به گزارش شهرآرانیوز، فریدون مشیری ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران متولد شد و اگر در قید حیات بود، امروز صدساله میشد. او بیش از هر چیز با شعر «کوچه» شناخته میشود؛ شعری که نخستین بار در اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» منتشر شد و در سالهای پس از آن به یکی از محبوبترین شعرهای معاصر تبدیل شد.
مشیری خودش درباره آغاز زندگیاش گفته بود که تا هفتسالگی در تهران تحصیل کرد، اما به دلیل مأموریت پدرش به مشهد رفت و تا کلاس دهم در این شهر ماند. در شهریور ۱۳۲۰ و همزمان با حمله روسها و بمباران مشهد، خانوادهاش به تهران بازگشتند و او تحصیلات دبیرستانی خود را در پایتخت ادامه داد.
پس از دبیرستان، در رشته ادبیات در دانشگاه تهران پذیرفته شد و همزمان روزنامهنگاری را نیز دنبال کرد. علاقه او به شعر اما بسیار زودتر از این سالها شکل گرفته بود. مشیری روایت کرده بود که در خانه کتابهای بسیاری داشته و از همان کودکی آنها را میخوانده است؛ تا جایی که در کلاس سوم دبستان، وقتی معلم از او خواست انشایش را بخواند، متنی را که نوشته بود به زبان شعر ارائه کرد.
او از کودکی با آثار فردوسی، سعدی، حافظ، عارف قزوینی، ایرج میرزا و نظامی مأنوس بود و بخشهایی از آثار آنان را از حفظ داشت. مشیری حتی خاطرهای از دوران مدرسه نقل کرده بود که نشان میدهد حافظه شعریاش از همان سالها چگونه شکل گرفته بود.
او در مشاعرههای مدرسه معمولاً حرف «لام» را انتخاب میکرد، چراکه به گفته خودش این حرف برای دیگر دانشآموزان دشوار بود. یک بار معلم انشایش او را به دفتر برد تا شعری از حافظ را که خوانده بود، دوباره بخواند. مشیری نیز با حفظ ابیاتی از حافظ، واژهها و ترکیبهایی را به زبان آورد که برای معلم و دیگران جالب توجه بود.
مشیری بعدها این توانایی را نتیجه انس طولانیمدت با شعر و کتاب دانست و تأکید میکرد که شعرهای بسیاری از حافظ و سعدی و بخشهایی از شاهنامه و آثار نظامی را در حافظه داشته است.
اولین مجموعه شعر فریدون مشیری با عنوان «تشنه توفان» در سال ۱۳۳۴ و زمانی که ۲۸ سال داشت منتشر شد. این کتاب مقدمههایی از محمدحسین شهریار و علی دشتی داشت.
مشیری درباره فضای شعری آن سالها گفته بود که شاعرانی مانند نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری نیز در قالبهایی نزدیک به آنچه او میسرود، فعالیت میکردند و در عین توجه به شعر معاصر، از میراث شعر کلاسیک ایران فاصله نگرفته بودند.
اما نام فریدون مشیری بیش از هر اثر دیگری با «کوچه» گره خورده است. این شعر در اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» منتشر شد. خود مشیری درباره آن گفته بود که تازه شعر را سروده و آن را شعری عاشقانه میدانسته است. او پیش از شعر نوشته بود: «شاید شما هم روزی با کسی از کوچهای گذشته باشید و شاید روزی دیگر تنها» و سپس شعر با مصرع مشهور «بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم» آغاز میشد.
مشیری در دورهای شعر گفتن را آغاز کرد که اختلاف میان طرفداران شعر نو و شعر کهن بسیار جدی بود. با این حال، او مسیر متفاوتی را انتخاب کرد و تلاش داشت میان سنت شعری ایران و زبان و نگاه روزگار خود پیوند برقرار کند.
محمدامین ریاحی، پژوهشگر، در توصیف شعر مشیری او را شاعری دانسته بود که نه درگیر کهنگی و تقلید از شاعران گذشته شد و نه به خامی برخی تجربههای نوپردازانه تن داد. از نگاه ریاحی، شعر مشیری هم از پشتوانه شعر کلاسیک ایران بهره میبرد و هم زندگی ایرانی امروز را با زبان و اندیشهای امروزی بیان میکرد.
مشیری علاوه بر شعر، به عرفان و تصوف ایرانی نیز علاقه داشت. او در اوایل دهه ۱۳۴۰ مجموعهای شامل ۱۰۰ حکایت منسوب به شیخ ابوسعید ابوالخیر را با عنوان «یکسو نگریستن و یکسان نگریستن» و با مقدمه جواد نوربخش منتشر کرد.
هفت سال پس از انتشار موفق «ابر و کوچه»، مجموعه «بهار را باور کن» در سال ۱۳۴۷ منتشر شد. پس از آن نیز «مروارید مهر» در سال ۱۳۵۵ و «از خاموشی» در سال ۱۳۵۷ به چاپ رسیدند. مشیری در دهه ۱۳۵۰ به عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو درآمد.
البته شعر مشیری از نگاه همه منتقدان بدون نقد نبود. منوچهر آتشی معتقد بود مشیری در مسیر شعری خود دنبالهرو نیما باقی ماند و تأکید داشت که او در سالهای نخست، وسواس زیادی در انتخاب واژه و زیبایی و تناسب معنایی کلمات داشت، اما به باور آتشی پس از سالهای ۳۰ و ۳۱، رشد تازهای در این شعر دیده نشد.
پرویز خائفی، شاعر و حافظپژوه، نگاه دیگری داشت و شعر مشیری را ماندگار میدانست. او معتقد بود مشیری از شعر کلاسیک و غزل آغاز کرد، سپس به شعر توللی و وزنهای نیمایی نزدیک شد، اما ویژگی رمانتیک و تغزلی شعر خود را در جریان تحولات شعر نو از دست نداد.
به گفته خائفی، زبان مشیری ساده، صریح و شفاف بود و شعر او در کنار وجه تغزلی، به مسائل سیاسی و اجتماعی روز نیز واکنش نشان میداد؛ هرچند این واکنشها بیشتر جنبه احساسی و بیان رنج و اعتراض داشت.
عبدالحسین زرینکوب نیز شعر مشیری را دارای زبانی «خوشآهنگ، گرم و دلنواز» توصیف کرده بود و بر این باور بود که او با زبانی بیپیرایه، تجربهها و رنجهای روزمره را به اثری ماندگار تبدیل میکرد.
محمد شمس لنگرودی نیز مشیری را شاعر تودههای شعرخوان میدانست و معتقد بود بسیاری از زوایایی که او در شعرهایش به آنها میپرداخت، تجربههایی عاطفی بود که مردم در نوجوانی با آنها روبهرو میشوند و گاه تا سالها در ذهن و احساسشان باقی میماند.
از فریدون مشیری مجموعههای متعددی منتشر شده است؛ از جمله «تشنه توفان»، «گناه دریا»، «نایافته»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن»، «از خاموشی»، «مروارید مهر»، «آه باران»، «از دیار آشتی»، «یک آسمان پرنده»، «تا صبح تابناک اهورایی»، «با پنج سخنسر»، «لحظهها و احساس» و «آواز آن پرنده غمگین».
«پرواز با خورشید»، «برگزیدهها»، «گزینه اشعار»، «سه دفتر»، «دلاویزترین»، «زیبای جاودانه» و «ریشه در خاک» نیز از جمله مجموعههای برگزیده شعر او هستند. همچنین گزیدهای از «اسرارالتوحید» با عنوان «یکسان گریستن» از دیگر آثاری است که با نام مشیری منتشر شده است.
فریدون مشیری سوم آبان ۱۳۷۹ در ۷۴سالگی در تهران درگذشت؛ اما شعرهای او، بهویژه «کوچه»، همچنان برای چندین نسل از مخاطبان شعر فارسی یادآور خاطرات، عشق و حسرتهای مشترک است.