آسیای میانه در مدار دیپلماسی ایران | پزشکیان با چه پیام منطقه‌ای راهی ترکمنستان می‌شود؟

  • کد خبر: ۴۴۹۹۳۶
  • ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۱
سفر دیپلماتیک
«شهرآرانیوز-گروه سیاست»؛ سفر مسعود پزشکیان به ترکمنستان، فراتر از یک سفر دیپلماتیک، آزمونی تازه برای نقش‌آفرینی ایران در آسیای میانه است؛ جایی که رئیس‌جمهور ایران به‌عنوان میهمان ویژه و سخنران نشست سران کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، درباره پرونده‌هایی از انرژی و ترانزیت تا محیط‌زیست و همکاری‌های منطقه‌ای رایزنی خواهد کرد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ سفر قریب‌الوقوع مسعود پزشکیان به ترکمنستان، در شرایطی انجام می‌شود که آوازه در روزهای آینده میزبان چند نشست مهم منطقه‌ای است؛ مجموعه‌ای از رایزنی‌ها که از امنیت و انرژی تا حمل‌ونقل، محیط‌زیست و آینده همکاری‌های اوراسیایی را دربر می‌گیرد.

آوازه؛ نقطه تلاقی چند مسیر دیپلماتیک

قرار است مسعود پزشکیان در روزهای آینده راهی ترکمنستان شود؛ سفری که بخش مهمی از اهمیت آن نه در قالب یک دیدار دوجانبه، بلکه در مجموعه نشست‌هایی است که هم‌زمان در منطقه آوازه برگزار می‌شود. طبق اعلام سخنگوی وزارت امور خارجه به خبرنگار شهرآرانیوز، رئیس‌جمهور در اجلاس سران کشورهای مستقل مشترک‌المنافع به‌عنوان مهمان ویژه و سخنران حضور خواهد داشت؛ جایگاهی که به تهران امکان می‌دهد مواضع خود را فراتر از روابط دوجانبه ایران و ترکمنستان، در برابر مجموعه‌ای از کشورهای همسایه و شرکای اوراسیایی مطرح کند.

ترکمنستان در سال ۲۰۲۶ ریاست دوره‌ای کشورهای مستقل مشترک‌المنافع را بر عهده دارد و برای روز ۹ اکتبر، نشست شورای سران این سازمان را در آوازه برنامه‌ریزی کرده است. هم‌زمان، نشست سران آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان نیز برای ۸ اکتبر در همین منطقه تعیین شده و مجموعه‌ای از نشست‌های بین‌المللی در حوزه خزر، محیط‌زیست و توسعه پایدار نیز در برنامه قرار دارد.

همین هم‌زمانی، آوازه را در چند روز آینده به یکی از نقاط مهم دیپلماسی منطقه‌ای تبدیل می‌کند؛ جایی که کشورهای آسیای مرکزی، جمهوری آذربایجان، کشورهای عضو CIS و دیگر طرف‌های منطقه‌ای درباره مسائلی صحبت می‌کنند که بخش مهمی از آن مستقیماً با منافع ایران ارتباط دارد.

مهمان ویژه در جمع کشورهای اوراسیایی

حضور پزشکیان به‌عنوان مهمان ویژه اجلاس سران CIS را نباید صرفاً یک تشریفات دیپلماتیک دانست. ایران عضو کامل CIS نیست، اما از سال‌ها پیش با ساختارها و کشورهای این مجموعه ارتباطات سیاسی، اقتصادی و ترانزیتی گسترده‌ای داشته است. دعوت از رئیس‌جمهور ایران برای سخنرانی در سطح سران، در چنین بستری، فرصتی برای تهران است تا درباره جایگاه خود در ترتیبات منطقه‌ای و مسیرهای جدید همکاری سخن بگوید.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که نقشه همکاری‌های منطقه‌ای در حال تغییر است. کشورهای آسیای مرکزی در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند وابستگی خود به مسیرهای محدود سنتی را کاهش دهند و دسترسی‌های متنوع‌تری به بازارهای جنوب، غرب و شرق ایجاد کنند. در این میان، ایران از مسیرهای ریلی، جاده‌ای، دریایی و انرژی خود می‌تواند یکی از مسیرهای اتصال این کشورها به آب‌های آزاد و بازارهای جنوبی باشد.

از سوی دیگر، توسعه کریدور شمال ـ جنوب، ظرفیت بنادر جنوبی ایران، اتصال آسیای مرکزی به خلیج فارس و دریای عمان و همچنین ارتباطات ریلی با ترکمنستان، قزاقستان و دیگر کشورهای منطقه، مجموعه‌ای از موضوعاتی هستند که به‌طور طبیعی در چنین نشستی قابلیت طرح دارند. در اسناد رسمی دولت ترکمنستان نیز توسعه کریدورهای حمل‌ونقل، انرژی و همکاری اقتصادی از محورهای اصلی نشست‌های آوازه عنوان شده است.

برای تهران، این سفر می‌تواند از این منظر اهمیت داشته باشد که سیاست همسایگی و نگاه به شرق، صرفاً در قالب دیدارهای دوجانبه دنبال نمی‌شود و می‌تواند در قالب سازوکارهای چندجانبه منطقه‌ای نیز پیگیری شود؛ سازوکارهایی که در آنها موضوعاتی مانند ترانزیت، انرژی، امنیت منطقه‌ای، آب و محیط‌زیست از یکدیگر جدا نیستند.

آوازه و پرونده‌ای که فقط به سیاست ختم نمی‌شود

دستور کار اعلام‌شده برای نشست سران آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان، خود تصویر روشنی از مسائل مورد توجه منطقه ارائه می‌دهد. امنیت و ثبات، روابط سیاسی، تجارت و اقتصاد، انرژی و حمل‌ونقل، محیط‌زیست و تغییرات اقلیمی و در نهایت همکاری‌های فرهنگی و علمی، پنج محور اصلی این نشست اعلام شده‌اند. در بخش محیط‌زیست نیز استفاده منطقی از منابع آب آمودریا و سیردریا و هماهنگی برای احیای دریای آرال مورد توجه قرار گرفته است.

برای ایران، این دستور کار از آن جهت مهم است که بسیاری از این پرونده‌ها مستقیماً با امنیت ملی و منافع بلندمدت کشور پیوند دارند. مسئله آب در آسیای مرکزی محدود به مرزهای جغرافیایی این منطقه نیست؛ تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آبی، خشک‌شدن تالاب‌ها و گردوغبار می‌تواند در پهنه وسیع‌تری از آسیای مرکزی تا خزر و فلات ایران آثار خود را نشان دهد.

در همین چارچوب، دریای خزر نیز به یکی از موضوعات مهم نشست‌های آوازی تبدیل شده است. قرار است ۹ اکتبر نشستی در سطح سران درباره مسائل زیست‌محیطی خزر برگزار شود و مقام‌های ترکمنستان این نشست را بستری برای گفت‌وگو درباره حفاظت از خزر و استفاده پایدار از ظرفیت‌های طبیعی آن معرفی کرده‌اند.

این مسئله برای ایران که یکی از کشورهای ساحلی خزر است، صرفاً یک موضوع زیست‌محیطی به معنای محدود آن نیست. وضعیت آبزیان، آلودگی‌های دریایی، تغییرات سطح آب، توسعه سواحل، نفت و گاز، شیلات و امنیت منابع طبیعی خزر، همگی موضوعاتی هستند که نیازمند همکاری میان کشورهای ساحلی‌اند و تهران می‌تواند از چنین بستری برای طرح دیدگاه‌های خود استفاده کند.

محیط‌زیست؛ عرصه‌ای که ایران حرف‌های زیادی برای گفتن دارد

در سالی که ایران هدف حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت، آثار جنگ تنها به خسارت‌های انسانی و تخریب زیرساخت‌های نظامی محدود نماند. حمله به تأسیسات نفتی و انرژی، آتش‌سوزی در مراکز صنعتی و نفتی و آسیب به مناطق طبیعی، یک لایه کمتر دیده‌شده از تبعات جنگ را نیز آشکار کرد: هزینه‌ای که بر محیط‌زیست تحمیل می‌شود و آثار آن ممکن است سال‌ها پس از پایان درگیری باقی بماند.

سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران پس از حملات اعلام کرد که مناطق تحت مدیریت این سازمان در هفت استان آسیب دیده‌اند و ۱۳ منطقه حفاظت‌شده از آسیب‌های ناشی از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی متأثر شده‌اند. انتشار آلاینده‌ها و آسیب به زیست‌بوم‌های طبیعی از جمله پیامدهایی بود که در ارزیابی‌های ارائه‌شده مورد توجه قرار گرفت.

در حوزه انرژی نیز حملات به زیرساخت‌های حیاتی، ابعاد زیست‌محیطی قابل توجهی داشت. حمله به تأسیسات پارس جنوبی، که یکی از مهم‌ترین مراکز تولید و فرآورش گاز ایران است، علاوه بر آثار اقتصادی و انرژی، خطرات ناشی از آتش‌سوزی، انتشار آلاینده‌ها و آسیب به محیط پیرامونی تأسیسات صنعتی را به همراه داشت. تصاویر ماهواره‌ای بررسی‌شده توسط دیده‌بان حقوق بشر نیز آسیب به چند بخش از مجتمع پارس جنوبی پس از حمله را نشان داده است.

حملات به مخازن نفتی نیز همین مسئله را برجسته کرد. درباره حملات به چهار مخزن نفت در اطراف تهران، گزارش‌های حقوق بشری از خطرات زیست‌محیطی و بهداشتی ناشی از سوختن و انتشار آلاینده‌ها سخن گفته‌اند.

ابعاد منطقه‌ای این مسئله نیز قابل توجه است. بررسی‌های «دیده‌بان درگیری و محیط‌زیست» از صدها حادثه مرتبط با آسیب‌های زیست‌محیطی در جریان درگیری‌های سال ۲۰۲۶ در ایران و کشورهای منطقه حکایت دارد و تأکید می‌کند که حملات به تأسیسات نفتی، پالایشگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌های صنعتی می‌تواند آثار آلودگی را فراتر از محل اصابت گسترش دهد.

لامرد؛ وقتی اثرات جنگ به زمین و زیست‌بوم می‌رسد

لامرد یکی از نمونه‌هایی است که می‌توان در چنین مجامعی درباره آن سخن گفت؛ نه صرفاً به‌عنوان یک حادثه نظامی، بلکه به‌عنوان نمونه‌ای از آثار تسلیحات مورد استفاده در مناطق شهری و تبعات آن بر مردم و محیط پیرامونی.

بر اساس گزارش منتشرشده به نقل از اسماعیل بقائی، در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ به لامرد، چهار موشک خوشه‌ای ساخت شرکت آمریکایی لاکهید مارتین مورد استفاده قرار گرفته که بنا بر این گزارش هرکدام حاوی شمار بسیار زیادی ترکش بوده‌اند. در این حمله ۲۰ شهروند ایرانی و یک تبعه افغانستان به شهادت رسیدند و حدود ۱۸۰ نفر نیز مجروح شدند.

از منظر زیست‌محیطی، چنین حملاتی فقط به لحظه انفجار محدود نمی‌شوند. باقی‌ماندن بقایای مهمات، انتشار مواد ناشی از انفجار و تخریب ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها، آلودگی خاک و تولید پسماندهای خطرناک جنگی، موضوعاتی هستند که در ارزیابی آثار پساجنگ باید مورد توجه قرار گیرند.

چرا حضور ایران در این نشست اهمیت دارد؟

اهمیت حضور ایران در گفت‌وگوهای زیست‌محیطی منطقه، در همین نقطه روشن‌تر می‌شود. گفتمان رسمی محیط‌زیست بین‌المللی معمولاً درباره تغییر اقلیم، تنوع زیستی، آب، آلودگی و توسعه پایدار صحبت می‌کند؛ اما تجربه ایران در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که محیط‌زیست در منطقه ما نمی‌تواند از مسئله جنگ و امنیت جدا باشد.

اگر قرار است درباره امنیت زیست‌محیطی خزر، منابع آب، آلودگی‌های صنعتی و آینده اکوسیستم‌های منطقه صحبت شود، تجربه کشورهایی که مستقیماً از جنگ و حمله به زیرساخت‌های انرژی و صنعتی آسیب دیده‌اند نیز بخشی از همین گفت‌وگوست. ایران می‌تواند در چنین بستری موضوعی را مطرح کند که معمولاً در نشست‌های محیط‌زیستی کمتر دیده می‌شود: مسئولیت دولت‌ها در قبال پیامدهای زیست‌محیطی جنگ و ضرورت همکاری منطقه‌ای برای پایش و جبران این خسارت‌ها.

این نگاه می‌تواند با مسائل منطقه نیز پیوند بخورد. دریای خزر، رودخانه‌های مرزی، گردوغبار، آلودگی‌های نفتی، امنیت غذایی و تغییرات اقلیمی، مسائلی نیستند که یک کشور به‌تنهایی بتواند آنها را مدیریت کند. همکاری میان ایران، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و دیگر کشورهای پیرامونی می‌تواند از تبادل داده‌های زیست‌محیطی تا پایش آلودگی‌ها و همکاری در حفاظت از منابع مشترک را دربر بگیرد.

از خزر تا آسیای مرکزی؛ یک میدان تازه برای هم‌افزایی

آنچه سفر پزشکیان به آوازه را برای ایران مهم‌تر می‌کند، کنار هم قرار گرفتن چند پرونده است؛ پرونده‌هایی که در نگاه نخست جدا از یکدیگر به نظر می‌رسند، اما در سیاست منطقه‌ای ارتباط مستقیمی با هم دارند: انرژی، ترانزیت، آب، محیط‌زیست، امنیت و تجارت.

ترکمنستان نیز در دستور کار رسمی خود برای نشست آوازه، دقیقاً همین پیوند را دنبال کرده است؛ از توسعه کریدورهای حمل‌ونقل و همکاری انرژی تا حفاظت از محیط‌زیست و استفاده منطقی از منابع آبی.

ایران در چنین ساختاری می‌تواند از موقعیت جغرافیایی خود برای پیوند دادن آسیای مرکزی با خلیج فارس و دریای عمان استفاده کند و هم‌زمان از ظرفیت دیپلماسی منطقه‌ای برای طرح مسائل مشترک زیست‌محیطی بهره بگیرد. در شرایطی که منطقه از پیامدهای جنگ، فشارهای انرژی، بحران آب و تغییرات اقلیمی تأثیر می‌پذیرد، چنین گفت‌وگویی می‌تواند از سطح بیانیه‌های سیاسی فراتر برود و به همکاری‌های مشخص میان دستگاه‌های مسئول، مراکز علمی و کشورهای منطقه برسد.

حضور رئیس‌جمهور ایران در جمع سران کشورهای CIS و دیگر نشست‌های آوازه، از این منظر فرصتی برای قرار دادن تجربه و مطالبات ایران در متن گفت‌وگوی منطقه‌ای است؛ به‌ویژه آنجا که موضوع از امنیت و انرژی به محیط‌زیست و آینده منابع طبیعی منطقه می‌رسد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.