وقتی صاحب‌خانه بهترین بهانه برای گریستن است معاون فرهنگی، اجتماعی و زیارت استانداری خراسان رضوی: همه باید برای مشهد احساس مسئولیت کنیم شایعه فوت آیت‌الله وحید خراسانی تکذیب شد ترسیمگر راه آزادی | یادی از علیرضا مهدی‌زاده حکاک که در تظاهرات ضدطاغوت به شهادت رسید ۲ ویژگی تفکر در گفتار امام حسن عسکری (ع) امام عسکری(ع)؛ مبدع ماناترین راه و رسم انتظار | بررسی اقدامات امام عسکری(ع) برای ورود ایمن شیعه به عصر غیبت فرهنگ میزبانی مشهدالرضا (ع) از نگاه دوربین عکاسان | برگزاری نخستین جشنواره عکس «قدمت بر چشم» در مشهد اعلام‌ ویژه‌برنامه‌های حرم مطهر رضوی به مناسبت سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) گردهمایی بسیج ادارات خراسان رضوی برگزار شد | خدمت‌رسانی مستمر کارمندان بسیجی استان، از جنگ ۱۲ روزه تا دهه آخر صفر فرمانده سپاه امام‌رضا(ع): کنگره ۱۸ هزار شهید خراسان رضوی ۲۸ آبان‌ماه برگزار می‌شود تولیت آستان قدس رضوی: ورود هیئات مذهبی به میدان خدمات اجتماعی، لبیک به سیره سیدالشهدا(ع) است مراسم بزرگداشت شهدای دولت در مشهد برگزار شد  شهدای ترور در جمهوری اسلامی؛ از سپهبد قرنی تا شهدای جنگ ۱۲ روزه ماجرای سوءقصد به سعید طوسی در مشهد چه بود؟ ارائه گزارش بنیاد شهید به مجلس درباره شهدای جنگ ۱۲ روزه در هفته آینده میزبانی حرم مطهر رضوی از ۳۵۰۰ زائر افغانستانی در دهه پایانی صفر نخستین مدرسه فصلی «فلسفه اخلاق» در مشهد برپا می‌شود بخش بین الملل بنیاد امام رضا(ع) به زودی تقویت می‌شود معاون سازمان حج: بیش از ۵ میلیون نفر در نوبت اعزام به عمره مفرده هستند درباره «سید مجتبی حسینی»، نویسنده کتاب «حضرت سکینه (س)؛ اسطوره ادب و عرفان»
سرخط خبرها

شب قدری چنین شریف و عزیز

  • کد خبر: ۳۲۲۶۵۷
  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۶:۳۵
شب قدری چنین شریف و عزیز
تماس گرفتند و گفتند که «دعوتی، بیا». گل از گلم شکفت و گفتم «چشم» ولی بلیت گیرم نیامد.
حامد عسکری
نویسنده حامد عسکری

تماس گرفتند و گفتند که «دعوتی، بیا». گل از گلم شکفت و گفتم «چشم» ولی بلیت گیرم نیامد. خیلی این در و آن در زدم که تاختی بروم بیایم ولی هیچ شرکت هواپیمایی یاری نکرد که بتوانم جوری بروم و بیایم که به آن نشست شیرین سالیانه برسم. به دیدار با مردی در انتهای خیابان شهید کشوردوست. شاعرانه‌ترین نشست سال با مردی که شعر را نه تنها می‌فهمد که دوستش دارد، زیستش می‌کند و برای تعالی و ترقی‌اش زحمت می‌کشد و تذکر می‌دهد و گاهی هم ابرو درهم می‌کشد.

همان‌قدری که لبخندش برای بیتی و شعری و مسئله‌ای ادبیاتی لذت‌بخش است همان قدر هم تذکر و اخمش و عتابش پدرانه است و از سر غیرت روی زبان فارسی. غرق در حسرت نبودن در این شب عزیز در آن جلسه روشن بودم و غصه می‌خوردم که امام رضاجان (ع) جور دیگری عنایت کرد و غرق در شعف شدم. 

من تجربه حضور در آن جلسه را داشته‌ام و ان‌شاءا... در سال‌های آینده هم خدمت حضرتش می‌رسم ولی هیچ‌کدام از شاعران نه که هیچ‌کدام از آدم‌های جهان دیشب جزو ما پانزده نفری نبودند که سحرماه رمضان بالای نقاره‌خانه حضرت رضا (ع) آن نوا‌ها و ریتم‌ها را بشنوند و پرواز کنند. من دیشب به یک آرزوی سی‌و‌چند ساله‌ام دست یافتم. آرزویی قدیمی که بالاخره برآورده شد و من در حین نواختن آن بالا بودم و بیست‌و‌هشت دقیقه فراموش نشدنی را تجربه کردم. 

پلاتوی شروع برنامه را آن بالا گفتم، به طبل‌ها و‌کرنا‌ها دست زدم و دوتا از آن چوب‌هایی را که با آن طبل می‌زدند و فرسوده شده بود و ترک برداشته بود و کنار گذاشته بودند دیدم هم اجازه گرفتم و برداشتم و به یادگار پایین آوردم و نگه داشتم. دیشب رمضان به نیمه رسید، نیمش را نفس کشیدیم و نوشیدیم و این جام نیمه شد. اینکه آن بالا چه گفتم و چه دیدم و چه خواستم را می‌گذارم برای روزگاری که قلمم بیشتر شلاق خورد و قوی‌تر شد. 

اینکه چه برایم مقدر شد و نوشتند را هم اطلاعی ندارم، فقط به قطع می‌گویم سحر دیشب من شب قدری بود که شانه‌به‌شانه گنبد پرتقالی حرمش، طی شد و اذان را گفتند، برای مرد کشور‌دوست دعا کردم و برای مردم کشور دوست. برای کشور باران خواستم و فراوانی و آشتی و برای مردمانش آرامش و مهربانی و راستی. یا امام رضا (ع) به حق جدت حسن‌ابن‌علی ... تقدیر ده قضا را.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->