روز پرستار هم زمان با سالروز ولادت حضرت زینب (س)، فرصتی برای پاسداشت جایگاه کسانی است که مراقبت از جان انسانها را به مسئولیتی شبانه روزی تبدیل کردهاند. اما بزرگداشت مقام پرستار زمانی معنای واقعی پیدا میکند که از تقدیرهای مناسبتی فراتر برویم و به مطالبات انباشتهشده این قشر توجه کنیم؛ مطالباتی که امروز دیگر نمیتوان آنها را به آینده موکول کرد.
یکی از مهمترین چالشهای نظام پرستاری کمبود نیروی انسانی در بیمارستانهاست؛ مسئلهای که مستقیما بر کیفیت خدمات درمانی تأثیر میگذارد. وقتی تعداد بیماران هر پرستار افزایش پیدا میکند، فرصت رسیدگی دقیق به نیازهای هر بیمار کاهش مییابد و در چنینشرایطی پرستار ناچار است میان حجم بالای وظایف و زمان محدود، مراقبتهای خود را مدیریت کند و وضعیت، هم فرسودگی شغلی پرستار را تشدید میکند و هم میتواند کیفیت مراقبت از بیمار را تحتتأثیر قرار دهد؛ بنابراین تأمین نیروی انسانی متناسب با تعداد بیماران، نه یک مطالبه صنفی، بلکه ضرورتی برای حفظ کیفیت خدمات درمانی است.
در کنار کمبود نیرو، اجرای محققنشده تعرفه گذاری خدمات پرستاری نیز از دیگرمسائل جدی این حوزه به شمار میرود و انتظار جامعه پرستاری از این طرح ایجاد تناسب میان نوع خدمات و میزان مسئولیت و دریافتی آنان بود، اما آنچه در این طرح اجرا میشود، فاصله زیادی با انتظارات اولیه دارد. پرداختهایی که بیشتر بر اساس تعداد شیفتها و بیماران محاسبه میشوند، لزوما ارزش واقعی خدمات تخصصی پرستاری را منعکس نمیکنند و وقتی نظام پرداخت نتواند مسئولیت و حجم کار را به درستی به رسمیت بشناسد، طبیعی است که احساس بیعدالتی در محیط کار افزایش پیدا کند. جامعه پرستاری در سالهای اخیر از بحران کرونا و شرایط بحرانی، بارها نشان داده است که در سختترین موقعیتها نیز نمیتواند خدمت رسانی به بیماران را متوقف کند.
در حوادث سال گذشته از جمله شرایط خاصی که در مشهد تجربه شد، پرستاران همچنان در محل خدمت حاضر بودند و حتی شماری از همکاران این گروه که برای ارائه خدمات درمانی به مناطق جنگی اعزام شده بودند، جان خود را از دست دادند. پرستاران در بسیاری از امتیازات و تسهیلات عمومی کارکنان دولت از جمله تعطیلی پنجشنبهها عملا امکان برخورداری مشابه با کارکنان اداری را نداشتهاند؛ زیرا ماهیت خدمات درمانی با تعطیلی و توقف فعالیت سازگار نیست و بیمارستان در تمام ساعات شبانه روز فعال است و پرستار نمیتواند بهدلیل تعطیلی رسمی یا شرایط بحرانی مسئولیت خود را کنار بگذارد و همین تفاوت در ماهیت کار، ضرورت توجه ویژه به شرایط شغلی و معیشتی کادر درمان را دو چندان میکند.
بااینحال مسئله فقط ساعت کاری طولانی یا خستگی ناشی از شیفتهای متوالی نیست، معیشت پرستاران نیز زیر فشار تورم و کاهش قدرت خرید شرایط دشواری پیدا کرده است. وقتی دریافتی حاصل از یک شیفت اضافه کاری حتی هزینه رفت وآمد به بیمارستان را به سختی پوشش میدهد، دیگر انگیزه برای پذیرش شیفتهای بیشتر نیست. برای پرستاری که پس از ساعتها کار سنگین باید به زندگی شخصی و مسئولیتهای خانوادگی خود نیز برسد، چنینپرداختی نمیتواند جبران کننده فشار جسمی و روانی کار باشد.
ادامه این وضعیت، پیامدهایی فراتر از نارضایتی شغلی دارد و هنگامی که درآمد با حجم مسئولیت تناسب ندارد، کمبود نیرو تشدید میشود و اضافه کاری نیز جذابیت خود را از دست میدهد و احتمال کناره گیری از حرفه یا مهاجرت به مشاغل دیگر افزایش پیدا میکند. در نتیجه، نظام سلامت با چرخهای فرساینده روبهرو میشود. کمبود نیرو، فشار کاری را بالا میبرد و فشار بیشتر، نارضایتی و فرسودگی را تشدید میکند و خروج نیروها نیز دوباره به کمبود نیروی انسانی دامن میزند.
روز پرستار نباید فقط به پیامهای تبریک، مراسم تقدیر و تجلیل از فداکاریها محدود بماند. اگر قرار است این روز یادآور ارزش و جایگاه پرستاری باشد، باید فرصتی برای بازنگری در سیاستهای جذب و نگهداشت نیرو، اصلاح نظام پرداخت، اجرای مؤثر تعرفه گذاری خدمات پرستاری و بهبود شرایط کاری این قشر نیز فراهم کند. قدردانی واقعی از پرستار فقط با ستایش فداکاری او محقق نمیشود، بلکه به اقداماتی نیاز دارد که اجازه ندهد این فداکاری به فرسودگی و ترک حرفه منتهی شود. پرستاران برای خدمت رسانی به بیماران بارها از آسایش خود گذشتهاند، اما استمرار این وضعیت را نمیتوان صرفا بر پایه تعهد و احساس مسئولیت آنان بنا کرد. نظام سلامت برای حفظ کیفیت خدمات خود به نیروی انسانی توانمند، باانگیزه و برخوردار از امنیت شغلی و معیشتی نیاز دارد.