به گزارش شهرآرانیوز؛ عصر دهم اردیبهشت بود که صدای شلیک گلوله از سلاح جنگی، رهگذران را در بولوار امامیه مشهد میخکوب کرد و نگاههای هراسانگیز به سوی مردانی دوخته شد که جوانی را با چاقو و گلوله مجروح کردند.
طولی نکشید که مردان مسلح، پیکر نیمهجانی را از خودروی پژو ۲۰۶ به داخل یک دستگاه سمند انتقال دادند و به سوی مقصد نامعلومی حرکت کردند.
اما در حالی که با گزارشهای این ماجرای هولناک به پلیس ۱۱۰، تحقیقات مأموران کلانتری قاسمآباد برای واکاوی این حادثه دلهرهآور آغاز شده بود، چند ساعت بعد، جوان سمندسوار، پیکر خونآلودی را به بیمارستان طالقانی مشهد رساند که آثار چاقوخوردگی بر گردن و شلیک گلوله بر دست و قفسه سینه وی نمایان بود. کادر درمانی بیدرنگ برای نجات مرد مجروح وارد عمل شدند، اما او دیگر جانی در بدن نداشت و اینگونه یک پرونده جنایی در حالی تشکیل شد که بررسیهای مقدماتی نشان داد جوان ۳۸ ساله در یک درگیری وحشتناک توسط برادرانش به قتل رسیده است.

دقایقی بعد، قاضی صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) عازم مرکز درمانی شد و دستور بازداشت جوان سمندسوار را که «بهرام» نام داشت، صادر کرد. عقربههای ساعت به ۲۰ شب نزدیک میشدند که تحقیقات جنایی با حضور کارآگاهان پلیس آگاهی در کنار مقام قضایی وارد کنکاشهای تخصصی شد و خیلی زود ۲ برادر دیگر متهم نیز در مظان ارتکاب جنایت قرار گرفتند.
«بهرام» که هنوز در بیمارستان بود، به مقام قضایی گفت: «ما یک خواهر و ۴ برادر هستیم که نسبتهای پدری و مادری با یکدیگر داریم، ولی مقتول که «مجید» نام دارد، برادر تنی من است. سال ۸۳ وقتی پدرم فوت کرد، به خاطر تقسیم ارثیه و آنچه او برایمان باقی گذاشته بود، با یکدیگر دچار مشکل شدیم، تا حدی که کارمان به شکایتهای قانونی کشید. در این میان، اما یکی از برادرانم که «بهزاد» نام دارد، به من گفت: خودروی پژو ۲۰۶ من دست «مجیدآقا» (مقتول) است، ولی آن را پس نمیدهد. به همین خاطر به همراه «بهزاد» به سراغ «مجید» رفتیم. «بهزاد» چاقو داشت، ولی «مجید» دست خالی بود. برادرم به من گفته بود اگر خودرو را نداد، من به زور از او میگیرم و با هم درگیر میشویم. من هم اسلحه کلت را که امانت به من سپرده بود، داخل جیب کاپشنم داشتم، آن را با خودم بردم تا تیر هوایی بزنم. من هم با «مجید» اختلاف داشتم، ولی از مسیر قانونی پیش میرفتیم. قبلاً با خودم تمرین کرده بودم و میخواستم جیبم را بالا ببرم که تیر هوایی شلیک کنم، ولی وقتی «بهزاد» او را روی زمین انداخت، در همین حال شلیک کردم. بعد از آن هم با وکیلم تماس گرفتم که با راهنمایی او پیکر برادرم را به بیمارستان رساندم! با وجود این اختلافات، ما فقط به خاطر مسائل مالی بود!»
در پی ادعاهای متهم، خیلی زود ۲ برادر دیگر متهم نیز دستگیر و به پنجه عدالت سپرده شدند.
در حالی که هنوز تحقیقات قضایی برای آشکار شدن زوایای پنهان این جنایت تلخ ادامه داشت و مشتی پول، پیوند خونی را بین برادران از هم گسیخته بود، مادر آنها رضایت کتبی خود را به شعبه بازپرسی ارائه داد و از خونخواهی فرزندش بهعنوان تنها صاحب خون گذشت کرد. بدین ترتیب این پرونده جنایی با توجه به اهمیت و حساسیت آن، به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد و زیر نظر حجتالاسلام والمسلمین قاضی محمدشجاع پورفدکی مورد رسیدگی قرار گرفت.
در همین حال، شاکی پرونده که همسر مقتول بود، ادعاهای جدیدی را مطرح کرد و بدین ترتیب عباس شیخالاسلامی و جواد دوستی امرودی (وکلای شاکی) خواستار بررسی اتهامات دیگری مانند آدمربایی و سرقت اموال مانند گوشی تلفن مقتول را نیز در دادگاه تقاضا کردند؛ بنابراین گزارش، با تکمیل تحقیقات و صدور ۳ کیفرخواست به شعبه ویژه پروندههای جنایی، جلسه محاکمه متهمان پرونده برادرکشی به ریاست قاضی محمدشجاع پورفدکی و مستشاری قاضی امید عابدینی در مشهد برگزار شد و بدین ترتیب ۳ برادر پای میز محاکمه ایستادند. اما حمیدرضا میرزاجانی (وکیل متهمان) به قضات باتجربه دادگاه گفت: شلیکها غیرعمدی بوده و حتی سلاح جنگی در جیب متهم به قتل بوده است که قصد شلیک هوایی داشت، ولی متأسفانه گلولهها به سوی مرحوم شلیک شده است و آنها آدمربایی نیز نکردهاند، چرا که برادر آنها جان خود را از دست داده بود.
وکیل متهمان در حالی با اشاره به موادی از قانون مجازات اسلامی به دفاع از متهمان پرداخت که بر رضایت صاحب خون و گذشت وی تأکید کرد.
در همین حال، اما وکلای شاکی پرونده، این دفاعیات او را با استنادات حقوقی و قضایی به چالش کشیدند و اظهار داشتند: اتفاقات و حوادث دلخراشی که بعد از شلیک گلولهها و ضربات چاقو رخ داده است، بسیار تلختر و دردناکتر است؛ چرا که آنها پیکر نیمهجان و مجروح برادرشان را به داخل خودروی سمند یکی از متهمان به نام یاسر انتقال داده و او را چند ساعت در بیابانهای چاهشک چرخاندهاند تا رسیدهای صوری برای انتقال اموال تهیه کنند، در حالی که هر ثانیهای میتوانست برای نجات این جوان بیگناه از مرگ، زندگیبخش باشد. آنها او را در صندلی عقب سمند برادری که به یاری دیگر متهمان آمده بود، با سر و وضعی خونآلود حبس کردند که با هر تکانی در خودرو زجر میکشید و در نهایت زمانی تصمیم گرفتند او را به بیمارستان برسانند که دیگر فایدهای نداشت.

وکلای مدافع شاکی پرونده همچنین خواستار رسیدگی دادگاه و صدور اشد مجازاتهای قانونی برای اتهامات دیگری مانند تهدید و انتشار تصاویر خصوصی در فضای مجازی شدند و ادعا کردند آنها با نقشه و برنامهریزی قبلی در حالی دست به ارتکاب جرم زدهاند که ادعای شلیک هوایی به هیچ وجه درست نیست.
در همین حال، دوستی امرودکی (یکی از وکلای شاکی) دست را به صورت سلاح در جیب کاپشن خود کرد و از رئیس دادگاه پرسید: کسی که قصد شلیک تیر هوایی دارد، یک بار اشتباه میکند؛ آیا میشود باور کرد فردی ۳ بار شلیک کند و هر سه بار مدعی شود قصد شلیک هوایی داشته است؟ چگونه با این رفتار نوعاً کشنده، میشود چنین تصوری را پذیرفت؟
به دنبال دفاعیات وی، عباس شیخالاسلامی (وکیل دیگر شاکی) نیز به موادی از قانون مجازات اسلامی اشاره کرد و گفت: متهمان به قصد گرفتن امضا و رسید، پیکر نیمهجان برادرشان را به مکان دیگری انتقال دادهاند و اینگونه آدمربایی تحقق یافته است.
این پرونده جنایی در حالی به چالشهای حقوقی کشید که متهمان پرونده با اتهاماتی از قبیل معاونت در ارتکاب قتل عمدی نیز روبهرو شدهاند و قضات برجسته شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به همه جوانب و اتهامات ۳ برادر در این ماجرای تکاندهنده رسیدگی و رای خود را به زودی صادر خواهند کرد.
منبع: خراسان