به گزارش شهرآرانیوز؛ جنگ دریایی فقط روی سطح آب اتفاق نمیافتد. بخش مهمی از نبرد در محیطی جریان دارد که نه چشم انسان بهراحتی آن را میبیند و نه ارتباطات معمولی در آن کارایی دارد؛ زیر سطح آب. در چنین محیطی، نیروی دریایی آمریکا سالهاست به سمت استفاده از شناورهای بدونسرنشین حرکت کرده است؛ سامانههایی که میتوانند بدون حضور انسان، مسیر مشخصی را طی کنند، بستر دریا را جستوجو کنند و اطلاعاتی را در اختیار فرماندهان قرار دهند که در عملیات دریایی ارزش حیاتی دارد.
یکی از شناختهشدهترین این سامانهها REMUS 600 است؛ یک وسیله نقلیه زیرسطحی خودمختار یا AUV که اگرچه در ظاهر بیشتر به یک اژدر بزرگ شباهت دارد، اما مأموریت اصلی آن شلیک نیست؛ بلکه دیدن، شنیدن، نقشهبرداری و شناسایی آن چیزی است که در زیر آب پنهان شده است.
REMUS 600 در رده شناورهای زیرسطحی بدونسرنشین قرار میگیرد. نمونهای که شرکت HII برای این خانواده معرفی کرده، حدود ۳.۶ متر طول، ۳۲.۴ سانتیمتر قطر و نزدیک به ۲۵۰ کیلوگرم وزن دارد و برای عملیات تا عمق ۶۰۰ متری طراحی شده است.
اما اهمیت این ابعاد کوچک در چیزی فراتر از اندازه آن است.
REMUS برای آن ساخته شده که بدون سرنشین وارد محیطی شود که حضور یک شناور بزرگ یا غواص در آن میتواند دشوار، پرهزینه یا خطرناک باشد. سامانه پس از برنامهریزی مأموریت میتواند مسیر خود را در زیر آب طی کند و دادههای مورد نیاز را جمعآوری کند.
در واقع، اگر زیردریاییهای رزمی را ابزار حضور و قدرت در زیر آب بدانیم، REMUS را میتوان ابزار جمعآوری اطلاعات در زیر آب دانست.
مهمترین مأموریت نظامی خانواده REMUS، بهویژه در قالب MK 18 Mod 2 Kingfish، مقابله با مینهای دریایی است.
نیروی دریایی آمریکا اعلام کرده است که MK 18 Mod 2 بخشی از توانمندی نیروهای اعزامی مقابله با مین این کشور بوده و بیش از ۹۰ فروند از این سامانهها تا زمان تکمیل تولید برنامه در سال ۲۰۲۳ تحویل ناوگان شده است.
فرآیند کار را میتوان ساده تصور کرد:
یک UUV وارد منطقه میشود؛ مسیر از پیش تعیینشده را طی میکند؛ حسگرهای آن محیط و بستر دریا را بررسی میکنند؛ دادههای سوناری و سایر اطلاعات جمعآوری میشود و سپس این دادهها در فرآیند تحلیل قرار میگیرند تا اشیای مشکوک، از جمله اهداف شبیه مین، شناسایی شوند.
نیروی دریایی آمریکا در توضیح مأموریت واحدهای مقابله با مین خود میگوید MK 18 Mod 2 برای کشف، طبقهبندی و شناسایی اهداف احتمالی مین به کار گرفته میشود و دادههای حاصل از سونار پس از مأموریت مورد تحلیل قرار میگیرند.
یعنی REMUS لزوماً قرار نیست مین را منفجر کند؛ کار مهمتر آن میتواند این باشد که به نیروهای انسانی بگوید مین کجاست.
اگر بخواهیم مهمترین عضو REMUS را انتخاب کنیم، احتمالاً باید سراغ سونار برویم.
زیر آب، دوربین محدودیتهای جدی دارد؛ تاریکی، کدورت و ذرات معلق میتوانند دید اپتیکی را کاهش دهند. سونار اما به جای نور از امواج صوتی استفاده میکند و از بازتاب این امواج برای ترسیم تصویری از محیط استفاده میکند.
در پیکربندیهای مختلف REMUS، سامانه میتواند به انواع سونار و حسگرهای تخصصی مجهز شود. در مشخصات منتشرشده برای REMUS 600، گزینههایی مانند Side Scan Sonar و حسگرهای عمق، دما و رسانایی آب دیده میشود.
در نسخههای نظامی MK 18 نیز این موضوع به شکل جدیتری دنبال شده است. اسناد نیروی دریایی آمریکا از توسعه حسگرهای پیشرفتهتر برای تشخیص مینها، شناسایی اهداف در حجم آب و حتی استفاده از Synthetic Aperture Sonar برای افزایش توان کشف و مکانیابی اهداف سخن میگویند.
بنابراین، REMUS فقط در حال «شنا کردن» نیست؛ در حین حرکت، محیط اطراف خود را اندازهگیری میکند و یک تصویر اطلاعاتی از فضای زیر آب میسازد.
یکی از بزرگترین تفاوتهای یک UUV با پهپادهای معمولی، مسئله ارتباط است.
یک پهپاد هوایی میتواند دائماً با اپراتور خود ارتباط داشته باشد؛ اما در زیر آب، ارتباطات بسیار دشوارتر است. به همین دلیل، یک شناور زیرسطحی باید بتواند بخش قابل توجهی از مأموریت خود را بدون هدایت لحظهبهلحظه انسان انجام دهد.
REMUS از سامانههای ناوبری و کنترل داخلی برای حرکت در مسیر برنامهریزیشده استفاده میکند. در مشخصات فنی این خانواده، سامانههای ناوبری اینرسی، GPS، ناوبری مبتنی بر داپلر و ارتباطات آکوستیک پیشبینی شده است.
در نسلهای نظامیتر، موضوع حتی فراتر رفته است.
برنامه MK 18 نیروی دریایی آمریکا از تشخیص خودکار هدف، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین برای افزایش خودمختاری UUVها استفاده کرده است. در توضیحات رسمی این برنامه آمده است که سامانهها حتی میتوانند در قالب گروه یا «سرباز» چند شناور فعالیت کنند و در صورت از دست رفتن یک وسیله، سایر UUVها بتوانند مأموریت را ادامه دهند.
اینجا همان جایی است که مفهوم جنگ زیرسطحی در حال تغییر است: دیگر الزاماً برای جستوجوی هر نقطه از دریا به یک شناور سرنشیندار نیاز نیست.
هرچند کاربرد نظامی مشهور REMUS 600 به مقابله با مین مربوط میشود، اما قابلیتهای آن محدود به این مأموریت نیست.
پایش بستر دریا، تهیه نقشه هیدروگرافیک، بررسی محیط زیرسطحی و جمعآوری اطلاعات از محیط عملیاتی از جمله مأموریتهایی است که برای خانواده MK 18 و REMUS تعریف شده است. نیروی دریایی آمریکا در تمرینهای خود از این سامانه برای mine hunting، بررسی هیدروگرافیک و آمادهسازی اطلاعاتی محیط عملیات استفاده کرده است.
همین ویژگی باعث میشود REMUS را نتوان صرفاً یک «مینیاب» دانست.
این سامانه در اصل یک پلتفرم جمعآوری اطلاعات زیرسطحی است که نوع حسگر و نرمافزار آن میتواند مأموریتش را تغییر دهد.
اینجا باید میان «سلاح» و «سامانه نظامی» تفاوت قائل شد.
REMUS 600 در شکل پایه خود یک سلاح تهاجمی مانند اژدر یا موشک نیست. مأموریت اصلی آن جمعآوری داده و شناسایی محیط است. اما در جنگ مدرن، اطلاعات خودش بخشی از قدرت رزمی است.
اگر یک UUV بتواند مسیر یک ناو را پیش از ورود به منطقه بررسی کند، مین را شناسایی کند، موانع زیرآبی را پیدا کند یا تصویری دقیق از بستر دریا ارائه دهد، عملاً بخشی از مسیر تصمیمگیری رزمی را انجام داده است.
به همین دلیل است که نیروی دریایی آمریکا MK 18 را در چارچوب Expeditionary Mine Countermeasures و توان جنگی بدونسرنشین خود تعریف کرده است.
نکته جالب درباره REMUS 600 همین تضاد است؛ سامانهای با ابعاد نسبتاً کوچک که برای ورود به محیطی طراحی شده که حتی برای زیردریاییهای بزرگ نیز محیطی پیچیده محسوب میشود.
قطر حدود ۳۲ سانتیمتری و طول حدود ۳.۶ متری آن، در مقایسه با زیردریاییهای رزمی، ناچیز است؛ اما همین ابعاد کوچک امکان حمل آن با مجموعهای از سکوها و استقرار نسبتاً منعطف را فراهم میکند. شرکت سازنده همچنین قابلیت پرتاب و بازیابی REMUS از کشتی، ساحل و برخی شناورهای دیگر را اعلام کرده است.
این فلسفه بخشی از آینده جنگ دریایی است:
سامانههای کوچکتر، بدون سرنشین و متعدد که به جای آنکه خودشان لزوماً سلاح باشند، محیط نبرد را برای نیروهای اصلی شفاف میکنند.
در چنین معماریای، ارزش REMUS 600 نه در اندازه آن، بلکه در دادهای است که از زیر آب با خود برمیگرداند؛ دادهای که میتواند مشخص کند در چند صد متری زیر سطح دریا، چه چیزی منتظر یک ناو یا کاروان دریایی است.