مریم قربانزاده، نویسنده ادبیات دفاع مقدس و نویسنده آثاری همچون «خاتون و قوماندان»، «دریادل»، «حوض شربت» و «گیرنده: پدرم» سه خواهرون، در گفتوگو با خبرنگار شهرآرانیوز درباره وضعیت ادبیات دفاع مقدس و ضرورت ارتباط این ادبیات با نسل جدید اظهار کرد: به نظرم تعبیر «دفاع مقدسی که سالها از آن گذشته» تعبیر مناسبی نیست. از دفاع مقدس هشتساله ما سالها گذشته، اما از دفاع مقدس ما سالها نگذشته است؛ ما هنوز هم در مرکز یک دفاع همهجانبه و مقدس قرار داریم.»
وی افزود: همه ملتها، تمدنها و آیینها نیاز دارند روایت روزهای پایداری خودشان را داشته باشند. همه تمدنها و ملتها، دفاع و مقاومت خودشان را روزبهروز نو میکنند و در قالبهای هنری برای دیگران روایت میکنند. ملتی که روزهای دفاع خودش را فراموش کند، از دست میرود، در گستره بزرگ رسانهها خودش را میبازد و نمیتواند هویت خودش را بازیابی کند.
قربانزاده با اشاره به ضرورت تداوم روایت دفاع در دورههای مختلف تاریخی گفت: یادآوری روزهای دفاع، چه دفاع هشتساله، چه دفاع ۱۲روزه، چه دفاع ۴۵روزه و چه دفاع امروز، به ما هویت ملی و میهنی میدهد و باعث میشود این هویت را برای نسلهای آینده روایت کنیم.
این نویسنده ادامه داد: نسل بیهویت، نسل بیریشه و بیتبار، نسلی نیست که بتواند ادامه بدهد و یک کشور را اداره کند. برای ادامه این تمدن و هویت در طول تاریخ و جغرافیا، نیاز داریم همیشه روایت دفاع مقدسها را در هر برهه زمانی و با هر مقیاس جغرافیایی که بوده، به قالبهای هنری دربیاوریم و برای خودمان، نسلهای بعدی و برای ماندگاری در جهان، داشته باشیم.
وی درباره چگونگی برقراری ارتباط آثار مربوط به شهدا با نسل جدید نیز بیان کرد: روایت زندگی شهید همیشه جذاب است. اینکه بخواهیم کاری کنیم که با نسل جدید ارتباط برقرار کند، به هنر آن نویسنده، فیلمساز یا مستندساز بستگی دارد. طرف باید هنرشناس، ادبیاتشناس و دارای فهم رسانهای باشد تا بتواند زندگینامه را به زیبایی روایت کند.
قربانزاده افزود: زندگی همه انسانها اگر هنری نوشته شود و با تسلط به ادبیات سراغ آن برویم، خواندنی خواهد بود. زندگی یک قهرمان و شهید، جذابیت بیشتری دارد به دلیل مبارزه و مقاومت. شهید علم هم که باشد، مبارزه کرده، شهید پای لانچر هم که باشد، مبارزه کرده و شهید بمباران هم که باشد، مبارزه کرده است.
وی با تأکید بر اهمیت نوع نگاه به سوژه گفت: جذابیت در زندگی معمولی همه آدمها وجود دارد. مهم این است که ما چطور به آن نگاه کنیم و با چه ایدهای سراغ یک قهرمان برویم. ممکن است با یک روایت تخت و ساده؛ زندگی یک سپهبد یا یک مبارز یا یک قهرمان، معمولی و عادی جلوه کند، اما اگر با ابزار هنر و با تسلط به هنر و ادبیات سراغ آن برویم، از یک زندگی معمولی هم میشود یک قهرمان را نشان داد.
نویسنده کتاب خاتون و قوماندان با تأکید بر ضرورت توجه به پیوست تاریخی و اجتماعی آثار حوزه دفاع مقدس اظهار کرد: وقتی یک کار در حوزه ادبیات دفاع مقدس هشتساله، ۱۲روزه، ۴۵روزه و مبارزه با استعمار مینویسیم، باید به این فکر کنیم که این روایت بخشی از تاریخ اجتماعی و تاریخ ملی ماست. باید این ایده، یعنی تاریخ ملی و تاریخ اجتماعی را در کارمان پررنگ کنیم و سعی کنیم هرکدام از این کارها بخشی از این هویت ملی، میهنی و تاریخی را تکمیل کند.
قربانزاده ادامه داد: اگر با این نگاه جلو برویم، هرکدام از این سوژهها، شهدا، همسران و خانوادههایشان، تکمیلکننده این هویت تاریخی هستند. یکی از آسیبها همین گسست تاریخی و اجتماعی آثار است.
وی افزود: نگاه ما شاید بیشتر یک نگاه تعهدآمیز، آرمانی و اعتقادی است و غفلت میکنیم از اینکه با این ایده سراغ سوژه برویم. در کارهایی هم اگر ایده اجتماعی و تاریخی وجود دارد، شاید به ضرورت سوژه وارد این عرصه شدهایم وگرنه خیلی وقتها این ایده اصلاً در ذهن نویسنده وجود ندارد.
نویسنده کتاب حوض شربت با اشاره به ابعاد مردمنگارانه روایت زندگی شهدا گفت: توجه به این اثر ما درباره یک شهید دهه شصتی، یک شهید دهه نودی یا یک شهید دهه هشتادی، یک کار مردمنگارانه است؛ اهمیت دارد. وقتی آن را در یک بافت تاریخی، اجتماعی و مردمنگارانه در نظر نگیریم، یک سوژه منفصل از اجتماع و تاریخ را به خواننده تحویل میدهیم که ارتباط چندانی نمیتواند با آن برقرار کند.
قربانزاده افزود: در این حالت، مخاطب نمیتواند از بخشهای هویتی آن استفاده کند تا هویت اجتماعی و تاریخی خودش را محکمتر کند.
وی با انتقاد از محدود کردن مفهوم دفاع مقدس به جنگهای معاصر بیان کرد: «ما دفاع مقدس را صرفاً همین جنگهای نظامی پنجاه سال اخیر میبینیم. در حالی که مثلاً در دوره مبارزه با مغولها هم دفاع مقدس داشتیم، با پرتغالیها هم دفاع مقدس داشتیم. در دوره جنگهای ایران و روس هم دفاع مقدس داشتیم. در جنگ با ازبکها، عثمانیها هم دفاع داشتیم و حتی در جنگهای باستان با روم، یونان و اسکندر مقدونی هم دفاع مقدس از این سرزمین وجود داشته است.
قربانزاده ادامه داد: وقتی این وجوه از دفاع مقدس، مثلاً در جنگ با روسها، ازبکها، عثمانیها و پرتغالیها دیده نشده و بهعنوان بخشهایی از این دفاع به آن پرداخته نشده، گسست تاریخی، اجتماعی و هویتی اتفاق میافتد.
وی تأکید کرد: این غفلت، چه به عمد و چه به سهو، اگر پوشش داده نشود، نوجوان امروز دفاع مقدس امروز را هم ممکن است چیزی در مایههای جمهوری اسلامی ببیند؛ اینکه ما به خاطر جمهوری اسلامی داریم میجنگیم و دفاع میکنیم. اما حواسش نیست که زمانی که با مغولها، ازبکها یا روسها یا پرتغالیها میجنگیدیم، جمهوری اسلامی وجود نداشت. پس چرا جنگیدیم، دفاع کردیم و قهرمان دادیم؟
این نویسنده با اشاره به ضرورت بازخوانی قهرمانان تاریخی ایران گفت: ما باید، به عنوان یک راهبرد سریع و فوری، این پیوند را از آن زمان تا امروز اثبات کنیم. قهرمانان دوره پرتغال را باید به همان نسبتی که امروز قهرمانان تنگه هرمز را پررنگ میکنیم، پررنگ میکردیم.
قربانزاده افزود: در جنگ روسها، سه سرباز روس را داریم که چقدر توانستهایم درباره آنها کار کنیم؟ حتی یک فیلم از آنها وجود ندارد، رمان مستقلی وجود ندارد و کتاب تاریخ شفاهی نداریم. این گسستهای تاریخی، اجتماعی، میهنی و ملی که اتفاق میافتد، باعث میشود وقتی به امروز میرسیم، نوجوان یا نسل جدید با ادبیات دفاع مقدس با روی باز برخورد نکند.
وی ادامه داد: نسل امروز ممکن است بگوید شما دارید درباره یک مسأله سیاسی صحبت میکنید، در حالی که بحث ایران و مرز پرگهر، وارد ادبیات مذهبی و ادبیات آیینی ما شده است و این موضوع جدیدی نیست.
این نویسنده دفاع مقدس با اشاره به نمونههایی از قهرمانان تاریخی ایران اظهار کرد: در تنگه هرمز مثلاً دریادار بایندر را داریم. خیلی از نوجوانها نمیدانند ایشان چه کاری کرده است. زندگی، سبک مبارزه و حتی توبیخها و تحقیرهایی که از سوی رضاشاه در ماجرای جزایر جنوب شد، جای کار دارد.
وی افزود: امروز درباره دریادار تنگسیری صحبت میکنیم؛ اما دریادار تنگسیری یکدفعه به وجود نیامده است. درست است که محصول انقلاب اسلامی و تربیتشده مکتب امامین انقلاب است، اما ریشهای دارد. نسلهایی از دریادارها از گذشته تا امروز، از ایران باستان تاکنون، محافظ این دریا، این تنگه و این آب و خاک بودهاند.
قربانزاده تأکید کرد: این گسست تاریخی را وقتی پوشش نمیدهیم، به ضرر خودمان است. ما الان داریم چوب این تاریخندانی را میخوریم.
این نویسنده درباره جایگاه ادبیات دفاع مقدس در جامعه گفت: ادبیات دفاع مقدس و ادبیات پایداری را باید یک گونه عمومی ادبیات تلقی کنیم، نه یک گونه خاص. این ادبیات مثل ادبیات سیاسی نیست که بگوییم مخصوص سیاستمدارها یا دانشآموختگان علوم سیاسی است.
وی ادامه داد: ادبیات پایداری، ادبیات عمومی است و وقتی کاملاً عمومی میشود و در سطح علایق همه ملت ایران و حتی مظلومان جهان قرار میگیرد و قسمتهای خالی گذشته تا امروز پر شود. به همان نسبتی که الان تلاش میکنیم دفاع مقدس هشتساله، ۱۲روزه، ۴۵روزه، دفاع امروز و مدافعان حرم را ثبت کنیم، باید برگردیم و خلاهای تاریخی، ملی و میهنیمان را هم پوشش بدهیم و پر کنیم.
قربانزاده در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ترجمه آثار جنگ دیگر کشورها اظهار کرد: «در سالهای اخیر ترجمههایی از جنگ کشورهای دیگر، جنگ جهانی دوم و جنگهای دیگر میبینیم. این آثار ممکن است از لحاظ هنری و نگارشی آثار خوبی باشند، اما از لحاظ تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی محل بحثاند.»
وی افزود: «در سطح جهانی یک حادثه را عَلم میکنند و بعد برای آن ادبیات تولید میکنند. آن ادبیات بدون اینکه کسی دنبال راست و دروغش باشد وارد کشور ما میشود و قهرمانی خودشان را به مخاطب ما هم معرفی میکنند.
قربانزاده ادامه داد: من از اینکه این روایتها و دروغها به مخاطب کتابخوان ما میرسد، احساس خطر نمیکنم، بلکه احساس ضعف در ادبیات پایداری خودمان دارم؛ چون وقتی ما درباره قهرمانان و تاریخ خودمان آثار کافی تولید نکردهایم، طبیعتاً میدان برای روایتهای دیگر باز میشود.
این نویسنده یکی دیگر از آسیبهای ادبیات پایداری را نوع مواجهه با مفهوم جنگ دانست و گفت: یکی از مسائلی که به نظرم به ادبیات پایداری ما آسیب زد، این بود که مدام گفته شد ضد جنگ ننویسید. این تعبیر، مثل چماقی بود که بر سر نویسندگان ادبیات پایداری؛ اینکه جنگ را خیلی زشت نشان ندهید، جنگ ما خوب بوده، ایمان داشته، عرفان داشته، حماسه داشته و قهرمان داشته است.
قربانزاده افزود: در حالی که جنگ ذاتاً پدیده زیبا و دلپسندی نیست. یکی از بدترین اتفاقاتی که میتواند در یک تمدن، ملیت و جغرافیا اتفاق بیفتد، جنگ است. همه اینها باید در روایت جنگ دیده شود.
وی تأکید کرد: ما همه ضد جنگیم، ضد دفاع نیستیم. من نویسندهی ضد جنگم، اما ضد دفاع نیستم. بازنمایی بیپرده جنگ، سیاهنمایی نیست.
این نویسنده درباره ضرورت پرداختن به تلخیهای جنگ نیز گفت: «ممکن است در روایت جنگ تلخی، آوارگی، سختی، ناامیدی و همه اینها باشد، اما به معنای سیاهنمایی نیست. اسمش را میگذارم بازنمایی بیپرده. منکر آثار سیاه در این حوزه نیستم. مثل همه موضوعات دیگر که عدهای با سلام نمایی میخواهند اصل و ریشه را بزنند و خوشآمد جشنوارههای اجنبی باشند. اما جنگ و دفاع سختی دارد، تلخی و آوارگی و ناامیدی دارد، رنج و فراق دارد و همه اینها ذیل آرمان بزرگ و اعتقاد محکم تعریف میشود نه فروپاشی و انحلال. اگر شهید ما خسته شده، باید خستگی او نشان داده شود. اگر خانوادهای بعد از شهادت با تلخی مواجه شده، باید آن تلخی نشان داده شود. سختیهای بعد از شهادت، سختیهای بعد از مبارزه، تلخیها، ناامیدیها و حتی شکستها را باید روایت کرد.
قربانزاده ادامه داد: ما همه اینها را نگفتیم و به همین دلیل یک فانتزی از جنگ در ذهن خیلیها شکل گرفت تا حدی که از دشمن میخواهد با ما بجنگد، چون نفهمیده جنگ چه خسارتهای انسانی و اجتماعی و اقتصادی دارد که دامان خود او را هم میگیرد. ما با ایمان و اعتقاد بر همه تلخیها پیروز میشویم، اما نباید واقعیتهای سختی که در جنگ داشتیم را فراموش کنیم.»
وی گفت: وقتی میگوییم روایت باید انسانیتر و اجتماعیتر باشد، یعنی همین. شما باید رشد را در جنگ نشان بدهید، عرفان و ایمان را نشان بدهید، قوت قلب و امید را نشان بدهید، اما واقعیتهای سخت جنگ هم باید دیده شود.
قربانزاده درباره میزان ارتباط نسل جدید با ادبیات دفاع مقدس نیز اظهار کرد: تا وقتی قالبها همان قالبهای کلیشهای باشند، نباید توقع داشت خوانندگان جدیدی به ادبیات دفاع مقدس اضافه شوند. هرچقدر هم ابتکار و خلاقیت در این عرصه اتفاق بیفتد، تصور نسل جدید در حوزه ادبی و هنری به این سمت شکل گرفته که اینها یکسری کلیشه و تکرار هستند.
وی افزود: بهخصوص اینکه تلاش کردهایم جنبههای آرمانی و عرفانی آثار و زندگیها بیشتر دیده شود و زندگی شهدا را کمی دور از دسترس قلمداد کردهایم. این هم یکی از آسیبهایی است که دیدهایم.
این نویسنده البته به تغییراتی که در سالهای اخیر در ادبیات دفاع مقدس ایجاد شده است اشاره کرد و گفت: ادبیات دفاع مقدس در سالهای اخیر تازگیهایی داشته است؛ هم رفتن به سراغ سوژههای جدید و هم واکاوی سوژهها از دریچههای جدید؛ از دریچه قهرمانی، خانوادگی و فرزندان شهدا. این موضوع تنوع مضمونی و مفهومی بیشتری به کارها داده است.
قربانزاده در پایان یکی از مشکلات جدی این حوزه را وجود کلیشههای تثبیتشده در ذهن برخی ناشران و فعالان این عرصه دانست و بیان کرد: یک ایراد بزرگ که باعث میشود این ادبیات آزادی کامل نداشته باشد، کلیشههایی است که در ذهن ناشرها و سابقهدارهای ادبیات دفاع مقدس شکل گرفته.