درسی از امام حسن عسکری(ع) برای مراقبت از کیان جامعه اسلامی | هنر «اصلاح» در طوفان «تخریب»

  • کد خبر: ۴۴۶۵۸۸
  • ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۶
درسی از امام حسن عسکری(ع) برای مراقبت از کیان جامعه اسلامی | هنر «اصلاح» در طوفان «تخریب»
این روز‌ها در فضای جامعه و به‌خصوص در فضای مجازی و کانال‌های خبری و تحلیلی، به اسم نقد و مطالبه، نکاتی را می‌بینیم و می‌شنویم که اندک تناسبی با فرهنگ اصیل اسلامی و اخلاق انقلابی ندارد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ این روز‌ها در فضای جامعه و به‌خصوص در فضای مجازی و کانال‌های خبری و تحلیلی، به اسم نقد و مطالبه، نکاتی را می‌بینیم و می‌شنویم که اندک تناسبی با فرهنگ اصیل اسلامی و اخلاق انقلابی ندارد. گویی اخلاق معاشرت و حریم آبرو به دست فراموشی سپرده شده است و تعاملات اجتماعی، عرصه تاخت وتاز بی‌محابا و فرصتی برای «افشاگری»‌ها و تسویه‌حساب‌های سیاسی و جناحی است.

با همین موضوع و به‌مناسبت ولادت حضرت امام حسن عسکری (ع)، در گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علی سعیدی فاضل، مدرس دانشگاه و مشاور رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب، با واکاوی سیره عملی آن حضرت در پرفراز و نشیب دشوار عصر سامرا، درپی یافتن پاسخی برای این چالش، موضوع «نقد» و «اصلاح» در سنت اهل‌بیت (ع)، واکاوی شده است.

«امام حسن عسکری (ع) حزب طرف‌دار خود را نزدیک خودش می‌داند و می‌فرماید که میان ما و شما خویشاوندی نزدیک است. یعنی قوم‌وخویش درجه یک هستیم، مثل پدر و فرزند، مثل برادر؛ و مؤمن برادر مؤمن است! یعنی ارتباط میان دو مؤمن، پیوند برادریِ پدر و مادری است، نه برادریِ ناتنی. مراد از مؤمن کیست؟ آن کس که دنبال راه امام عسکری (ع) است، این همان ارتباط مستحکم تشکیلاتی است میان امام و پیروانش.»

بیانات حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید سید علی خامنه‌ای در جلسات هیئت انصارالحسین (ع)، تهران، ۱۳۵۱، کتاب هم‌رزمان حسین (ع)

ضرورت حفظ انسجام امت

در میان میراث مکتوب امام یازدهم (ع)، قاعده‌ای است که گویی داروی شفابخش درد‌های امروز ماست. ابن‌شعبه حرانی در «تحف‌العقول» روایت کرده است که حضرت فرمودند: هرکه برادرش را در خفا نصیحت کند، درواقع او را آراسته است و هرکه آشکارا این کار را انجام دهد، او را رسوا ساخته است.»، اما برای فهم بهتر کلام امام (ع)، خصوصا در شرایط امروز، باید پیش از هر چیز، جغرافیای زیستی و سیاسی ایشان را درک کرد.

سامرا برای امام، نه یک شهر معمولی بلکه یک «پادگان تحت‌الحفظ» بود. دستگاه خلافت عباسی با گماشتن جاسوسان و چیدن حلقه‌های امنیتی در اطراف خانه امام، درپی آن بود که هرگونه ارتباط تشکیلاتی میان امام و شیعیان را به‌کلی قطع کند. در چنین بستر خفقان‌آلودی، بزرگ‌ترین خطر برای جامعه مؤمنان، «تفرقه» و «نفوذ سوءظن» بود و در آن عصر، «رازنگهداری» و «حفظ حرمت مؤمن»، نه یک صفت اخلاقی فردی، بلکه یک راهبرد حیاتی برای حفظ «انسجام درونی» و بقای مکتب بود.

نقد در خلوت؛ آراستن جامعه

در منطق نورانی امام، «نصیحت» و «نقد»، ابزاری برای «زینت دادن» به برادر دینی است. «زینت» یعنی رفع نقص و افزودن زیبایی. در این نگاه، ناصح، چون طبیبی مشفق، دست برادر را می‌گیرد و او را از آلودگی پاک می‌کند، بی‌آنکه کسی بویی ببرد. وقتی نقص برادر دینی در خلوت به او گوشزد می‌شود، او نه‌تنها احساس تحقیر نمی‌کند، بلکه حس می‌کند «محترم» شمرده شده است.

این رویکرد، فراتر از یک مصلحت فردی، درواقع «آراستن جامعه» نیز هست. وقتی مؤمنان، به‌جای جار زدن خطاها، در خلوت، یکدیگر را نصیحت می‌کنند، درحقیقت مانع از تزلزل پایه‌های اعتماد در پیکره امت می‌شوند. جامعه‌ای که اصلاحات آن در لایه‌های پنهان و با مدارا انجام پذیرد، همواره «یکپارچه و مستحکم» باقی می‌ماند.

تیغ دو‌دم «علنی‌سازی»

امام (ع) به مؤمنان هشدار می‌دهند که وعظ علنی، نه‌تنها سبب اصلاح نمی‌شود، بلکه «شِین» و ننگ به بار می‌آورد. وقتی خطای فردی در ملأ عام بیان می‌شود، نخستین چیزی که در وجود شنونده می‌میرد، «حرمت» است و «حرمت‌شکنی»، آغاز گستاخی است.

وقتی آبرو ریخت و پرده‌ها دریده شد، دیگر راه بازگشتی برای فرد خاطی، باقی نمی‌ماند؛ زیرا او دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد؛ ضمن آنکه اعتمادش را به اطرافیان نیز از دست می‌دهد و اینجاست که «امنیت روانی جامعه» نیز تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. امام (ع) نیک می‌دانستند که اگر بنا باشد هر لغزشی درمیان اصحاب، به‌جای آنکه در خلوت و با مدارا برطرف شود در کوچه و بازار فریاد زده شود، نظام ارتباطی جامعه ازهم می‌پاشد و اعتماد عمومی که وحدت‌بخش جامعه اسلامی است، آسیب می‌بیند.

تفاوت «نقد مصلحانه» با «هتک حیثیت» نیز دقیقا در همین نتیجه است: فرد خطاکار، طبق عادت پس از شنیدن انتقاد در ملأعام، انگیزه بیشتری برای مقابله‌به‌مثل و لجاجت دارد تا اصلاح. نقد علنی، بیش از آنکه «بیمار» را درمان کند، «بیماری» را در پیکره اجتماع تکثیر می‌کند.

آفت «عُجب» و خودنمایی در نقد

اگر کسی بپرسد «چرا در روزگار ما میل به نقد‌های علنی و پرخاشگرانه تا این حد فزونی یافته است؟» پاسخ را باید در «بیماری‌های قلب» جست‌و‌جو کرد. گاهی فردی که خود را در مقام ناصح می‌بیند، در باطن، درگیر «عجب» و «خودپسندی» است.می‌خواهد با افشای خطای دیگری، «بزرگی» خود را به رخ بکشد؛ می‌خواهد به تماشاچیان بگوید: «ببینید که من چقدر عاقلم، چقدر بصیرم، چقدر از شما جلوترم.»

امام حسن عسکری (ع) با این فرمایش، دقیقا همین نیت ناپاک را هدف قرار می‌دهند. نصیحت پنهانی، «مخلصانه» است؛ چون تماشاچی ندارد. اما نصیحت علنی، غالبا با «نیت خودنمایی» و «ابراز برتری» گره خورده است. متأسفانه در فضای رسانه‌ای امروز، با نوعی «شرک خفی» مواجهیم که بسیار خطرناک‌تر از گناهان علنی است؛ آفتی که به اسم دین و مصلحت بروز می‌کند، اما درحقیقت، سبب تخریب بنیان‌های اخلاقی جامعه می‌شود.

درسی برای امروز

جامعه امروز ما، بیش از هر چیز به «حکمت نقد» نیاز دارد؛ نقدی که نه برای شکستن افراد، که برای ساختن مسیر باشد. وظیفه نخبگان و دلسوزان نظام اسلامی در این میانه، تمرین «شجاعت پنهانی» است. شجاعت واقعی یعنی اگر خطایی را در مسئول یا برادر دینی دیدیم، بی‌پرده و صریح به خود او منتقل کنیم، نه اینکه آن را به دستمایه‌ای برای جاروجنجال‌های رسانه‌ای بدل سازیم.

ما اگر به‌دنبال اقتدار نظام و انسجام ملی هستیم، باید بدانیم که این انسجام، نه با «افشاگری‌های سلیقه‌ای» و حاشیه‌سازی‌های مجازی، که با «مروت دینی» و «نقد مشفقانه خطا‌های هم» استحکام می‌یابد.

تقویت پیوند‌های ایمانی در گرو این است که در ترازوی نقد، پیش از آنکه «حقیقت تلخ» را به بهای فروپاشی حرمت دیگران فریاد بزنیم، «حفظ آبروی افراد» و «مصلحت جمع» را نیز در کفه ترازو بگذاریم. نقد مسئولانه، یعنی دغدغه اصلاح داشتن، نه هل دادن افراد به سمت سقوط و فضاحت آنها در ملأعام.

فروپاشی جامعه از درون

در منطق اهل‌بیت (ع)، «زینت‌بخشی» شرط نخست انتقاد است، لذا اگر سخن ما باعث شکستن شأن مؤمن شود، حتی اگر حق باشد، از ریشه شیطان است. تذکر در خلوت، تمرین «اخلاص» است که از هیاهوی فضای مجازی و تحسین تماشاگران رهاست. انسجام جامعه ایمانی با «ستر عیوب»، گره خورده است؛ چراکه جامعه‌ای که در آن همگان به‌دنبال شکار لغزش‌ها و مفتضح کردن یکدیگر باشند، از درون فروخواهد پاشید.

نقد علنی، نه ناصحانه است نه اصلاح‌گر. هشیاری و بصیرت نیز، هرگز به معنای گستاخی نیست. مؤمن باید برای برادرش «آینه» باشد، نه «تبر»؛ چراکه آینه عیوب را می‌پوشاند و برطرف می‌کند، اما تبر فقط به ویرانی می‌اندیشد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.