ناکامی محاسباتی «محور عبری-غربی» در برابر اقتدار ایران

  • کد خبر: ۴۴۲۷۴۹
  • ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۶
ناکامی محاسباتی «محور عبری-غربی» در برابر اقتدار ایران
تحولات روز‌های اخیر را نباید پدیده‌ای گسسته از گذشته دانست. این رخداد‌ها امتداد همان «مسیر مقتدرانه‌ای» است که در طول میدان‌داری جبهه مقاومت، بار‌ها بر آن صحه گذاشته شده است.

تحولات روز‌های اخیر را نباید پدیده‌ای گسسته از گذشته دانست. این رخداد‌ها امتداد همان «مسیر مقتدرانه‌ای» است که در طول میدان‌داری جبهه مقاومت، بار‌ها بر آن صحه گذاشته شده است. دشمن آمریکایی‌صهیونیستی با گمانه‌زنی‌های متوهمانه و با هدف فرسایش و درنهایت فروپاشی نظام جمهوری اسلامی وارد این کارزار شده بود، اما امروز پس از گذشت ماه‌ها، نه‌تنها هیچ‌یک از اهداف اعلامی و اعمالی خود را محقق نساخته، بلکه در پی ضربات راهبردی محور مقاومت، کیلومتر‌ها از مواضع آغازین خود به عقب رانده شده است.

آنچه امروز در پهنه تحولات منطقه‌ای شاهد هستیم، گویای حقیقتی انکارناپذیر است؛ جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها از تندباد این جنگ آسیب ندیده، بلکه با عبور از این آزمون‌های دشوار، تثبیت جایگاه خود به‌عنوان «چهارمین قدرت نظامی و راهبردی جهان» را به رخ ناظران بین‌المللی کشیده است.

امروز ایران به‌مراتب از ایران پیش از جنگ قوی‌تر، باعزت‌تر، بانفوذتر و سربلندتر در عرصه نظام بین‌الملل کنشگری می‌کند. آنچه امروز اهمیت دارد. این است که جمهوری اسلامی ایران با وجود این فشار‌ها و درگیری‌های مستمر، همچنان در میدان حضور دارد و اجازه نداده است اهداف اصلی دشمن محقق شود.

ماه‌هاست آمریکا و متحدانش درگیر تقابل با جمهوری اسلامی ایران هستند و بخش مهمی از تلاش خود را در این مدت به بازگشایی تنگه هرمز معطوف کرده‌اند؛ تنگه‌ای که پیش از این نیز باز بود و اکنون آمریکا می‌کوشد با عبوردادن چند کشتی از آن، این تصویر را به جهان مخابره کند که توانسته است تنگه هرمز را دوباره باز کند.

دشمنی که با هدف نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران وارد میدان شده بود، امروز بخش مهمی از توان خود را صرف تحقق هدفی کرده است که اساسا پیش از این نیز وجود نداشته است. با این حال، همین هدف نیز تاکنون محقق نشده است و در ادامه مسیر نیز آمریکا و متحدانش نخواهند توانست به آن دست پیدا کنند.

اتفاقی که روز یکشنبه رخ داد، با توجه به زمان‌بندی آن، بی‌دلیل نبود. زیرا بامداد دوشنبه بازار‌های مالی جهان فعالیت خود را آغاز می‌کردند و آمریکا می‌خواست پیش از بازشدن بازارها، تصاویر و فیلم‌های عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را به‌عنوان یک دستاورد به جهان ارائه کند. تعدادی از کشتی‌ها و نفت‌کش‌ها در خلیج‌فارس در صف قرار گرفتند تا پشت‌سر ناوشکن‌های آمریکایی حرکت کرده و از تنگه هرمز عبور کنند.

حتی عرشه یکی از ناوشکن‌های آمریکا نیز به حضور خبرنگاران اختصاص یافته بود و خبرنگاران خبرگزاری‌های بزرگ جهان، با دوربین و تجهیزات کامل، برای ثبت این لحظات دعوت شده بودند. قرار بود این اقدام به نمایشی رسانه‌ای تبدیل شود و حتی ترامپ قصد داشت بامداد دوشنبه با حضور پشت تریبون، عبور کشتی‌ها و نفت‌کش‌ها را به‌عنوان نشانه‌ای از بازشدن تنگه هرمز و شکست جمهوری اسلامی ایران معرفی کند. 

اما اتفاقی که افتاد، همه این برنامه را برهم زد. کشتی نخست که حامل حدود ۲ میلیون بشکه نفت بود، با مین برخورد کرد و منفجر شد و این همان مین‌هایی بود که ترامپ فقط شش روز پیش ادعا کرده بود تنگه هرمز مین‌روبی شده است و دیگر از مین خبری نیست. 

کشتی‌های دوم و سوم نیز هدف قرار گرفتند و درنهایت کشتی‌هایی که حرکت کرده بودند، بازگشتند و پروژه‌ای که آمریکا برای نمایش قدرت خود طراحی کرده بود، با شکست روبه‌رو شد. این نخستین‌بار نبود که چنین تلاشی انجام می‌شد. آمریکا در طول این مدت چندین‌بار تلاش کرده بود با به‌حرکت‌درآوردن تعداد زیادی کشتی، آنها را از تنگه هرمز عبور دهد و اعلام کند که تنگه هرمز باز شده است، اما نتیجه هر بار یکسان بود. 

شکست آمریکا در تنگه هرمز را می‌توان یک شکست راهبردی دانست؛ به‌ویژه آنکه آمریکا تلاش کرده بود یک کریدور جدید تعریف کند و به کشور‌های جهان بگوید مسیری که این کشور برای عبور کشتی‌ها معرفی می‌کند، مسیری امن است، ولی امروزه شرکت‌های کشتی‌رانی کشور‌های دنیا نه تنها از این مسیر عبور نمی‌کنند، بلکه آن را خطرناک‌ترین مسیر می‌دانند.

این شکست راهبردی برای آمریکا فقط یک ناکامی در بازکردن تنگه هرمز نبود، بلکه به چالش کشیده‌شدن ابهت و تصویری است که این کشور از قدرت خود ارائه می‌دهد. آمریکا هرچه تلاش کرد، نتوانست تنگه هرمز را باز کند و این اتفاق با تلاش و مقاومت رزمندگان نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران رقم خورد. 

در چنین وضعیتی باید مراقب روایت وارونه از تحولات اخیر باشیم. برخی ممکن است حملات روز یکشنبه و دوشنبه آمریکا را نقطه آغاز ماجرا معرفی کنند، درحالی‌که ماجرا برعکس است. آمریکا پس از آنکه سناریو خود در تنگه هرمز با شکست روبه‌رو شد، جزیره لارک را هدف قرار داد؛ اقدامی که حتی به اعتراف خودشان هدفی محدود بود و در واکنش به عملیات نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران انجام شد. 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در کمتر از سی دقیقه به تجاوز آمریکا به جزیره لارک پاسخی سریع، محکم و قاطع دادند. آمریکا دو شب بعد، از روز سه‌شنبه حملات دیگری را به نقاطی از کشور آغاز کرد تا بتواند بخشی از اعتبار ازدست‌رفته خود را ترمیم کند، اما این حملات نیز با واکنش نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران روبه‌رو شد و در بامداد چهارشنبه ضربات سنگینی به آمریکا وارد شد و درنهایت، سنتکام صبح چهارشنبه اعلام کرد که عملیات آمریکا متوقف شده است.

دلیل حمله به اهداف غیرنظامی، مراسم عروسی و مدارس نیز ایجاد رعب و وحشت و واردکردن شوک به جامعه است. به‌ویژه در مناطق جنوبی کشور، هدف این است که فشار روانی افزایش پیدا کند و مردم اعتراض کنند و تاب‌آوری جامعه تحت‌تأثیر قرار بگیرد. 

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که ترامپ رسما اعلام کرد چرا مردم ایران قیام نمی‌کنند و چه زمانی قرار است اعتراضات خود را آغاز کنند. این اظهارات نشان می‌دهد که پس از ناکامی در جنگ، بخش مهمی از تمرکز دشمن به سمت جنگ شناختی، ادراکی و رسانه‌ای رفته است و همان جنگ ترکیبی که همواره بر آن تکیه داشته‌اند. 

جنگ شناختی را نباید صرفا پیوست جنگ سخت دانست. این جنگ خود یک محور مستقل و به‌تنهایی یک میدان جدی است؛ میدانی که می‌تواند با تأثیرگذاری بر ادراک جامعه، اعتماد و تاب‌آوری مردم را هدف قرار دهد؛ بنابراین همان‌گونه که در جنگ سخت ایستادگی کردیم، باید در برابر جنگ شناختی و جنگ نرم دشمن نیز هوشیار باشیم و اجازه ندهیم روایت‌ها و دوگانه‌هایی که با هدف اثرگذاری بر جامعه ساخته می‌شوند، مسیر محاسبات و تصمیم‌گیری مردم را تغییر دهند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.