به گزارش شهرآرانیوز، محسن زنگنه، رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید و نظارت بر اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی امروز پنجشنبه ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ در گفتوگو با تلویزیون سحر افغانستان در اظهاراتی خبر داد که تهران آمادگی دارد بخشی از اراضی بندر و منطقه ویژه چابهار را در اختیار افغانستان قرار دهد؛ پیشنهادی که به گفته او پس از مذاکرات با وزیر صنعت و تجارت افغانستان مطرح شده و بر اساس آن حدود ۱۰ هکتار زمین در مجاورت آبهای بندر و بیش از ۱۰۰ هکتار دیگر در منطقه ویژه میتواند به افغانستان اختصاص یابد.
اظهارات محسن زنگنه را اینجا ببینید:
زنگنه این اقدام را بخشی از یک بسته بزرگتر برای حل مشکل دسترسی افغانستان به آبهای آزاد دانست و گفت: همزمان با توسعه مسیرهای ریلی و جادهای، ایران میخواهد امکان دسترسی افغانستان به دریای آزاد را تسهیل کند.
نباید این اقدام را به معنای واگذاری حاکمیت یا ایجاد یک قطعه خاک افغانستان در داخل ایران تلقی کرد. آنچه از سابقه حقوقی و اجرایی چابهار برمیآید، چنین اقدامی در قالب «واگذاری حق بهرهبرداری، اجاره بلندمدت یا تخصیص زمین برای فعالیتهای اقتصادی» قابل تصور است، نه انتقال حاکمیت سرزمینی. در مناطق آزاد ایران نیز اصل بر این است که زمین به اتباع خارجی قابل اجاره است و شرایط آن تابع مقررات ایران خواهد بود.
اهمیت خبر زنگنه، اما فراتر از عدد ۱۱۰ هکتار است؛ زیرا نشان میدهد موضوع چابهار در روابط اقتصادی تهران و کابل، از یک مسیر ترانزیتی صرف به سمت ایجاد یک «پایگاه اقتصادی پایدار برای افغانستان» در حال حرکت است.
بررسی سوابق نشان میدهد، اختصاص زمین به تاجران افغانستان در چابهار موضوع تازهای نیست. در سال ۱۳۹۱، ایران و افغانستان برای فعالیت تجار افغانستان در منطقه آزاد چابهار تفاهمنامهای امضا کردند و در آن اختصاص زمین برای فعالیتهای تجاری، صنعتی و حملونقل مورد توجه قرار گرفت.
در اسناد منتشرشده از آن تفاهمنامه، ۵۲ هکتار زمین برای بخش خصوصی افغانستان پیشبینی شده بود و حتی امکان افزایش این میزان در صورت نیاز نیز در نظر گرفته شده بود. واگذاری زمین نیز در قالب قراردادهای بلندمدت انجام میشد، نه انتقال مالکیت سرزمینی.
بر اساس گزارشی که در دیماه ۱۴۰۴ منتشر شده در منطقه آزاد چابهار تاکنون «۱۹۹ شرکت متعلق به اتباع افغانستان» ثبت شده و «۲۹ قرارداد واگذاری زمین با سرمایهگذاران افغانستانی» منعقد شده است.
بخش عمده این شرکتها در حوزههای تجاری، خدماتی، ترانزیتی و صنعتی فعالیت دارند و شماری از آنها مجوز اقامت و اشتغال نیز دریافت کردهاند. این آمار یک تفاوت مهم با خبر امروز دارد.
گفته میشود که برای سرمایهگذاران افغان در چابهار مجموعهای از مشوقها از جمله تخصیص اراضی پسکرانهای، تخفیفهای بندری، تشریفات گمرکی ۲۴ ساعته و ایجاد زیرساختهای حملونقلی و بانکی در نظر گرفته شده است.
جغرافیای افغانستان یک واقعیت تغییرناپذیر دارد، این کشور به آبهای آزاد دسترسی مستقیم ندارد؛ بنابراین هر کالایی که بخواهد از افغانستان به بازارهای جهانی برسد یا از بازارهای جهانی وارد افغانستان شود، باید از خاک و زیرساخت کشورهای دیگر عبور کند.
برای سالها، کراچی و سایر مسیرهای پاکستان سهم بزرگی از این تجارت را در اختیار داشتند. اما هر زمان روابط کابل و اسلامآباد دچار بحران شده، تجارت نیز تحت تأثیر قرار گرفته است.
از این منظر، چابهار برای افغانستان تنها یک گزینه اقتصادی نیست؛ یک «گزینه راهبردی برای رهایی از وابستگی ترانزیتی» است.
چابهار یک مزیت مهم برای افغانستان دارد: ایران از طریق مرز میلک به افغانستان متصل است و این مسیر میتواند به صورت زمینی و ریلی با شبکههای داخلی افغانستان پیوند بخورد. در سالهای اخیر نیز پروژههای جادهای و ریلی در محور چابهار ـ زاهدان ـ میلک دنبال شده و پروژه پل دوم مرزی میلک نیز وارد مراحل اجرایی شده است.
حتی وزارت صنعت و تجارت افغانستان نیز در سال ۱۴۰۴، رفع مشکلات مسیر چابهار، میلک و بندرعباس را در جلسات رسمی کمیته ملی ترانزیت در دستور کار قرار داده بود.
میان ایران و افغانستان سابقه توافق برای اختصاص زمین وجود دارد و هماکنون نیز دهها قرارداد زمین با سرمایهگذاران افغانستانی در چابهار منعقد شده است؛ بنابراین اصل ایده، بیسابقه یا خارج از سازوکارهای موجود نیست.
شاید مهمترین تفاوت امروز با سالهای ابتدایی طرح چابهار این باشد که این بار تقاضا از طرف افغان برای حضور در چابهار بیش از هر زمان دیگری است.
در گذشته ایران تلاش میکرد افغانستان را به استفاده از این بندر ترغیب کند؛ اما اکنون آمارها نشان میدهد بخشی از فعالان اقتصادی افغانستان خودشان در چابهار مستقر شدهاند.
ثبت ۱۹۹ شرکت و انعقاد ۲۹ قرارداد زمین، در کنار سابقه فعالیت بیش از ۱۶۰ تاجر افغانستانی که جمهور از آن گزارش داده بود، نشان میدهد چابهار برای بخشی از سرمایهگذاران افغان از مرحله «ایده» عبور کرده و به مرحله «حضور اقتصادی» رسیده است.
از سوی دیگر، دولت افغانستان نیز در مذاکرات اقتصادی اخیر با ایران، توسعه تجارت از مسیر چابهار و افزایش تجارت دوجانبه تا سقف ۱۰ میلیارد دلار را دنبال کرده است.
برای افغانستان، اهمیت چابهار در نهایت از یک مسئله ساده ناشی میشود: افغانستان محصور در خشکی است و بدون یک مسیر پایدار به آبهای آزاد، تجارت خارجی آن همیشه در معرض تصمیم کشور دیگری قرار دارد.
در شرایطی که روابط کابل و اسلامآباد بار دیگر پرتنش شده و محدودیتهای مرزی پاکستان اهمیت مسیرهای جایگزین را افزایش داده، چابهار بیش از گذشته به یک روزنه حیاتی تبدیل شده است. خود مدیرعامل منطقه آزاد چابهار نیز تأکید کرده که اهمیت این مسیر در یک سال گذشته همزمان با محدودیتهای مرزی پاکستان افزایش یافته است.
حضور تاجران همسایه شرقی در چابهار بخشی از تلاش افغانستان برای خروج از وابستگی تاریخی به مسیرهای پاکستان و دستیابی به یک مسیر مستقل، پایدار و قابل اتکا به بازارهای جهانی است.