به گزارش شهرآرانیوز؛ ساعت ۲۱:۴۵ دوشنبه، در خیابان هوشیار، دو زن جوان داخل خودرو سواری نشسته بودند که ناگهان دستی از شیشه خودرو وارد شد و گوشی یکی از آنها را قاپید. این زنها بلافاصله از خودرو پیاده شدند و از شهروندانی که چند متر جلوتر در خیابان شبیه همه شبهای دیگر تجمع کرده بودند، برای گرفتن دو متهم جوانی که گوشی را قاپیده بودند، کمک خواستند.
راکب موتورسیکلت که راهی جز رفتن به سوی جمعیت نداشت، مستقیم به سمت شهروندان تجمع کرده رفت. متهمان انتظار داشتند با ایجاد رعب و وحشت، راه فرار برای خود باز کنند، اما برخلاف انتظارشان، شهروندان خشمگین از اقدام آنها، مقابلشان ایستادند.
با متوقف شدن موتورسیکلت، راکب جوان روی شهروندان چاقو کشید. او که برای فرار از محل هر کاری میکرد، در جریان درگیری، یک شهروند را از ناحیه سر و دیگری را از ناحیه دست زخمی کرد. متهم پس از زخمی کردن این شهروندان، چاقویش را رها کرد و از محل گریخت. همدست او که گوشی زن را در دست داشت، با مالک گوشی درگیر شد و پس از اینکه توسط زنان جوان کتک خورد، گوشی را انداخت.
پسر جوان در ادامه با مردی میان سال که برای کمک جلو آمده بود درگیر شد و برای فرار از محل، مرد را زخمی کرد، اما شهروندان دیگر او را زمین گیر کردند. در پی اعلام این موضوع به پلیس، سرهنگ حسن قادری، رئیس کلانتری احمدآباد، همراه رئیس دایره تجسس این مرکز راهی محل شد. هنوز درگیری شهروندان با متهم جوان ادامه داشت که مأموران با حضور در محل او را دستگیر کردند.
دقایقی بعد، با حضور امدادگران اورژانس، سه شهروندی که توسط دو متهم جوان زخمی شده بودند، به بیمارستان منتقل شدند. پس از انتقال متهم به مقر پلیس، او مدعی بود هفده سال دارد و نوجوان است، اما در بررسیهای تخصصی مشخص شد که دروغ گفته و هجده ساله است. متهم که «امیرحسین» نام داشت، در همان لحظات اولیه هویت کامل و نشانی مخفیگاه همدستش را به مأموران داد.
تیم تحقیق که پیش از این تحقیقاتی را پیرامون موبایل قاپی توسط دو متهم جوان آغاز کرده بود، بلافاصله راهی مخفیگاه متهم فراری در محدوده خواجه ربیع شد. پس از حضور مأموران در مخفیگاه متهم، مشخص شد که او پس از درگیری اش با شهروندان متواری شده و به خانه نرفته است.
متهم دستگیرشده مدعی بود اولین بار، آن هم به اصرار رفیق صمیمی اش، مرتکب دزدی شده است، اما رئیس دایره تجسس کلانتری احمدآباد که شخصا رسیدگی به این پرونده را برعهده داشت، تعدادی از مال باختگان موبایل قاپی را برای مواجهه حضوری با متهم به کلانتری دعوت کرد تا نقش امیرحسین در پروندههای دیگر مشخص شود. از میان مال باختگان، بیست شهروند ضمن ارائه مستنداتی ازجمله تصاویر دوربینهای مداربسته، تأیید کردند که توسط راکبان این موتورسیکلت، به ویژه همدست فراری متهم، از آنها دزدی شده است.
پس از حضور شهروندان، متهم که خودش را در یک مخمصه عجیب میدید، در بازجویی فنی ادعاهای متناقضی مطرح کرد. او در ابتدا گفت: من متولد یکی از روستاهای اطراف مشهد هستم. سه سال ونیم قبل برای کار به خانه مادربزرگم در منطقه خواجه ربیع آمدیم و در یک موتورسازی مشغول به کار شدم.
کارم خوب است و درآمد خوبی دارم. حدود سه سال قبل با مهدی آشنا شدم. او دو سال از من بزرگتر بود و مدام به مغازه ما میآمد و میگفت که زنجیر موتورم را سفت کن، موتورم را آچارکشی کن و.... به واسطه رفت وآمدهای زیادش با هم رفیق شدیم. من میدانستم او دزدی میکند و در این کار حرفهای است.
متهم ادامه داد: ما با هم رفت وآمد داشتیم و چند بار به خانه همدیگر رفته بودیم. دوشنبه شب مهدی به من گفت که بیا برویم تفریح و دختربازی کنیم. رفتیم و شماره دو دختر را گرفت. همه چیز خوب بود تا اینکه به منطقه احمدآباد رسیدیم. مردم زیادی کنار خیابان تجمع کرده بودند و خیابان ترافیک شدیدی داشت. مهدی یک دفعه ترمز زد و به خودرویی که در آن دو زن جوان نشسته بودند، اشاره کرد. شیشه سمت شاگرد پایین بود. مهدی گفت بپر پایین، گوشی را بزن و بیا. گفتم اگر بزنم، من را نمیگیرند؟
گفت برو، نگران نباش، من بیرونت میآورم. گفتم مهدی، بلد نیستم چطوری بگیرم. گفت چیپس و پفک را چطوری چنگ میزنی؟ گوشی هم مثل همان است! زن داشت با گوشی پیام میداد که من رفتم پایین و گوشی را چنگ زدم. بعد انگار خشکم زد. به مهدی گفتم حالا چه کار کنم؟ گفت بیا. من ترسیده بودم و پریدم روی موتور. خانمها پیاده شدند و دنبال ما دویدند. فاصله ما تا جمعیتی که با پرچمهای مختلف تجمع کرده بودند، زیاد نبود.
متهم با اشاره به نقش شهروندان در دستگیری اش ادعا کرد: خیابان خیلی شلوغ بود. با داد و فریادی که این دو زن کردند، افراد تجمع کرده متوجه ما شدند. از جایی که ما دزدی کردیم، فقط چند متر جلو رفتیم که به جمعیت خوردیم. ترافیک شدیدی بود. مردمی که در خیابان بودند، راه ما را بستند. بهترین دزدان هم نمیتوانستند در آن شلوغی از محل فرار کنند.
مهدی با چاقو به سر یکی زد و دست شخص دیگری را زخمی کرد و فرار کرد. چاقو را که انداخت، من آن را برداشتم. یکی با چوب زد توی سرم. من هم او را زدم. خانم که رسید، گوشی را انداختم. او مرا دزد خطاب کرد و من گفتم که خانم، من دزد نیستم، چرا میگویی دزد؟ او هم گفت اگر دزد نیستی، چه هستی؟ که مأموران رسیدند و دستگیر شدم.
درحالی که تلاش پلیس برای دستگیری همدست متهم ادامه دارد، امیرحسین مدعی شد چوب رفاقت با دوست نابابش را خورده است؛ درحالی که از درآمد تعمیرات موتورسیکلت راضی است و به صورت درصدی هر ماه درآمد خوبی دارد.