به گزارش شهرآرانیوز، در بخش نخست میزگرد مهاجرت نخبگان، از عواملی گفتیم که چالشهای این طیف را تقویت میکنند؛ از کاهش امید و نبود فرصت اثرگذاری تا ناهماهنگی تحصیل و شغل و استفاده نشدن از ظرفیت دانشگاهیان.
در بخش دوم این گفتوگو، سعید رضادوست، مشاور استاندار و دبیرکل اتاق اندیشهورزی خراسانرضوی، مهدی فیضی، رئیس بنیاد ملی نخبگان استان و جواد صفایی، رئیس پارک علموفناوری استان، از احساس تعلق، امکان اثرگذاری، شرایط اقتصادی و نقش آموزش و رسانه در تصمیم به ماندن یا رفتن میگویند؛ همچنین درباره ظرفیتهای مشهد برای ماندن و فعالیت نخبگان و اینکه چرا یک جوان باید آینده خود را در این شهر و کشور بسازد.
فیضی، رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی:
اگر فرد احساس کند در جایگاهی که قرار دارد، متناسب با تخصص و توانمندیاش فرصت اثرگذاری دارد، حضور خود را معنادار میبیند؛ به همین دلیل، یکی از چالشهای جدی نظام حکمرانی، این است که افراد متخصص تا چه اندازه احساس میکنند تخصص و تواناییهایشان دیده میشود و در تصمیمگیری و حل مسائل جامعه بهکار گرفته میشود. یکی از مؤلفههای مهم در نگهداشت نخبگان نیز احساس تعلق است. ممکن است فرد در هتلی پنجستاره با امکانات بسیار خوب اقامت داشته باشد، اما پس از مدتی از آن خسته شود، اما اگر خانهای داشته باشد که با وجود برخی مشکلات، به آن احساس تعلق کند، برای بهبود وضعیت آن تلاش خواهد کرد.
احساس تعلق به جامعه و این باور که فرد در آن جامعه نقش و سهمی دارد، میتواند میزان کنشگری او را تحت تاثیر قرار دهد. ممکن است فرد در سفرهای مختلف با شهرها و کشورهای زیبا مواجه شود، اما «خیابان من، کوچه من و شهر من» برای او معنای دیگری دارد؛ زیرا خاطرات و تجربههای زندگی در آن شکل گرفته است. نخبه امروز، گاهی بهصراحت از نبود احساس تعلق میگویند.
هر تصمیمی که انسان میگیرد، به معنای از دست دادن برخی چیزها و بهدست آوردن چیزهای دیگر است. فردی که شهرش را ترک میکند، خانواده، دوستان، شبکه اجتماعی و بخشی از سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد، اما ممکن است درظاهر برای جوان ما که تصمیم به رفتن میگیرد، وزنه چیزهایی که از دست میدهد، زیاد سنگین نباشد. درمقابل، از نگاه او چیزی که بهدست میآورد، سنگین است و این تراز شدیدا ناتراز است. فاصله گرفتن از کشور میتواند سبب شود تصویر فرد از ایران بهمرور تغییر کند.
مسئله، رسیدن به رفاه بیشتر نیست، بلکه برای بخشی از جوانان، دستیابی به یک زندگی معمولی نیز دشوار شده است. مسکن، شغل، وسیله نقلیه و تأمین حداقلهای زندگی، جزو نیازهای پایهای جوانان است. وقتی فرد برای تأمین همین نیازهای اولیه با مشکل مواجه باشد، موضوع مهاجرت میتواند برای او جدیتر شود. امیدبخشی، معنابخشی و ایجاد حس تعلق، کار دشواری است و سیاستگذاری جدی میطلبد و این سه را مهمترین چالشها میدانم که بخشی از آن اقتصادی، اجتماعی و اثر رسانهای است، اما به نظر من اقتصاد بهویژه در بخش امید پررنگتر است.
صفایی، رئیس پارک علموفناوری خراسان رضوی:
حتی اگر وضعیت اقتصادی بهبود پیدا کند، ممکن است برخی نخبگان همچنان بهدلیل نداشتن احساس اثرگذاری، کشور را ترک کنند، اما بههرحال باید حداقلهای زندگی را تأمین کنیم. اقتصاد شرط لازم است، اما بهتنهایی کافی نیست.
رضادوست، مشاور استاندار و دبیرکل اتاق اندیشهورزی خراسانرضوی:
کسی که مهاجرت میکند، در جستوجوی امید است و مهاجرت پیش از اینکه مهاجرت از اقلیمی به اقلیمی دیگر باشد، نوعی حرکت از «ذهنیت واقعاموجود» بهسوی «صرفا ممکن» است.
فیضی، رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی:
آموزشوپرورش در سالهای گذشته میتوانست نقش پررنگتری در ایجاد ارتباط میان نسل جدید و جامعه، فرهنگ و سرزمین خود داشته باشد. ازسوی دیگر، برخی رسانههای خارج از کشور نیز تصویری خاص از ایران ارائه میکنند. نسل جدید احساس میکند به این خاک متصل نیست و خود را جهانوطن میداند؛ به این معنا که خطکشیهای جغرافیایی نباید مرا محدود کند و اگر میخواهم مؤثر واقع شوم، هرجای دنیا که باشم، میتوانم اثرگذار باشم.
صفایی، رئیس پارک علموفناوری خراسان رضوی:
اگر کشور بخواهد در حوزه صنعت و فناوری پیشرفته حضور جدی داشته باشد، باید برای ایجاد و رشد شرکتهای داخلی، زمان، اعتماد و فرصت کافی فراهم کند. اگر هدف، ساخت یک صنعت و فناوری قدرتمند داخلی است، راهی جز اعتماد به جوانان و نخبگان وجود ندارد. جوانان و شرکتهای دانشبنیان، ممکن است در مسیر تولید محصول یا اجرای قرارداد با شکست مواجه شوند، اما این شکست نباید به معنای پایان حمایت از آنها باشد.
در برخی قراردادهای شرکتهای ایرانی با مجموعههای بزرگ، پروژهها در ابتدا با موفقیت همراه نبودهاند، اما طرف مقابل در حوزههایی برای اصلاح و تکمیل محصول، زمان داده است. چنین نگاه بلندمدتی میتواند به شرکتهای نوآور فرصت دهد که از شکستها عبور کنند و محصول خود را به مرحله رقابت برسانند.
پس از تهران، مشهد یکی از کانونهای قابلتوجه فعالیتها و کسبوکارهای فناوری در کشور است. یکی از دلایل این موضوع، تنوع فرهنگی مشهد است که میتوان آن را یک ارزش دانست. حضور افراد با پیشینهها، تجربهها و فرهنگهای متفاوت، میتواند زمینه تبادل ایده را فراهم کند و به شکلگیری ایدههای جدید و توسعه زیستبوم فناوری و نوآوری منجر شود. استقرار دانشگاه فردوسی مشهد نیز موجب شده است که فضای فناوری و نوآوری در این شهر، فعال و پویا باشد.
رضادوست، مشاور استاندار و دبیرکل اتاق اندیشهورزی خراسانرضوی:
شاید بتوان پاسخ را در این شعر شفیعیکدکنی دید:
«گر درختی از خزان بیبرگ شد
یا کرخت از سورت سرمای سخت
هست امیدی که ابر فروردین
برگها رویاندش از فر بخت
بر درخت زنده بیبرگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بیدرخت!»
روزگار ممکن است درخت را خزانزده و بیبرگ کند، اما تا زمانی که درخت ریشه در خاک دارد، امید روییدن و دوباره سبز شدن وجود دارد.
فیضی، رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی:
جنگ اخیر نشان داد که مشهد نقطه امن کشور و ازطرفی کلانشهری است که در مقایسه با برخی کلانشهرها، ازجمله تهران، در بعضی زمینهها میتواند هزینههای زندگی کمتر و مزیتهای دیگری داشته باشد.
صفایی، رئیس پارک علموفناوری خراسان رضوی:
پاسخ من ممکن است تا حدی ایدهآلیستی به نظر برسد، اما معتقدم اگر فردی توانایی حل مسئله داشته باشد، در کشور امکان فعالیت برای او وجود دارد. آنهم کشوری که در حال توسعه است و در بسیاری از حوزهها هنوز کارهای انجامنشده زیادی دارد و همین موضوع میتواند برای افراد متخصص، فرصت ایجاد کند.
البته شرایط خارج از کشور نیز برای همه افراد، ساده و مطلوب نیست. فعالیت در خارج از کشور برای برخی افراد میتواند مناسب باشد؛ برای کسانی که در سطح بسیار بالایی قرار دارند و توانایی آنها در هر محیطی دیده میشود یا برای افرادی که مسیر دیگری برای زندگی ندارند. من درمیان این دو وضعیت قرار داشتم و احساس میکردم در ایران، امکان اثرگذاری و مفید بودن بیشتری دارم و همین موضوع، یکی از عوامل بازگشتم بود. به گمان من، بیشتر افراد نیز در همین طیف قرار میگیرند.
رضادوست، مشاور استاندار و دبیرکل اتاق اندیشهورزی خراسانرضوی:
تصمیم برای ماندن یا رفتن، تکعاملی نیست و عوامل مختلفی بر آن اثر میگذارند. کسی که در این اقلیم زیسته باشد و با این آبوخاک، پیوند شده باشد، نمیتواند آسان و بهکلی رها کند و برود. با دانش و با شرایط و وضعیت امروز، تصمیم من همچنان همین خواهد بود که در ایران بمانم و آن را بسازم.
فیضی، رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی:
اگر امروز در خارج از کشور بودم و با شرایط فعلی مواجه میشدم، بازگشت به ایران را انتخاب میکردم؛ با تعلقی که به این آبوخاک دارم، حتما برمیگشتم.
صفایی، رئیس پارک علموفناوری خراسان رضوی:
دو فرزند من در فرانسه بهدنیا آمدهاند و مدتی نیز در آنجا تحصیل کردهاند، اما خانواده درنهایت به ایران بازگشت. انتخاب من همیشه ایران بوده است. زندگی خارج از کشور دشوار است و بههرحال، انسان در بسیاری از موقعیتها خود را شهروند درجهدوم و غریب احساس میکند. البته اگر فردی از کودکی، خارج از ایران زندگی کرده باشد، وضعیتش متفاوت است.
وقتی به ایران بازگشتم، تجربههای ساده روزمره برای من، ارزش بسیاری داشت؛ از حضور در مدرسه فرزندم گرفته تا دیدن ارتباط او با دوستان و محیط اجتماعی. ممکن است این مسائل برای برخی افراد، اهمیت متفاوتی داشته باشد، اما برای من بخشی از معنای تعلق و زندگی در کشور است.
درمجموع، آنچه از دل گفتوگوی کارشناسان برمیآید، نگهداشت نخبگان را نمیتوان صرفا با مسائل اقتصادی توضیح داد؛ کیفیت حکمرانی، وضعیت آموزش و اشتغال، فرصت اثرگذاری و احساس تعلق نیز در این تصمیم مهم است. نگهداشت نخبگان به فراهمکردن شرایطی وابسته است که در آن، جوانان بتوانند از تخصص خود استفاده کنند، آیندهای برای خود متصور باشند و در جامعهای روادار، نقش و سهمی واقعی داشته باشند. در این میان، اعتماد به جوانان و ایجاد فرصت برای ساختن و اثرگذاری، میتواند بخشی از مسیر ماندگاری نخبگان را رقم بزند. مسیری که هنوز فاصله زیادی با میز مدیران دارد.