به گزارش شهرآرانیوز؛ گاهی زندگی در شلوغی شهر، آنقدر سنگین میشود که آدم دنبال یک تکیهگاه امن میگردد؛ جایی دور از هیاهو و قضاوت. جایی که کسی بنشیند، گوش بدهد و بگذارد حرف بزنی. درست همینجاست که پای مرکز مشاوره «آرامش» پلیس خراسان رضوی به میان میآید؛ نهادی که سالهاست در دل ساختار انتظامی شکل گرفته تا پیش از آنکه گرههای زندگی به پروندههای سنگین قضایی تبدیل شوند، با گفتوگو، همدلی و تخصص باز شوند.
مرکز مشاوره آرامش، از سال۱۳۸۱ با طرحی از دل فراجا متولد شد؛ با یک هدف روشن، یعنی ایجاد فضایی مستقل و تخصصی برای خدمت به مردم و کارکنان نیروی انتظامی. جایی که تصویر سنتی پلیس با دستبند و بازجویی، جای خود را به تصویری تازه داده است؛ پلیسی که پیش از برخورد، به صلح و سازش فکر میکند.
خدمات این مرکز در دو بستر ارائه میشود؛ مراکز مستقل مشاوره، و دایرههای مشاورهای که در تکتک کلانتریهای استان فعالاند. در هر کلانتری، کارشناسان زن پلیسمشاور با تحصیلات مرتبط در حوزه روانشناسی و علوم اجتماعی، مسئولیت گفتوگو، ارزیابی خطر و میانجیگری را برعهده دارند.
درجههایی که روی سرآستین یونیفرم سبز وجیهه صبوری نشسته است، نشان سرهنگیاش را به رخ میکشد. مهارتی که در انتخاب و گزینش کلمهها و حرف زدن دارد، خیلی زود اعتمادم را جلب میکند تا راحت حرف بزنیم. حالا اقتدار و مهربانی را باهم پشت درهای بسته اتاقی میبینیم که هر لحظه، صدای کوبیدنش بلند میشود و یادآوری میکند که وقت مشاوره کسی رسیده است.
این مجموعه، یکی از ۳۴ مرکز مشاوره در ۳۴ کلانتری شهر است. فن بیان و تکنیکهایی که سرهنگ صبوری برای کاهش اضطراب بهکار میبرد، پس از عمری، او را کاربلد و حرفهای کرده است. او میداند که یک شهروند متخلف، حتی بیشتر از یک فرد عادی، نیاز به مداخلهگری دارد.
صبوری میگوید: نهاد قضایی و انتظامی سالهاست به دایرههای مشاوره و مددکاری کلانتریها به چشم یک فیلتر بازدارنده برای کاهش بار سنگین پروندههای طلاق و نزاعهای خانوادگی در محاکم دادگستری نگاه میکند، به این امید که ضربهگیر بحرانهای فزاینده اجتماعی باشد.
آنها که در دایره مراکز مشاوره مشغول کار هستند، خوب میدانند یکی که میگوید «کم آوردهام»، یعنی چه.
در نوزده سال عمر کاری تا دلت بخواهد، پرونده زیر دست سرهنگ صبوری آمده و حلوفصلشان کرده، اما برخی از آنها بیشتر خاطرش مانده است. گریزی به یکی از جریانهای پلیسی میزند که حساسیت زیادی داشت؛ گزارش دختر جوان روی یکی از پلهای مشهد که میخواست به زندگیاش پایان دهد. البته با درایت صبوری ماجرا ختم به خیر میشود.
از این دست پروندهها زیاد داشتهاند. گریزی کوتاه میزند به پرونده دختر هفدهسالهای که پدرش، او را در قمار به یک مرد متأهل سیوهشتساله باخته بود و دخترک نمیتوانست زندگی را با او ادامه دهد؛ خودش پیشقدم شده و از پلیس، کمک خواسته بود و در اتاق مشاوره آنها را زده بود: «خیلی زود فهمیدم در خانواده آنها چند دختر دیگر هم هستند و پدر صلاحیت نگهداری ندارد. با حکم مقام قضایی، او دستگیر شد و خانوادهای رها شدند.»
صبوری، کوتاه توضیح میدهد: کار ما در دایرههای مشاوره، دو وجه دارد؛ اقدامات حمایتی و اقدامات اجرایی. در لایه حمایتی، اولویت ما مداخله روانی است. اینجا دیگر خبری از بازجویی نیست؛ گوش دادن، ارزیابی خطر و شناسایی توانمندیهای مراجعان برای حل مسئله در اولویت قرار دارد. نهاد قضایی و انتظامی، سالهاست به دایرههای مشاوره و مددکاری کلانتریها به چشم یک فیلتر بازدارنده برای کاهش بار سنگین پروندهها نگاه میکند.
ستوانیکم عاطفه خوشروان، یک مشاور روانشناسی است. او هم در صف مقدم مواجهه با آسیبهای اجتماعی حضور دارد. این خدمت، عمری سهساله دارد و با تجربههای مختلف همراه بوده است.
کلانتری۱۹ شفا، محل ملاقات ماست. همسایگی این مجموعه با دادگاه، کار آنها را در حوزه مشاوره سختتر کرده است.
خوشروان هم معتقد است که پلیس امروز، فقط مجری قانون نیست؛ در درجه اول باید امن، مطمئن و مأمن آرامش باشد.
او میگوید: کار ما فقط ثبت شکایت نیست. وقتی پروندهها از دادسرا به سیستم کلانتری ارجاع داده میشوند، با طیفی از بحران مواجهیم؛ از اختلافات خانوادگی گرفته که ریشه در نداشتن مهارتهای ارتباطی دارند تا چالشهای نوظهور دانشآموزان در فضای مجازی و دوستیهای پرمخاطرهای که آنها را به دفتر مشاوره میکشاند. اثربخشی کار ما در همین است که بهجای پاک کردن صورتمسئله، آسیبها را ریشهیابی میکنیم.
آدمها با امید زندهاند، با امید زندگی میکنند و به مدد همین معجزه، به زندگی برمیگردند. حکایت حضور پلیسهای زن در مراکز مشاوره کلانتریها، برای همین امیدآفرینی به آدمهایی است که کم آوردهاند.
مریم زواری با ماحرف میزند؛ سرهنگتمام و کارشناسارشد مرکز مشاوره آرامش پلیس استان که کار هماهنگی گفتوگوها را انجام میدهد و برای پیش بردن روایت، همراهیمان میکند.
زواری خلاصه میگوید: تصویر سنتی پلیس، همواره با دستبند و کلانتری گره خورده است، اما سالهاست که در لایههای پنهان ساختار انتظامی کشور، نهادی به نام مرکز مشاوره شکل گرفته که اولویتش نه برخورد، که صلح و سازش است.
او درباره تاریخچه و ماهیت مراکزی میگوید که از سال۱۳۸۱ و با طرحی از دل فراجا بیرون آمد و منجر به تأسیس مرکز مشاوره آرامش شد. هدف روشن بود؛ ایجاد یک فضای مستقل تخصصی که هم به عموم مردم و هم به کارکنان فراجا خدمترسانی کند.
زواری میگوید: خدمات این مرکز به دو شیوه ارائه میشود؛ یکی از طریق مراکز مستقل مشاوره و دیگری از طریق دایرههای مشاوره که در تکتک کلانتریها فعال هستند. در هر کلانتری، یک دایره اجتماعی و مشاوره هست که معمولا کارشناسان زن پلیسمشاور، اداره اش میکنند؛ ما در جلسات مشاوره و میانجیگری تلاش میکنیم پیش از آنکه کار به پروندههای سنگین قضایی بکشد، راهکارهایی برای گرههای کور زندگی مردم بیابیم. زمانی که مسیر حمایتی به بنبست میرسد، مشکل وارد فاز اجرایی و ارجاع به مراجع قضایی یا سازمانهای دولتی و غیردولتی میشود.
پشت در، شلوغ و پرسروصداست.
زواری بیان میکند: «بیشتر همکاران ما با تحصیلات مرتبط مشاوره روانشناسی و علوماجتماعی در این مراکز خدمترسانی میکنند. مشاوران و مددکاران تلاش میکنند یک پرونده خانوادگی را که وارد کلانتری میشود، قبل از اینکه به سطوح بالاتری برسد، حل کنند؛ چراکه مشکل بیشتر پروندههایی که به مراکز مشاوره نیروی انتظامی ارجاع داده میشود، با پیگیری مشاوران حلشدنی است.»
او به خط۰۹۶۵۸۰ بهعنوان یک پل ارتباطی سریع اشاره میکند و میگوید: این شماره مرجع مشاورههای فوری در حوزه انتظامی روانشناختی فردی و تربیت فرزند است. روانشناسان ما در این مرکز، همگی پلیس هستند و تخصص روانشناسی دارند و در لحظات بحرانی، میتوانند کمک شهروندان باشند.
زواری درحال صحبت کردن است. نگاهم روی درودیوار و مساحت اتاقی میچرخد که با دو مبل راحتی و چند صندلی و فضایی برای بازی بچهها پر شده است. چقدر همه ما محتاجیم که بین شلوغی و هیاهوی شهر، آدم امنی باشد که بار همه رنجها را از روی دوشمان بردارد! ستونی آرام در تندبادهای شهری.