درباره سلوک قرآنی رهبر شهید | مفسر بیدارگر

  • کد خبر: ۴۰۰۷۷۷
  • ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۰
درباره سلوک قرآنی رهبر شهید | مفسر بیدارگر
گفتاری از حجت‌الاسلام‌والمسلمین فرزانه درباره سلوک قرآنی و شکل‌گیری دروس تفسیر قرآن رهبر شهید را ملاحظه کنید.

برای شناخت دقیق جریان فکری و مبارزاتی رهبر‌شهید پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، باید به سرچشمه اصلی اندیشه‌های ایشان، یعنی «قرآن کریم» بازگردیم. ایشان انس فوق‌العاده و کم‌نظیری با قرآن داشتند؛ انسی که من در کمترشخصیت بزرگی تا این حد دیده‌ام.

شیفتگی و انس بی‌نظیر با کلام‌الله

بارها شاهد بودم که ایشان ساعت‌ها وقت می‌گذاشتند و به نوارهای قاریان مشهور مصری گوش می‌دادند. در آن زمان، دوستانی مانند آقای سادات‌فاطمی این نوارها را پیدا می‌کردند و برای ایشان می‌آوردند. این شیفتگی به محافل قرآنی نیز کشیده می‌شد. مثلا در جلسات قرآنی آقای فاطمی در مسجد کرامت، ایشان مقید بودند که حضور داشته باشند و گاهی دو ساعت یا بیشتر در این جلسات می‌نشستند.

درس تفسیر رهبر معظم انقلاب با حضور سه نفر در مسجد صدیقی‌ها آغاز شد و بعدها در جاهای مختلفی مانند مسجد قبله ادامه یافت و سرانجام در مدرسه میرزاجعفر برگزار شد. تعداد شرکت‌کنندگان در این جلسات، در مدرسه میرزاجعفر، به پانصد نفر بالغ می‌شد و این نشانه جاذبه بیان و دیدگاه‌های تفسیری رهبر معظم انقلاب در این جلسات بود. جلسات تفسیر رهبر معظم انقلاب، جلساتی معرفت‌افزا بود و حتی زمانی که درِ مدرسه بسته بود، در ایوان‌های اماکن متبرکه ادامه می‌یافت و با وجود سرمای هوا، هیچ‌کس از شرکت در آن غفلت نمی‌کرد.

در جلسات تفسیر مدرسه میرزاجعفر مشهد، رهبر معظم انقلاب سوره‌های انفال، مائده و توبه را تفسیر کرده‌اند که به لطف نوارهای صوتی به‌جامانده از آن زمان، کتاب تفسیر سوره توبه تدوین شد. طلبه‌های جوان وقتی پای درس می‌نشستند، با توجه به آدرس‌ها و نکاتی که درباره وظیفه انسان در هر زمان توسط آیت‌ا... خامنه‌ای بیان می‌شد، معرفتشان افزایش پیدا می‌کرد.

تفسیری که رهبر معظم انقلاب در آن زمان می‌گفتند، در مشهد سابقه نداشت و در زمان‌های بعد هم ما نتوانستیم چنین تفسیری در مشهد داشته باشیم. آن زمان نمی‌دانستیم باید چه کاری انجام دهیم و در این‌باره تنهاکاری که امکان انجامش وجود داشت، این بود که همه نکات تفسیری را یادداشت و حفظ کنیم. باید گفت نعمت این جلسات تفسیر همیشه باقی خواهد ماند.

برای درک عمق تخصص قرآنی ایشان، بد نیست به خاطره‌ای از شهید آیت‌ا... مطهری اشاره کنم. در عاشورای سال۱۳۵۳، شهیدمطهری فرمودند که امسال دهه اول محرم باید به «مسجد قبا» (مسجدی که شهیدمفتح در آن حضور داشت) و هیئت انصارالحسین(ع) برویم؛ هیئتی که به‌شدت انقلابی بود و هرکس آنجا منبر می‌رفت، یقینا گذرش به زندان می‌افتاد. در آن جلسات شخصیت‌هایی چون شهیدبهشتی، شهیدمطهری و مهندسان انقلابی حضور داشتند.

یک روز پس از آن شب‌های محرم، جلسه‌ای خاص با حضور پنجاه‌شصت نفر از نخبگان، ازجمله دکترشریعتی و پدرشان، شهیدبهشتی، شهیدمطهری و رهبر معظم انقلاب در منزل یکی از مریدان آقا (صاحب کارخانه خودکار بیک) برگزار شد. هنگام ظهر، با اصرار جمع، آقا پیش‌نماز شدند. ایشان بین دو نماز ایستادند و سوره مبارکه «صف» را تلاوت و ترجمه کردند. پس از نماز، اولین کسی که لب به سخن گشود، شهیدمطهری بود که با قاطعیت فرمود: «جناب آقای خامنه‌ای یک متخصص در قرآن است.» این عین تعبیر ایشان بود و نشان از تسلط شگرف حضرت آقا بر مبانی قرآنی داشت.

نقطه آغازین؛ از درخواست درس اخلاق تا شروع تفسیر

اما این نهضت تفسیری دقیقا از چه زمانی آغاز شد؟ سال۱۳۴۶، پس از بازگشت از امدادرسانی به زلزله‌زدگان فردوس، انس ما با ایشان بیشتر شد. یک روز من و شهیدکامیاب از مدرسه میرزاجعفر بیرون آمدیم و در بست نواب ایشان را دیدیم. پس از احوال‌پرسی، خواهش کردیم که برای ما درس «اخلاق» شروع کنند. ایشان فرمودند: «اخلاق که من نمی‌گویم، اما اگر مایل باشید، برایتان تفسیر می‌گویم.» و اشاره کردند که برای بازاریان هم جلسات تفسیری دارند. ما از این پیشنهاد بسیار خوش‌حال شدیم.

این جلسات در ابتدا فقط با پنج‌شش نفر در «مسجد قبله» (در پایین‌خیابان) آغاز شد. پس از مدتی، با افزایش تدریجی جمعیت، کلاس‌ها را به مَدرس مدرسه میرزاجعفر منتقل کردیم. چون ما طلبه آن مدرسه بودیم. روزهای تعطیل هفته، جمعیت مشتاقان اعم از طلبه، دانشجو و حتی بازاریانی چون حاج‌آقای شمقدری، به ششصدنفر می‌رسید. هیجان عجیبی در این جلسات حاکم بود. ساواک به‌شدت حساس شده بود و گاهی درهای مدرسه را می‌بست، اما ما روی تخت‌های ورودی می‌نشستیم و بدون بلندگو، درس را ادامه می‌دادیم و تعطیل نمی‌شد. در این مقطع، سوره‌های مائده، انفال و توبه تفسیر شد.

سبک و منش تفسیری؛ آینه‌ای در برابر جامعه

اگر بپرسید تفسیر ایشان روایی بود یا اجتماعی، پاسخ این است که همه‌چیز بود. به معنای واقعی کلمه «تفسیر» بود. طلبه‌ای که در این جلسه می‌نشست، احساس می‌کرد آینه‌ای مقابلش نصب شده است که هم وضعیت دقیق جامعه را به او نشان می‌دهد و هم وظیفه و تکلیفش را روشن می‌کند.

ایشان روی واژگان کلیدی قرآن توقف می‌کردند؛ مفاهیمی چون «تقوا»، «جهاد»، «مبارزه با نفس» و «طاغوت». تقوا را فقط به معنای پرهیزکاری ساده معنا نمی‌کردند و از آن عبور نمی‌کردند، بلکه آن را می‌شکافتند و گاهی بررسی یک واژه بیش از یک جلسه زمان می‌برد.

تفسیر ایشان کاملا به‌روز و جهت‌دار بود. به یاد دارم وقتی فردی مشهور که نفاق داشت، فوت کرد و در حرم دفن شد. ایشان در حین تفسیر سوره توبه، با صدای رسایشان فرمودند: «اگر انسان منافق را در آغوش پیامبر(ص) هم دفن کنند، ملائکه غلاظ و شداد می‌آیند و او را بیرون می‌کشند.» ایشان به مسائل روز فلش می‌دادند و تفسیرشان در گذشته یا آینده نامعلوم محصور نبود.

همچنین، ایشان با مطالعه‌ای عمیق و فراغ‌بال در جلسات حاضر می‌شدند و در حین تدریس، به تفاسیر مهمی چون «المیزان» علامه‌طباطبایی، «المنار» رشید رضا و «فی ظلال القرآن» سیدقطب ناظر بودند. گاهی برای تأیید شاهد می‌آوردند و گاهی آن‌ها را نقد می‌کردند.

پروژه‌های تحقیقاتی و کادرسازی پنهان

در کنار تفسیر عمومی، ایشان دو برنامه ویژه دیگر نیز داشتند:

طرح استخراج مفاهیم: ایشان سی طلبه مستعد را انتخاب کردند (ازجمله آقایان مصباح عاملی، هاشمی  گنابادی و عجم) و به هرکدام یک جزء از قرآن را سپردند تا واژگان و مفاهیم خاص مانند جهاد، کفر، ملائکه و کلمه «ا...» را استخراج کنند. این کار عظیم در اتاق آقای تقوی‌فر در مدرسه میرزاجعفر انجام می‌شد، اما متأسفانه با پیش‌آمدن دستگیری‌ها و گرفتاری‌ها، به سرانجام نهایی نرسید.

جلسات سری پنجشنبه‌ها: از سال ۱۳۴۸ یا ۱۳۴۹، ایشان جلسات خاصی را با پنج یا شش نفر (بنده، شهیدکامیاب، شهیدموسوی‌قوچانی، آقای داوودی و…) آغاز کردند که بعدها دوازده نفر شدیم. در این جلسات، ایشان جزواتی به ما می‌دادند و مباحثی چون اصول اسلام، مساوات (در نقد مارکسیسم)، عدالت، توحید و تحلیل تاریخ انبیا را مطرح می‌کردند. دقت تحلیل ایشان در نقد مارکسیسم از خود مارکسیست‌ها هم بیشتر بود. ایشان سال۱۳۴۹ در همین جلسات به ما هشدار دادند که یک سازمان مسلح (سازمان منافقین) کشف شده است، اما مراقب باشید که این‌ها در فکر و اندیشه‌شان انحراف دارند. این جزوات حتی برای نظرخواهی برای شهیدبهشتی و آقای هاشمی‌رفسنجانی به تهران فرستاده می‌شد.

مصائب ثبت و ضبط آثار

مسیر این نهضت قرآنی هموار نبود. حضرت آقا مرتبا دستگیر می‌شدند، اما به محض آزادی، جلسات را از سر می‌گرفتند. برای ثبت این دروس، امکانات بسیار محدود بود. آقای داوودی سر درس یادداشت برمی‌داشت و آقای ربانی‌فردوسی با ضبط‌صوتی ساده صدا را ضبط می‌کرد. اما چون نوار خام کم بود، ایشان مجبور بود شبانه نوار را روی کاغذ پیاده کند و فردا روی همان نوار قبلی، جلسه جدید را ضبط کند!

دریافتی متعالی از اسلام

از خصوصیات دیگر ایشان، برداشت و تفسیر عالی از اسلام بود؛ به این معنا که دین را به گونه‌ای جامع تفسیر می‌کردند که جز در قالب یک نظام اجتماعی و حکومتی شکل پیدا نمی‌کرد. اگر بگوییم که اسلام چیزی است در کنار زندگی، یک مسئله است و اگر بخواهیم بگوییم اسلام راهی است برای زندگی، مسئله دیگری است. اگر بگوییم اسلام چیزی است در کنار زندگی، نیاز به حکومت اسلامی نداریم. چون در هر حکومتی می‌توانیم دین‌دار زندگی کنیم؛ چه در آمریکا باشیم، چه در آلمان و چه در هر جای دیگری. اما اگر بگوییم دین راهی است برای زندگی، جز در یک حکومت اسلامی نمی‌‌شود زندگی کرد و جز با یک حکومت اسلامی نمی‌شود مسلمان زندگی کرد. دین راه زندگی است؛ یعنی همه کارهای من، همه فعالیت‌ها و تلاش‌های من، باید در یک راه باشد که آن راه دین است. این بینش از اسلام می‌گوید که دین باید حکومت داشته باشد. دین بدون حکومت نمی‌تواند دین باشد. اما اگر دین را این‌گونه تعریف کنیم که عبارت است از یک سلسله‌عقاید مخصوص در ذهن و یک سلسله‌مسائل اخلاقی و احکام مشخص، در هر جایی می‌توانیم دین‌دار زندگی کنیم. در آمریکا می‌‌توانیم معتقد به امامت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) باشیم و توحید و معاد و قیامت را قبول داشته باشیم. این‌گونه مسلمان‌بودن، فقط در زندگی شخصی و فردی نمود دارد و تأثیرگذار است. اما کدام پیامبر یا امام دین را این‌گونه تعریف کرده است؟! دین رابطه انسان را با انسان‌های دیگر تعیین می‌کند؛ وظیفه انسان را در قبال دیگرانسان‌ها مشخص می‌‌سازد؛ رابطه انسان را با طبیعت و جهان مادی معین می‌کند. اگر دین این‌گونه باشد، دیگر نمی‌شود خارج از دین زندگی کرد.

پس اگر قرار باشد دین در همه کارها نمود داشته باشد، جز در یک نظام اجتماعی و حکومتی نمی‌شود این کار را انجام داد. دین راه زندگی است، نه چیز دیگری در کنار زندگی. آنچه با پذیرفتن اصل «دین، راه زندگی است» مشخص می‌شود، تسلط کامل طلبه بر علوم حوزوی و آگاهی کامل از جهانی است که در آن زندگی می‌کند. به عبارتی ساده‌تر، اسلام را جز در قالب یک نظام اجتماعی و حکومتی نمی‌توان تعریف کرد. جز در این قالب، قابل‌تعریف نیست.

سال‌ها بعد که تصمیم گرفتیم این تفاسیر را تدوین و چاپ کنیم، با خلأهایی در متن روبه‌رو شدیم. مشکل را با حضرت آقا در میان گذاشتیم. ایشان یکی از فرزندانشان را صدا زدند و فرمودند دفتر یادداشت‌های شخصی‌شان مربوط به آن دوران را بیاورند. با استفاده از آن دفتر بی‌نظیر که نشان‌دهنده دست‌نوشته‌های دقیق ایشان پیش از تدریس بود، توانستیم خلأها را پر کنیم و تفسیر سوره برائت پس از پنج‌بار ویرایش، تدوین شد.

این مسیر پرفرازونشیب، از حلقه‌های کوچک پنج‌نفره تا جمعیت‌های ششصدنفره و کادرسازی‌های عمیق، تصویری روشن از مجاهدت‌های قرآنی شخصیتی است که پایه‌های فکری یک انقلاب را با تمسک به کلام‌ا... مجید در بین نسل جوان و حوزوی استوار ساخت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.