به گزارش شهرآرانیوز، واقعه عاشورا سرشار از صحنهها، گفتوگوها و تصمیمهایی است که هر یک، حامل پیامهای عمیق اعتقادی، اخلاقی و تربیتی برای همه دورانهاست. در میان این لحظات تاریخی، گفتوگوی حضرت علیاکبر (ع) با امام حسین (ع) در مسیر کربلا و پیش از ورود به میدان نبرد، جایگاهی ویژه و تأثیرگذار دارد؛ گفتوگویی کوتاه، اما سرنوشتساز که بهعنوان یکی از شفافترین جلوههای ایمان آگاهانه، ولایتمداری مبتنی بر معرفت و مسئولیتپذیری نسل جوان در برابر حقیقت شناخته میشود.
بر اساس نقل منابع معتبر تاریخی، امام حسین (ع) در مسیر حرکت بهسوی کوفه و پس از ترک قصر بنیمقاتل، در حالی که بر اسب خود سوار بودند، لحظاتی به خواب رفتند. پس از بیداری، چندین بار ذکر «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» و «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» را بر زبان جاری ساختند. تکرار این اذکار، توجه حضرت علیاکبر (ع) را جلب کرد. ایشان که همراه پدر بودند، با احترام به سوی امام آمدند و علت حمد و استرجاع را جویا شدند.
امام حسین (ع) در پاسخ، از رؤیایی سخن گفتند که در آن، سوارهای به ایشان خبر داده بود این کاروان در حال حرکت است و مرگ بهسوی آنان شتاب میکند. امام (ع) با این بیان، بهروشنی از نزدیک بودن شهادت خود و یارانشان سخن گفتند؛ حقیقتی تلخ که میتوانست هر انسانی را دچار تردید یا اضطراب کند، اما واکنش حضرت علیاکبر (ع) در برابر این خبر، به یکی از درخشانترین صحنههای عاشورا تبدیل شد.
حضرت علیاکبر (ع) پس از شنیدن سخنان پدر، بهجای واکنش احساسی یا ابراز نگرانی، پرسشی بنیادین مطرح کردند؛ پرسشی که عمق بینش و ایمان ایشان را آشکار ساخت: «اَوَ لَسْنَا عَلَی الْحَق؟»؛ آیا ما بر حق نیستیم؟ امام حسین (ع) در پاسخ فرمودند: «چرا، به خدایی که بازگشت همه به سوی اوست، ما بر حقیم.» در این لحظه، حضرت علیاکبر (ع) با آرامش و اطمینان گفتند: «فَإِذًا لَا نُبَالِی بِالْمَوْتِ»؛ پس در این صورت، از مرگ باکی نداریم.
این جمله کوتاه، اما عمیق، حامل یکی از اساسیترین مفاهیم اعتقادی در فرهنگ شیعه است؛ مفهومی که مرگ در راه حق را نه پایان زندگی، بلکه عین حیات، عزت و کمال انسانی میداند. حضرت علیاکبر (ع) در این گفتوگو نشان میدهد که معیار حق و باطل، سن، موقعیت اجتماعی یا تعلقات عاطفی نیست، بلکه شناخت درست از جایگاه ولایت و تشخیص جبهه حق است. او بهعنوان جوانی در اوج شور زندگی، مرگ را نه تهدید، بلکه پلی برای رسیدن به رضایت الهی و تحقق مسئولیت تاریخی خود میبیند.
از سوی دیگر، این گفتوگو جلوهای روشن از ولایتمداری آگاهانه است. حضرت علیاکبر (ع) نه صرفاً از سر پیوند خونی و عاطفی، بلکه بر پایه بصیرت و یقین، امام حسین (ع) را امام بر حق زمان خود میشناسد و همین شناخت، مبنای انتخاب، ایستادگی و فداکاری او میشود. این بخش از عاشورا، پیامی مهم برای جامعه امروز دارد؛ اینکه پیروی از ولایت، تنها زمانی ماندگار و اثرگذار خواهد بود که بر اساس معرفت، آگاهی و انتخاب آگاهانه شکل بگیرد.
این گفتوگوی تاریخی همچنین تصویری روشن از الگوی تربیت دینی در مکتب امام حسین (ع) ارائه میدهد. پرسشگری حضرت علیاکبر (ع) و پاسخ حکیمانه و اقناعکننده امام (ع) نشان میدهد که در این خاندان، ایمان بر پایه فهم، گفتوگو و آگاهی بنا میشود، نه بر اساس تحمیل و تقلید کورکورانه. چنین الگویی میتواند راهنمایی مهم برای خانوادهها و نهادهای تربیتی در پرورش نسلی مؤمن، مسئول، شجاع و پرسشگر باشد.
در نهایت، گفتوگوی پدر و پسر در مسیر کربلا، پیامی روشن برای جوانان همه دورانها دارد: اگر حق را شناختی، ترس از فداکاری معنا ندارد. عاشورا با همین گفتوگوهای کوتاه، اما عمیق زنده مانده است؛ گفتوگوهایی که پس از قرنها، همچنان راه را نشان میدهند و دلها را به سوی حقیقت فرا میخوانند.