احمد فاضل| پلیس کلمهای است کوتاه با کارکردی بلند و عمیق و گسترده. باید آن را بهمثابه تلفنهای حیاتی که کمشماره اما پراثر است، خواند. ازقضا دو شماره کوتاه اما بلنداثر مربوطبه خود پلیس است؛ 110 و 197.
اولی برای این است که دستی مقتدر به یاری ما بیاید و گلوی متعدی را بفشارد. با تماس با دومی هم چشم ناظر می تواند از حقوق شهروند و حتی متهم دربرابر مردان قانون هم حراست کند. بههرحال عوامل قانون، هم انساناند و در قاعده رفتار انسانی «ممکنالخطا» تلقی میشوند. نظارت میتواند ترازکننده رفتار آنان نیز باشد.
باری، پلیس را باید همهجانبه دید؛ چون همه جوانب زندگی ما بهنوعی با پلیس و خدماتش گره خورده است. از کودکی، در نگاه لطیف و زلال و امنیتخواهِ ما، پلیس قهرمانی شکستناپذیر است؛ چون بیداریاش را باور داریم، بااعتماد میخوابیم. خوابی هم اگر ببینیم که دزدی آمده، زورگیری دستش بهسوی ما دراز است، زورگویی، یقه ما را گرفته است، باز پلیس را خواهیم دید که آنان را دستبسته به زندان میاندازد.
نقشی چنین، در ذهن کودکی همه ما بوده است و در نگاه کودکان امروز هم هست. همین هم باعث میشود که «پلیس شدن» در شمار صدرنشینان فهرستِ «در آینده میخواهید چهکاره شوید؟» قرار بگیرد. رؤیای کودکی البته در گذر زمان، واقعیتر میشود. کمکم متوجه سختیهای زمین زیر پا میشویم و میفهمیم که پلیس هم، «اسفندیارتن» نیست که «رویین» باشد، اما «رویینروح» میتواند بشود تا تندیس زنده اسفندیار باشد.
او بازهم میتواند با شکست دادن ناامنی، برای جامعه امنیت به ارمغان آورد، حتی به قیمت جان خویش. پلیس کم شهید نداده است تا جامعه، شهد در کام داشته باشد. کم زخم برنداشته است تا مرهم بگذارد به زخم مردم. کم صدمه ندیده است تا جلوی صدمه خوردن به جسم و جان و روان مردم را بگیرد. پلیس، امنیتساز است برای ملت؛ امنیتی که صرفا در حفظ جان و مال شهروندان خلاصه نمیشود، بلکه در حراست از آرامش و سلامت روانی مردم هم خود را تعریف میکند.واحدهای مشاورهای و مددکاری که در نهاد پلیس تعریف شده است، بخشی از کارکرد مدرن این نهاد را نمایندگی میکند؛ کارکردی که در بسیاری از اوقات حتی از انتظامی شدن پرونده جلوگیری میکند، چه رسد به قضایی شدن ماجرا. نگاه علمی پلیس به حوزه خدمتی، باعث شده است هر روز به ازای دور شدن از «جامعه پلیسی» به «پلیس اجتماعی» نزدیک و نزدیکتر شویم؛ پلیسی که از دریچه درمان درد به معضلات اجتماعی نگاه میکند نه با سویه امنیتی دیدن و امنیتی کردن هر رویداد اجتماعی؛ مسئلهای که میتواند هر مسئله را به معضل تبدیل کند و راه معضل را برای بدل شدن به بحران، باز کند و در شکلگیری این آخرین هم همه گرفتار چهکنموچهکنم، میشویم.
«پلیس علمی» میکوشد مسیر را برعکس تعریف کند؛ بحران را به معضل فروکاهد. معضل را به مسئله تبدیل کند و برای مسئله هم راهحل بیابد. با این هندسه است که مهندسی جامعه بر مدار صلاح و اصلاح بهسوی افقهای روشن میرود. جامعه را نیز روزهای پرامید و آرامش در انتظار است.
صحبتهای فرمانده انتظامی خراسانرضوی نیز بر این موضوع صحه میگذارد؛ سردار احمد نگهبان چند روز پیش در دیدار با شهردار مشهد بر این نکته تاکید کرد که پلیس در مسیر خدمترسانی به مردم، از جان، سلامتی و آرامش خود میگذرد تا شهروندان در نهایت آرامش، سلامت و آسایش زندگی کنند.