شهرآرانیوز

برچسب ها
داستان کودک و نوجوان | کوه خانه ما
آن شب تا صبح برف یک‌ریز بارید و مدارس هم تعطیل شدند. حدود ۸ صبح از صدای گفتگوی مامان و بابا در هال از خواب پریدم.
کد خبر: ۱۴۸۵۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۱۳

داستان نوجوان | اجرا با پای شکسته
علی آن‌قدر حواسش به نمایش و نقشش بود که موقع رد شدن از خیابان اصلا موتورسیکلتی را که به سمتش می‌آمد ندید.
کد خبر: ۱۴۵۷۶۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۱۸

خاطره کودکانه | روز بزرگ من
روزی به‌یادماندنی برای همه بود. چشم‌ هم‌کلاسی‌هایم هم مانند من از خوشحالی برق می‌زد.
کد خبر: ۱۴۱۸۰۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۱۷

داستان کودک | خانواده‌ی شب‌تاب‌ها
پس از باران شدید و سرریز شدن رودخانه، بعضی اهالی جنگل سبز تصمیم گرفتند به جای امن‌تری کوچ کنند.
کد خبر: ۱۴۱۳۹۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۱۸

داستان کودک | ننه‌نقلی و شب برفی
توی روستای ننه‌نقلی برف زیادی می‌بارید و همه‌جا سفیدپوش شده بود. روستای ننه یک جایی بالای کوه‌های شمالی قــرار داشــــت.
کد خبر: ۱۳۹۴۶۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۳۰

داستان کودک | بیماری مامان
مامان‌فیله مریض شده بود. نمی‌توانست از جایش بلند شود.
کد خبر: ۱۳۷۵۲۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۹

داستان کودک فیلاپیلا فیل کوچولوی عینکی | خوش به حال هردوتای ما
فیلاپیلا و مامان‌فیله توی لانه بودند. باد سردی آمد. چند برگ زرد از درخت افتاد.
کد خبر: ۱۳۶۱۵۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۰۳

معرفی کتاب کودک | رُزی گودنس، دخترک مهندس
پدیدآورنده: آندریا بیتی -تصویرگر: دیوید رابرتس -مترجم: احمد تصویری -ناشر: مبتکران -سال نشر: 1397
کد خبر: ۱۳۳۷۱۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۸

داستان کودک | گیسو دست‌کوتاه و اکلیل‌های ماه
گیسو از وقتی به‌دنیا آمد دستش از زمین و زمان کوتاه بود. آن­‌قدر کوتاه که حتی دستش به دهانش نمی‌­رسید.
کد خبر: ۱۳۳۴۴۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۶

داستان کودک | امام مهربانم، تولدت مبارک
مامان تا در خانه را باز کرد، نرگس نفس نفس‌زنان داد زد: «خبر دارم، خبر خبر، یک خبر خوب!»
کد خبر: ۱۳۲۷۴۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۱۲

داستان کودک | ننـه پاییـز
شما تا به حال ننه‌پاییز یا عموپاییز را دیده‌اید؟
کد خبر: ۱۳۰۸۶۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۰۱

آیا خواندن داستان به درس و مشق بچه‌ها آسیب می‌رساند؟
نگرانی والدین با شروع سال تحصیلی البته بیشتر از هروقت دیگری می‌شود، اما به نظر می‌رسد با یک برنامه ریزی درست می‌توان نه کتاب‌های درسی را نادیده گرفت و نه کتاب‌های قصه و غیردرسی را.
کد خبر: ۱۳۰۰۶۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۲۶

داستان کودک | عینک جادویی
از مدتی پیش کمتر کارتون می‌دیدم. تماشای تلویزیون با آن تصاویر تار و کدر خسته‌ام می‌کرد.
کد خبر: ۱۲۷۹۰۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۱۰

داستان نوجوان | کوتاه‌تر از رؤیا، شیرین‌تر از گذشته‌ها
تا به خودم آمدم، متوجه شدم به جای روزهای گرم و کش‌دار و پرنور تابستان، در چشم‌برهم‌زدنی سوز پاییز از راه رسیده است
کد خبر: ۱۲۷۵۵۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۷/۰۷

داستان کودک با موضوع دفاع مقدس | فرشته‌ها دست ندارند
پدر می‌گوید جنگ شده است و دشمن در حال نزدیک شدن به شهر ماست.
کد خبر: ۱۲۶۵۶۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۳۰

داستان کودک | کمک کوچولو
همه‌ی محله را پرچم سیاه زده و سه‌چهار تا دیگ بزرگ گذاشته بودند جلوی در مسجد.
کد خبر: ۱۲۵۴۷۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۳۱

داستان کوتاه | آرزوی مگس کوچولو
بچه‌مگس روی یک پرتقال خوش‌بو نشست.
کد خبر: ۱۲۳۹۰۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۱۹

داستان نوجوان | مدرسه پنکیکی
بادکنک‌ها که تمام شدند، بچه‌ها شروع کردند به باد کردن هر چیزی که دم دستشان بود و همه را به دست من می‌دادند تا گره بزنم!
کد خبر: ۱۲۳۵۰۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۰۸

داستان نوجوان با موضوع محرم | موکب خانوادگی ما
تا محرم چیزی نمانده و ما سال‌هاست دهه‌ی اول کنار در ورودی هتلمان، موکب کوچکی برپا می‌کنیم و نذری و خیرات می‌دهیم.
کد خبر: ۱۱۹۹۸۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۵/۱۲

داستان کودک با موضوع محرم | نذر مامان
بابا و علی که با جعبه‌های زنجیر رفتند مسجد، من و مامان و زینت و زهراخانم، چهارتایی، مشغول کار شدیم.
کد خبر: ۱۱۹۹۳۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۵/۱۲

پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}