آخرین سطرهای نوشته پیشین با تشبیه آدمها به قطعات الکتریکی گذشت، اینکه برای شناخت کارکرد یک قطعه الکتریکی ناچاریم برق را از آن عبور بدهیم تا ببینیم چه نوع وسیلهای است.
کد خبر: ۲۴۸۵۹۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۱
داستانهای تعاملی بیش از یک خط روایی دارند. به عنوان خواننده، ما این اختیار را داریم تا از بین گزینههای موجودْ کنش و واکنش قهرمان داستان را تعیین کنیم.
کد خبر: ۲۴۸۵۹۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۱
در بسیاری از شاهکارها، شخصیتهای سادهای وجود دارند که به شکل گیری آن روایت جامع کمک میکنند. اما، اگر قرار باشد که نوشتن شخصیتهای سطحی و ساده برای یک نویسنده به عادت تبدیل شود، آثارش یکسان و شبیه به یکدیگر میشوند.
کد خبر: ۲۴۷۵۴۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
روزی همسر مرد تنبل که از تنبلیهای تئوریک و عملی آن تن لش به تنگ آمده بود، تصمیم گرفت با بهره گیری از آموزههای روان شناسی مدرن و با استفاده از روش غیرمستقیم، وی را متنبه نماید.
کد خبر: ۲۴۶۳۴۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۰
گاهی گذشته میآید تا به ما نشان بدهد چه شد که کار به اینجا کشید.
کد خبر: ۲۴۶۳۲۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۰
همیشه بزرگترها مواظب کوچکترها هستند. در کارها کمک و اگر سؤالی داشتند راهنماییشان میکنند. سینا هم برادر بزرگتر بود.
کد خبر: ۲۴۶۲۶۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴
مرد شکارچی که توقع یکهویی روبه رو شدن با پلنگ به آن بزرگی را نداشت، هول شد و تفنگ از دستش افتاد و رنگ از رویش پرید و چق چق شروع به لرزیدن کرد.
کد خبر: ۲۴۶۰۷۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۹
منظور ازپیش بردن داستان، در اینجا، همان حرکت طولی است. درعین حال، مدنظر داشته باشید که دیالوگ در حرکت عرضی روایت هم کارکرد زیادی دارد.
کد خبر: ۲۴۵۸۵۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
آخرین کتابْ عکس دخترک موطلایی مبهوتی را نشان میداد که چشم به آسمان دوخته بود. با رنگ قرمز، بزرگ بر آن نوشته بود: «دخترک کبریت فروش». این کتاب مال من بود.
کد خبر: ۲۴۵۸۵۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
همیشه وقتی خیلی خستهای، دلت میخواهد یک گوشه بنشینی و حسابی استراحت کنی. بابا هم حسابی خسته بود. دلش میخواست کمی استراحت کند.
کد خبر: ۲۴۵۸۰۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
حکیمی در پژوهشگاه حکمت و اندیشه مرکز نشر کلمات قصار کنفوسیوس مشغول سخنرانی بود که برق رفت.
کد خبر: ۲۴۵۶۶۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۷
زمان مدرسهها که میشود، همهی بچهها بهموقع از خواب بیدار میشوند. آماده میشوند و میروند مدرسه. روز اول مدرسهها از راه رسید. امید هم مرتب و منظم به مدرسه رفت.
کد خبر: ۲۴۵۳۹۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۱
هر سال شهادت امام رضا(ع) که میشد، مادربزرگ نذری میداد. یک آش خوشمزه میپخت و همهی همسایهها را دعوت میکرد.
کد خبر: ۲۴۵۳۵۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۸
در روزگاران قدیم پادشاهی سلطنت میکرد که در قیاس با پادشاهان دیگر خیلی هم چیز بدی نبود.
کد خبر: ۲۴۵۳۵۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۵
وقتی به یک فروشگاه بزرگ میروید که قیمتهایش مناسب است، دلتان میخواهد کلی خرید کنید. بابابزرگ هم این کار را کرد.
کد خبر: ۲۴۵۳۰۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۷
زائرها و مسافرها در کنار زیارت و دیدن جاهای دیدنی و خرید، خاطراتی را هم از شهر و مردم ما به شهر و دیار خود میبرند.
کد خبر: ۲۴۵۲۲۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
همهی بچههای کلاس منتظر معلم بودیم که بیاید و جلسهی دیگری از کلاس «نوشتن خلاق» را شروع کنیم. ناگهان مردی با روپوش پزشکی به تن و دستاری سفید بر سر وارد شد.
کد خبر: ۲۴۵۲۲۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۰
وقتی یکی کمکت میکند، دلت میخواهد مهربانیاش را جبران کنی. دلت میخواهد تو هم یک جوری به او کمک کنی. ماشینهای تعمیرگاه هم در همین فکر بودند.
کد خبر: ۲۴۵۲۲۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۷
من و سعید تصمیم گرفتیم بابابزرگ را شگفتزده کنیم. به همین دلیل، دنبال او رفتیم و پیشنهاد دادیم برویم و از نزدیک ببینیم چه وسایلی در پارک نصب کردهاند. در کنار هر دستگاه ورزشی، مشخصات و روش استفاده از آن نوشته شده بود.
کد خبر: ۲۴۵۲۱۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۲۵
در یکی از زمانهای گذشته پادشاهی بر سرزمینهای شمالی حکومت میکرد که عصبانی و غضبناک بود.
کد خبر: ۲۴۴۸۳۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۳