به گزارش شهرآرانیوز؛ فیلم سینمایی «اسکورت»، بیش از آنکه اثری تحلیلگر و موضع گیر باشد، سوژه تازه اش را بهانهای برای قصه گویی و تولید اثری در مقیاس سینما قرار میدهد. دومین ساخته یوسف حاتمی کیا، با تکیه بر اجرای تمیز، حفظ ریتم و سطح استاندارد عناصر فنی اش، یکی از اکشنهای خوب سالهای اخیر سینمای ایران، با تم تعقیب و گریز جادهای است که اندازه خود را میشناسد و از جاده سینما خارج نمیشود.
فیلم جدید پسر ابراهیم حاتمی کیا، مهمترین فیلم ساز برآمده از جریان رسمی سینمای پس از انقلاب، چهار سال بعد از ملودرام خانوادگی «شب طلایی»، با فیلم نامهای که توسط خود یوسفحاتمی کیا به رشته تحریر درآمده و به تهیه کنندگی محمدرضا منصوری، یک اثر حادثهای است که ایده اصلی آن ریشه در یک سوژه اجتماعی نادیده گرفته شده دارد.
«اسکورت» در هفت رشته نامزد دریافت سیمرغ چهل وچهارمین جشنواره فیلم فجر شد و در نهایت چهار سیمرغ را هم به دست آورد که مهمترین آنها سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران (مشترکا با «زنده شور» کاظم دانشی) بود.
داستان «اسکورت» درباره سرباز پلیسی به نام اصلان است که برای تهیه دارویی نایاب، ناچار میشود یک زن شوتی با نام حلما را، در مسیر انتقال یک محموله غیرقانونی دارو، در مسیر جنوب تا تهران، همراهی کند. همین موقعیت، اصلان را در سفری پرخطر و متعارض قرار میدهد که بخش اصلی فیلم در بستر آن شکل میگیرد.
«اسکورت» را میتوان یکی از تکنیکالترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران دانست؛ محصولی خوش ریتم و چشم نواز که نه از حیث فرمی ادعای نوآوری دارد و نه فکر میکند که دست روی سوژهای عجیب و منحصربهفرد گذاشته است. «اسکورت» اساسا نمیخواهد یک تجربه فرمی پیچیده با قصهای میخکوب کننده و نفس گیر باشد، صرفا به دنبال تبدیل شدن به یک اکشن جادهای تماشایی و پرتحرک، با رعایت دقیق مختصات ژانری، است؛ بدون اینکه درگیر حواشی غیرضروری یا شعارهای آزاردهنده شود.
یکی دیگر از دلایل مهم موفقیت «اسکورت»، به ویژگی ظاهرا ساده «اندازه نگه داشتن» مربوط میشود. طبق اظهارات یوسف حاتمی کیا، این فیلم از یک خبر روزنامهای الهام گرفته شده و به سراغ موضوعی امروزی رفته است که میتوانست به سادگی دستمایهای برای صدور بیانیه و اتخاذ ژست تحلیلگری واقع شود.
«اسکورت» اما، تا حد زیادی از این دام فاصله گرفته نمیخواهد تحلیلگر اجتماعی، صادرکننده پیام یا معلم کلاس درسی با موضوع نابرابری اجتماعی و تنگنای اقتصادی باشد. فیلم، نه با شعارهای رایج در آثار ارگانی به افراط کشیده میشود و نه با ژست منتقدانه و کنایههای سیاسی در منطقه خط قرمز سینما، تلاش میکند برای خودش تشویق و هورا بخرد.
علاوه بر این، «اسکورت» به خوبی حساب خودش را از قصه گویی رادیویی هم جدا میکند و روایتش را، با زبان تصویر، حرکت، میزانسن، تدوین، صدا و جلوههای بصری و میدانی، پیش میبرد. با این همه، «اسکورت» یک شاهکار نیست و برخلاف برخی دلباختگان سینمای خانواده حاتمی کیا که میخواهند با واژگان اغراق آمیز از آن یک مبدأ تاریخی در سینمای ایران بسازند، صرفا اثری در مختصات ژانری هالیوود است که شخصیتهای ایرانی و سوژه وطنی در آن جای گذاری شدهاند.
مؤلفههای فنی و الگوهای اجرایی در «اسکورت» تعیین کننده هستند. تقریبا هیچ کدام از عناصر اجرایی فیلم از حد استاندارد پایینتر ظاهر نمیشوند و همین هماهنگی باعث شده با اثری منسجم و تماشایی روبه رو باشیم. تدوین کمک شایانی به حفظ ضرباهنگ فیلم کرده، فیلم برداری مهندسی شده در خدمت روایت است و صدا نیز دیگر عنصر ممتاز این اثر محسوب میشود که تجربه تماشایش در سینما را برای مخاطب جذاب میکند، اما یکی از مهمترین نقایص «اسکورت» به جلوههای ویژه میدانی آن برمی گردد که بعضا بیش از اندازه خام و آشکارا متکی به پرده سبز هستند.