالیتهای این کانونهای تخصصی سینما اختصاص داشت. فیلمنامهنویسی، مستندسازی، نقد و تحلیل و... فعالیت مستمر داشتند و هم به تولید و هم به آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم میپرداختند.
در کنار آن سینماهای خصوصی و دولتی هم بهعنوان امکانات سختافزاری و ابزارهای پخش فیلم، آغازگر ساختوسازهای جدی و جدیدی در مشهد شدند. دانشکدههای خصوصی هنر در مشهد در کنار رشتههای دیگر، به تدریس زمینههای مختلف هنر هفتم مشغول بودند. آموزشگاههای سینمایی فعالیتهای تخصصی خود را آغاز کردند و ادامه دادند. مشهد در دهه ۸۰ برخورد دوگانهای به رویدادها و جشنوارهها داشت.
از طرفی شاهد افتخارآفرینی سینماگران شهرمان در رویدادهای این سمت و آن سمت مرزها بودیم و ازطرفیدیگر مشهد، بعد از تهران دومین شهری بود که بیشترین رویدادها و جشنوارههای سینمایی را در عرصههای ملی و بینالمللی برگزار میکرد. آغاز برگزاری جشنواره فیلم فجر در کنار دیگررویدادهای تأثیرگذار کشوری و جهانی مانند «رویش»، «سینمای دفاع مقدس» و... سبب شد مشهد بهعنوان شهر جشنوارههای هنری لقب بگیرد. رسانههای سینمایی و نشریات تخصصی در دهه ۸۰ به این هنر جذاب میپرداختند.
این موارد در کنار بخشی از موضوعات و فعالیتهای جذاب دیگر، مشهد را در این دهه به شهر سینمایی تبدیل کرد، بهنوعی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در رأس آن جواد شمقدری، رئیس وقت سازمان سینمایی، کشور را به چهار قسمت تقسیم و مشهد را مرکز سینمای شرق کشور عنوان کرد؛ اما این سینماگر مشهدی هیچوقت فرصتی برای عملیکردن طرحش پیدا نکرد. برخلاف سینما، تئاتر در دهه ۸۰ مسیر متوسطی طی کرد، اما در دهه ۹۰ توانست اقتصاد را در کنار خود قرار دهد و به پررونقترین هنر مشهد تبدیل شود. راهی که هیچگاه سینمای مشهد طی نکرد و داشتههایش را از دست داد و صرفا در همان مسیر یکطرفه و بدون ترافیک فیلمسازی حرکت کرد.
درهای سالن تخصصی سینما اصغرزاده که در اوایل دهه ۹۰ تأسیس شد تا ستونهای سینمای شهرمان را تحکیم بخشد، در بیشتر مواقع از سال بسته بود و خاک خورد. کانونها و انجمنهای سینمایی آنقدر تعطیل شدند که فقط دفتر انجمن سینمای جوان دفتر مشهد ماند و آن هم بیشتر بهسمت کارهای اداری رفت. پردیسهای سینمایی که مهمترین آنها «قدس» و «پیروزی» بودند، تعطیل شدند. سینماهای «بهمن» و «شهرقصه» که زیرنظر سینمای جوان مشهد بودند، از رونق افتادند و به تعطیلی کشیده شدند.
دیگر از نشستهای نقد فیلم و سینما -نسبت به سالهای قبل- خبری نبود. نشریات تخصصی و نقد آثار از بدنه فعالیتهای سینمایی مشهد جدا شدند. آموزش بهصورت کلاسهای غیرانتفاعی برگزار میشد و خبری از استعدادیابی نبود. «مهاجرت» در بین هنرمندان به ویژه سینماگران واژه پرمعنایی در دهه ۹۰ شد.
دیگر کمتر شاهد گروههای فیلمسازی تهران و دیگرشهرهای کشور در شهرمان بودیم. در یک دهه اخیر بارها استاندارهای خراسان رضوی از ایجاد شهرک سینمایی در مشهد و اطرافش سخن گفتند و رفتند و این مهم همچنان بهعنوان یک شعار رسانه باقی ماند. جشنوارههای ملی و بینالمللی بیشتر سمت تئاتر رفتند و آنچه ماند، همان همیشگی، برگزاری جشنواره فیلم فجر بود که بارها به سمتوسوی تعطیلی کشیده شد؛ ولی بهعنوان مطالبه عمومی مردم مشهد هنوز چراغش روشن است.
هرچند به رویدادی تبدیل شد که فقط چراغش روشن بود و محلی برای نمایش فیلم و دیگر از نشستهای همفکری و تعاملی میان هنرمندان کشور با مشهد خبری نبود. شرکتهای فیلمسازی و آموزشگاهها همراه با صنعت و تکنولوژی و فضاهای مجازی کمتر همراه بودند. آنچه میدیدیم مراکزی بودند برای آموزش و تولید اندک چند فیلم و درنهایت درخشش غیرمستمر برخی از آثارشان.
در این دهه شاهد اتفاقاتی هم بودیم که متأسفانه کمتر فراتر از فیلمسازی رفت.... و حال در دهه جدید، در شرایطی قرن را آغاز کردهایم که شاهد مسائلی، چون شیوع ویروس کرونا و جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه بودهایم، اما فیلمسازی در این شرایط نهتنها کمتر نشد، بلکه رونق بیشتری پیدا کرد؛ چون دیگر در این شرایط فیلمسازی بهمثابه هنر نبود، رسالتی بود هدفمند که باید در مشهد به سرانجامی میرسید تا آثار بسیاری در گونههای مختلفی، چون مستند، داستان، کوتاه و بلند سینمایی با موضوعات «غزه و مقاومت»، جنگهای تحمیلی دوم و رمضان تولید و در نشستهای مختلف مورد نقد و بررسی قرار بگیرد و برخی از آنها هم در رویدادهای داخلی و خارجی بدرخشند.
هرچند در پنج سال گذشته -نسبت به سالهای قبل- فیلمهای بسیاری در شهرمان تولید شد، اما از فعالیتهای زیرساختی -که بخشی از آن در دهه ۸۰ انجام گرفته بود- فراموش نشد. انجمن سینمای جوانان مشهد با تغییرمدیریت و نیز با تغییر وتحولی که در سازمان سینمایی و نیز انجمن سینمای جوان کشور صورت گرفت و مشهدیها در رأس مدیریت آنها قرار گرفتند، این شهر تا حدودی از فیلمسازی صرف عقبنشینی و بهسمت یک سینمای پویا و باتفکر حرکت کرد و شاهد پوستاندازی در این عرصه بودیم.
موج جدید از جوانان خلاق در مسیر فعالیتهای فیلمنامهنویسی، تولید، نقد و... قرار گرفتند که میتوان آن را نتیجه «آموزش تئوری و عملی»، «برگزاری نشستهای تخصصی»، «اکرانهای آثار کوتاه جوانان»، «کارگاههای تخصصی مانند روایت شهر»، «تشکیل قرارگاههای تولید فیلم»، «زیستبومهای سینمایی»، «ایجاد شرکتهای دیجیتالی و تولید فیلم به ویژه در حوزه پویانمایی و هوش مصنوعی»، «فعالسازی کارگروههای تولید فیلم در نهادها و ادارات هنری استان» و... دانست.
مشهد در حوزه سریالسازی هم سرآمد بوده و با توجه به حضور مدیران مشهدی در رأس سازمان صداوسیما رشد خوبی داشته و سینماگران بسیاری از این شهر در چند سال اخیر، کد تهیهکنندگی و کارگردانی در ساخت برنامهها، رئالیتیشوها و سریالهای تلویزیونی گرفتند و فعالیتهای چشمگیری داشتهاند.
حضور بیش از ۲۵ اثر کوتاه و بلند در ژانرهای مختلف و مضامین متنوع از شهرمان در سه جشنواره ملی و بینالمللی «فیلم ۱۰۰»، «فیلم کوتاه تهران» و «کودک و نوجوان اصفهان» در مهرماه امسال، نویدبخش اتفاقات خوب و نیز روند روبهرشد فیلمسازی مشهد است؛ بنابراین «۱۴۰۵» میتواند سال بلوغ سینمای شهرمان لقب بگیرد و بدونشک امسال نقطه طلایی سینمای مشهد است تا امیدوار باشیم در پنج سال آینده «فیلمسازی صرف» به سمت «جریان سینمایی» -که در دهه ۸۰ شاهد آن بودیم- حرکت کند. این مهم نیازمند احساس مسئولیت، طرح و برنامهریزی هدفمند و منسجمتری از سوی مدیران فرهنگی مشهد و استان است.