به گزارش شهرآرانیوز، دعا در فرهنگ شیعه تنها وسیلهای برای درخواست حاجت از خداوند نیست. بسیاری از ادعیه مجموعهای از آموزههای اعتقادی اخلاقی و تربیتی را در خود جای دادهاند. دعای عهد از جمله دعاهایی است که در آن مفهوم انتظار با عهد و پیمان پیوند خورده و خواننده دعا خود را در برابر امام زمان (عج) دارای مسئولیت و تعهد معرفی میکند. به همین دلیل مفهوم عهد در این دعا را میتوان فراتر از یک اظهار محبت قلبی و در قالب نوعی اعلام وفاداری و آمادگی برای همراهی با امام فهم کرد.
در آغاز دعای عهد ارتباط میان انسان خداوند و امام زمان (عج) شکل میگیرد و دعا با سلام و توجه به حضرت آغاز میشود: اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ وَرَبَّ الْکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ... در ادامه دعا به معرفی جایگاه امام و درخواست فرج و گشایش میپردازد.
یکی از مهمترین فرازهای دعای عهد جایی است که فرد دعاخوان میگوید: اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبَاحِ یَوْمِی هَذَا وَمَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِی عَهْداً وَعَقْداً وَبَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لَا أَحُولُ عَنْهَا وَلَا أَزُولُ أَبَداً.
در این فراز سه تعبیر عهد عقد و بیعت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. یعنی انسان مؤمن رابطه خود با امام را تنها به احساس علاقه محدود نمیکند بلکه آن را به یک پیمان مستمر تبدیل میکند. پیمانی که بناست در زندگی او استمرار داشته باشد و صرفا به زمان خواندن دعا محدود نشود.
تأکید بر تجدید عهد نیز نکته قابل توجهی است. فرد هر صبح این پیمان را بازخوانی میکند و میگوید که تا زمانی که زنده است از آن روی برنمیگردد. این تکرار روزانه میتواند از منظر تربیتی یادآوری مستمر یک مسئولیت باشد. همانگونه که انسان برای حفظ بسیاری از ارزشها نیازمند یادآوری و تمرین مداوم است.
در ادامه دعای عهد انتظار ظهور با آمادگی برای یاری امام پیوند میخورد و دعاخوان از خداوند میخواهد: اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَالذَّابِّینَ عَنْهُ وَالْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَالْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ وَالْمُحَامِینَ عَنْهُ وَالسَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ.
این بخش نشان میدهد که انتظار در منطق دعای عهد صرفاً چشمبهراه بودن نیست. دعاخوان از خداوند درخواست میکند در شمار یاران و یاوران امام قرار گیرد و برای اجرای خواستهها و فرمانهای او آمادگی داشته باشد؛ بنابراین مفهوم انتظار در این دعا با مسئولیتپذیری همراه شده است.
از سوی دیگر تکرار عهد در هر صبح میتواند پرسشی جدی را پیش روی انسان قرار دهد. اگر امروز با امام خود عهد کردهام این پیمان در رفتار امروز من چه اثری دارد؟ آیا دروغ بیعدالتی تضییع حق دیگران بیتفاوتی نسبت به نیازمندان یا رفتار غیرمسئولانه با مفهوم یاری امام سازگار است؟
در فراز دیگری از دعا آمده است: اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی.
این فراز بیانگر شدت خواست همراهی با امام است. به گونهای که دعاخوان حتی مرگ را مانعی برای وفاداری خود نمیداند و از خداوند میخواهد اگر ظهور را در زمان حیاتش درک نکرد امکان همراهی با امام را برای او فراهم کند.
از این منظر عهد در دعای عهد را میتوان یک مفهوم تربیتی دانست. مفهومی که انتظار را از یک آرزوی صرف به نوعی تعهد تبدیل میکند. خواننده دعا هر صبح خود را در برابر این پرسش قرار میدهد که برای تحقق ارزشهایی که امام موعود نمایندگی میکند در زندگی فردی و اجتماعی خود چه اندازه آماده و مسئول است.
در نهایت دعای عهد را میتوان متنی دانست که میان محبت شناخت انتظار و مسئولیت پیوند برقرار میکند. پیمانی که اگر قرار باشد از سطح الفاظ فراتر رود باید نشانههای آن در اخلاق رفتار و سبک زندگی فرد نیز دیده شود.