مهار آتش سوزی کارخانه تولید مواد خوراکی در شهرک صنعتی فردوسی مهار آتش سوزی بوستان ولایت تهران/ این حادثه مصدومی نداشت فرجام پرونده محمدعلی نجفی چه خواهد شد؟ طرح خدمات سبز و مشتری هوشمند در صنعت برق اجرا می‌شود ۳۰ ساعت پرواز بالگردهای ارتش برای مهار آتش‌سوزی‌ جنگل‌ها واکنش‌های اجتماعی به رفتار بعضی از سلبریتی‌ها/ رفتار بهنوش بختیاری جنبه تجاری دارد! مسافران تعطیلات آخر هفته به مشهد از چه استان‌هایی خواهند بود؟ مرزهای برخی کشورها باز شد/ رونق دوباره گردشگری دریای خزر از ۱۵ خرداد به روی گردشگران باز است تحمیل فشار برای استعفای وزیر بهداشت کذب است دوره آموزش آنلاین «آمادگی در برابر زلزله» برگزار می‌شود افشاگری تازه درباره پدر رومینا اشرفی ادامه دردسر‌های آموزش مجازی برای دانشجویان؛ ۵ جلسه ۲۰ دقیقه‌ای برای یک درس تخصصی! جدیدترین آمار کرونا؛ ۲۵۱۶ ابتلای قطعی/افزایش جانباختگان به ۶۳ نفر/هشدار در ۷ استان کشور ثبت‌نام دوره‌های کاردانی نظام جدید از امروز آغاز می شود سه محموله دارویی از هند به ایران وارد شد حمله مسلحانه به خودروی زندانیان در میناب هرمزگان+فیلم «آنست»؛ سگ‌هایی که در امداد و نجات دومی ندارند/ یک روز همراه با جری و کارن، سگ‌های جست‌وجوگر هلال احمر خراسان رضوی+ فیلم برگزاری آزمون دکتری تخصصی رشته‌های علوم پزشکی در چهار روز موضع‌گیری بهزیستی خراسان رضوی نسبت به پلمب خانه پیرزن نابینا
خبر ویژه
مسافر سنت در هزاره سوم (٣٣)

تست روان‌شناسی شخصیت

  • کد خبر: ۸۶۶۰
  • ۱۹ آبان ۱۳۹۸ - ۰۸:۲۸
حجت الاسلام محمدرضا زائری کارشناس مسائل فرهنگی
شنبه- توی یکی از شبکه‌های مجازی پیامی به دستم می‌رسد با عنوان تست روان‌شناسی شخصیت. به امید کشف ابعاد ناشناخته شخصیت خود شروع می‌کنم به پاسخ دادن سوالات. با دقت و تمرکز دارم جواب می‌دهم و مرحله‌به‌مرحله جلو می‌روم. در پایان تست می‌خوانم که عدد جواب‌هایتان را جمع بزنید و توی یک کاغذ بنویسید و با آن موشک درست کنید و سرگرم شوید!
یکشنبه- توی ایستگاه مترو پسری جوان کمانچه می‌زند و چه خوب می‌نوازد. پایم سست می‌شود. دلم می‌خواهد که بایستم و گوش بسپارم به نغمه‌هایش، ولی با عبا و عمامه و نگاه رهگذران و حرف مردم چه کنم؟ قدم‌هایم را تند می‌کنم تا به پله‌برقی برسم.
دوشنبه- کنار دکه روزنامه‌فروشی دارم تیتر نشریات را می‌بینم. مردی که دارد مثل من تیتر درشت برخورد با دانه‌درشت‌ها و ۲۰ سال حبس و ٧٤ضربه شلاق برای مفسدان اقتصادی را می‌خواند، سری تکان می‌دهد و می‌گوید: خب، این سرجایش، ولی آن مدیران و مسئولانی که اجازه این فساد را داده و زمینه‌اش را ایجاد کرده‌اند، چه می‌شوند؟
سه‌شنبه- کنار خیابان عاقله‌مردی جلوی مرا می‌گیرد و باب گفتگو را باز می‌کند. مدیر مدرسه‌ای دولتی است و از شخصی که قرص اعصاب می‌خورد، نالان است و درمانده که هیچ کاری از دستش برنمی‌آید و مجبور است با همین فرد کار کند. به بچه‌هایی فکر می‌کنم که زیر دست چنین فردی هستند و به یاد سیستمی می‌افتم در یکی از کشور‌ها که سال‌به‌سال توانایی و قابلیت کادر آموزش مدارس را کنترل می‌کرد تا از استمرار توانایی‌هایشان مطمئن باشد.
چهارشنبه- راننده تاکسی از شبی می‌گوید که سه مسافر زن داشته -بچه‌دربغل- و شوهرانی که گفته بودند بروید و با پول بیایید، دست خالی به خانه برنگردید! راننده تاکسی می‌گوید آن شب خوابم نبرد.
پنجشنبه- سر ناهار توی سلف، یکی از دانشجو‌ها یک لیوان نوشیدنی برایم می‌آورد و کنار بشقاب غذایم می‌گذارد. نگاهی به دانشجو‌های دیگر می‌کنم و با اشاره به لیوان می‌پرسم: ٢٥صدم می‌ارزد یا نیم‌نمره؟ همه می‌خندیم.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
توجه : نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمیشود.
سرخط خبرها

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}