درباره نویسنـده
حامد عسکری

حامد عسکری

شاعر و نویسنده

تعداد مطالب ۲۸۵
بازدید کل مطالب ۳۱۳,۶۷۹
کامنت های مطالب ۵

آخرین مطالب حامد عسکری

مدتی است تعجب نمی‌کنیم!

مدتی است تعجب نمی‌کنیم!

با خبر شده ایم که گویا سازو کاری راه افتاده است مبنی بر اینکه اگر یکان از اعزه  شهروند کتابی خواند و احساس کرد این کتاب دارد با روح و روانش کاری می‌کند یا با اعتقاداتش نمی‌خواند می‌تواند گوشی تلیفون بردارد و زنگ بزند و بگوید این چه چیزی است که مجوز چاپ داده اید.
کد خبر : ۱۹۴۱۹۹
۱۴۰۲/۰۸/۲۲ - ۱۰:۱۲
شما همه جوره آقایید...

شما همه جوره آقایید...

راستش از  شما  چه  پنهان آقا جان من خیلی عربی ام خوب نیست. حافظه درست و حسابی‌ای هم ندارم. یک دانه صلوات خاصه آقای انصاری دارم همان را توی گوشی ام ذخیره کرده ام و هر وقت دلم هوایتان را‌ می‌کند توی ماشینم می‌گذارم و صدایش را بلند می‌کنم و  همراهش می‌خوانم.
کد خبر : ۱۹۳۳۰۹
۱۴۰۲/۰۸/۱۷ - ۱۵:۱۱
خداحافظی با مردخدا

خداحافظی با مردخدا

من رفتنت را زل می‌زدم و تمام حرف‌هایت را، تمام قنوت‌هایت را، تمام نصیحت‌هایت را دارم می‌مکم و مرور می‌کنم.
کد خبر : ۱۹۱۹۸۳
۱۴۰۲/۰۸/۱۰ - ۱۶:۲۴
اندر آداب فرنگ

اندر آداب فرنگ

پریروز اولاد ذکور میزمنوچهرخان، کامبیزنامی اجازت خواستند که مشرف شوند. الیوم اذن تشرف دادیم.
کد خبر : ۱۹۱۷۵۶
۱۴۰۲/۰۸/۰۹ - ۱۴:۵۰
من گردو دوست ندارم آقاجان!

من گردو دوست ندارم آقاجان!

تکیه داده بود به ستونی از کاشی‌ها و زل زده بود به ضریح و انگار در این دنیا نبود.
کد خبر : ۱۹۰۷۶۵
۱۴۰۲/۰۸/۰۳ - ۱۵:۰۳
مسخره کرده اید ما را؟

مسخره کرده اید ما را؟

احوالات فلسطین را که می‌خوانم با من کاری می‌کند که نه خواب مرا مانده و نه خوراک.
کد خبر : ۱۹۰۵۷۸
۱۴۰۲/۰۸/۰۲ - ۱۴:۰۳
باران که‌ می‌بارد تو در راهی

باران که‌ می‌بارد تو در راهی

امروز به خودش قول داده بود عطر‌های لوله‌ای را بفروشد و حالا باران همه برنامه هایش را ریخته بود به هم. هرکدام از عابران اطراف حرم را صدا می‌کرد که عطرهایش را معرفی کند، بی توجه به او رد می‌شدند.
کد خبر : ۱۸۹۵۶۰
۱۴۰۲/۰۷/۲۶ - ۱۴:۵۸
شام آخر، مرگ مؤلف، کات

شام آخر، مرگ مؤلف، کات

داریوش مهرجویی و همسرش به قتل رسیده اند. بر‌ می‌گردم به اتاق. سایت‌ها را بالا و پایین می‌کنم و خداخدا می‌کنم خبرنگار‌ها اشتباه کرده باشند، خداخدا می‌کنم استاد یا یکی از بستگانش یک ویدئو بگذارد و نه.
کد خبر : ۱۸۹۱۱۴
۱۴۰۲/۰۷/۲۴ - ۱۳:۱۷
سیب تلخ، شیرین شد

سیب تلخ، شیرین شد

ناجی العلی خاصیت طرح هایش این بود که خشن‌ترین و سهمگینانه‌ترین جنایات اسرائیل را از مجرا‌های ذهنی و فکری اش می‌گذراند که بی کلمه و واژه همه دنیا بفهمد در سرزمین‌های اشغالی چه خبر است و خون است که از حلق زمین بالا می‌رود.
کد خبر : ۱۸۸۹۸۵
۱۴۰۲/۰۷/۲۳ - ۱۶:۴۰
من کلمه ندارم دکتر ...

من کلمه ندارم دکتر ...

بروم زودتر به مارال بگویم؟ می‌فهمی از چی صحبت می‌کنی؟ بگویم سردردهایت میگرن نبوده، از بی‌خوابی نبوده، از گرسنگی نبوده، بستنی یخی و ژلوفن و میگراستاپ بچه‌بازی بوده است.
کد خبر : ۱۸۸۲۶۱
۱۴۰۲/۰۷/۱۹ - ۱۶:۰۱
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر!

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر!

تصدقت گردم، نقره جانم سه چهار روزی است در سرحدات گیلانیم. برای عزیزی که بیمار است.
کد خبر : ۱۸۷۵۴۹
۱۴۰۲/۰۷/۱۵ - ۱۶:۳۳
هوا قند است

هوا قند است

مصطفی و سمیرا تازه عقد کرده اند. آمده ایم برای عقد کنانشان در حرم، عقدشان انجام شده و حالا از ما فاصله گرفته اند.
کد خبر : ۱۸۷۰۵۶
۱۴۰۲/۰۷/۱۲ - ۱۳:۳۶
چفیه‌ای با عطر شب بو ...

چفیه‌ای با عطر شب بو ...

توی دفتر عقد حرم که  امضا زدیم مسئول دفتر گفت: جالبه شما نفر هزارو هشتصدوهشتادوهشتم هستید توی این ماه.
کد خبر : ۱۸۶۰۷۷
۱۴۰۲/۰۷/۰۵ - ۱۶:۰۴
تو چه بودی یونس؟

تو چه بودی یونس؟

باد چند برگ را گوشه حیاط گیر انداخته بود و هی به دو دیوار قائم بر هم می‌کوبیدشان....
کد خبر : ۱۸۵۳۵۸
۱۴۰۲/۰۶/۳۰ - ۱۵:۵۹
من قطاری دیدم که ارادت می‌برد

من قطاری دیدم که ارادت می‌برد

حامد عسکری - شاعر و نویسنده
کد خبر : ۱۸۵۲۱۰
۱۴۰۲/۰۶/۲۹ - ۱۵:۴۸
ما نیز مردمی هستیم ...

ما نیز مردمی هستیم ...

از همایون باغبانمان پرسیدیم این کریس رونالدو کی می‌باشد که این گونه آتش به جان همه انداخته آمدنش و عارض شد که یکان از فوتبالیست‌های مطرح جهان است که گویا خیلی کاردش می‌برد و خرش می‌رود و حرفش خریدار دارد.
کد خبر : ۱۸۴۵۹۵
۱۴۰۲/۰۶/۲۶ - ۱۶:۲۴
درد شکستن همه انگشت‌ها

درد شکستن همه انگشت‌ها

این محرم و صفر هم تمام شد، حالا با اکراه باید مشکی ام را دربیاورم و تا کنم و بگذارم گوشه کشوی لباس هایم و برود تا سال آینده. دلم نیامد مشهد نیایم. جیبم می‌گفت نرو ریسک است و دلم می‌گوید آدم به محضر سلطان که به جیبش فکر نمی‌کند. زخم و زیلی ام، روحم پر از زخم‌های کاری است.
کد خبر : ۱۸۴۱۰۳
۱۴۰۲/۰۶/۲۲ - ۱۷:۲۸
نهر سوم ...

نهر سوم ...

توی اتاق خانه ابو زید نشسته ام، اتاق عطر چای عراقی دارد و ژل رزماری، پاهایم از درد تیر می‌کشند، تاول‌ها ترکیده اند، توی کربلایم، براده‌هایی که این ۱۰ روز از سرتا سر جهان حرکت کرده بودند، بالاخره به مغناطیس حسین (ع) رسیده اند، صبح ساعت ۱۰  از خانه زده‌ام بیرون ...
کد خبر : ۱۸۳۸۹۴
۱۴۰۲/۰۶/۲۱ - ۱۷:۱۶
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

بعد از نماز مغربی که در حرم مولا خوانده ایم نشسته ایم توی ماشین، عمود مشقی‌ها را رد کنیم و بزنیم به طریق، این عمود مشقی‌ها هم حکایتی دارد، که اگر ندانی یک کوچولو توی ذوقت می‌خورد، حالا قصه چیست؟
کد خبر : ۱۸۲۷۳۲
۱۴۰۲/۰۶/۱۴ - ۱۴:۱۱
یک اربعین در ۱۰ کاشی

یک اربعین در ۱۰ کاشی

پسرک با دست گچ گرفته گوشه موکب نشسته بود و زل زده بود به پیرمرد که با یک دست قنوت گرفته بود و آستین دیگرش آویزان بود.
کد خبر : ۱۸۲۵۳۹
۱۴۰۲/۰۶/۱۳ - ۱۳:۳۵
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->