به گزارش شهرآرانیوز؛ یک روز تبلیغ میکنند «طلا را در خانه نگه ندارید»، یک روز پیامک میآید که «وام بگیرید و طلایش کنید»، یک روز وعده میدهند طلایتان را اعتبار کنید و روز دیگر، خرید چند صدم گرم طلا را با چند کلیک روی موبایل ممکن میکنند. پلتفرمهای فروش آنلاین طلا آن قدر بزرگ شدهاند که حالا دیگر فقط یک بازار اینترنتی برای خرید طلای خرد نیستند، بخشی از پس انداز مردم روی صفحه همین پلتفرمها نشسته است.
حالا بانکها هم از یک سو وارد فروش آنلاین طلا شدهاند و از سوی دیگر برای نگهداری طلای سکوها نقش خزانه دار گرفتهاند. آغاز رشد این بازار را میتوان به اواخر دهه ۹۰ نسبت داد. بزرگ شدن این کسب وکارها اصلا بی سروصدا نبود، اما مسئولان را از خواب بیدار نکرد.
اکنون ماجرای میلی گلد و نامه این پلتفرم درباره محدودیت دسترسی به ذخایر طلای خود در بانک کارگشایی، دوباره سؤال قدیمی تری را پیش کشیده است؛ در بازاری که هر روز بزرگتر و تبلیغاتش گستردهتر میشود، دقیقا چه میزان طلا در اختیار سکوهاست، چه میزان تعهد به مشتریان دارند و چه نهادی بر این زنجیره نظارت میکند؟ ماجرا فقط «میلی گلد» نیست، پای مجوزها، حجم معاملات، پشتوانه واقعی، خالی فروشی، خزانهها و سامانه ناظر هم وسط است.
ماجرا از چند روز قبل شروع شد. برخی کاربران فضای مجازی از نگرانی خود برای دریافت سرمایه خود به صورت طلا یا پول از پلتفرم میلی گلد ابراز نگرانی کردند. این پلتفرم نیز بلافاصله در نامهای به شورای امنیت اعلام کرد ذخایر طلای این پلتفرم در بانک کارگشایی قرار دارد، اما دسترسی به این ذخایر با محدودیت مواجه شده و همین مسئله روند تسویه با برخی کاربران را تحت تأثیر قرار داده است. حالا باید دید پاسخ بانک کارگشایی و بانک مرکزی به این ادعا چیست و اساسا سازوکار دسترسی سکوها به طلای نگهداری شده در خزانه چگونه تعریف شده است.
مسئله، اما فراتر از یک اختلاف یا محدودیت عملیاتی برای یک پلتفرم است. اگر طلایی که در حساب کاربر به عنوان دارایی اش ثبت شده، پشتوانه فیزیکی در خزانه دارد، باید روشن باشد در شرایطی مانند آنچه برای میلی پیش آمده، چه نهادی مسئول دسترسی به این دارایی و تسویه با مشتری است و زمان بندی و سازوکار تحویل آن چگونه خواهد بود. این پرسش از آن بابت اهمیت بیشتری پیدا میکند که تا پیش از توسعه شبکه خزانههای مورد تأیید بانک مرکزی، نگهداری ذخایر سکوهای آنلاین عملا به بانک کارگشایی متکی بود و حالا قرار است با ورود بانکهای دیگر، این تمرکز کاهش پیدا کند.
ماجرا فقط میلی گلد نیست. انواع و اقسام پلتفرم فروش طلا نه در پشت پرده، بلکه بر روی بیلبوردهای شهری، بسترهای مختلف فضای مجازی، پیامک و... در حال تبلیغ کار خود هستند. باورکردنش سخت است که فعالیت سازوکاری با این اندازه بزرگ و پرسروصدا در اقتصاد هنوز متولی مشخصی ندارد. پس از آنکه این بسترها سالها قران به قران پول مردم را جمع کردند، حالا میلیارد میلیارد شده به تازگی دستور رسیده که سکوهای فروش آنلاین طلا باید به «سامانه ناظر» متصل شوند و آخرین فرصت آنها پایان شهریور بوده است.
دراینمیان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیهای، ادعاهای مطرحشده درباره نامه اخیر یکی از پلتفرمهای آنلاین معاملات طلا را رد و ارتباط آن با خود را بهطورکامل تکذیب کرد. «میلی» نیز در واکنشی اعلام کرد هیچ ادعا یا درخواستی خطاب به بانک مرکزی مطرح نکرده است؛ اما تا زمان تهیه این گزارش هنوز واکنشی از سوی بانک کارگشایی دیده نشده است.
وقتی منتقدان از نبود اطلاعات دقیق میگویند میتوان نمونه اش را در گفته مسئولان به سادگی پیدا کرد. در این بازار، «سکوی فعال»، «سکوی دارای مجوز»، «سکوی دارای درگاه پرداخت» و «سکوی متصل به سامانه ناظر» الزاما یک مفهوم نیستند؛ همین موضوع باعث شده تصویری واحد از تعداد بازیگران واقعی بازار به سادگی به دست نیاید.
به عنوان مثال یک طرف ماجرا، آمار وزارت اقتصاد است. علیرضا نظری، رئیس مرکز بهبود فضای کسب وکار وزارت اقتصاد، گفته بود از ۱۴۶۳درخواست ثبت شده برای راه اندازی پلتفرم معاملات برخط طلا، ۳۳۴درخواست به صدور نهایی مجوز منجر شده است. طرف دیگر، آمار بانک مرکزی است.
محمدرضا مانی یکتا، مدیر اداره نظارت بر نظامهای پرداخت بانک مرکزی، در مردادماه از فعالیت ۳۹کسب وکار دارای درگاه پرداخت در حوزه معاملات برخط طلا و قرار داشتن یازده کسب وکار دیگر در مسیر دریافت درگاه خبر داده بود. این دو عدد لزوما متناقض نیستند؛ ۳۳۴، تعداد مجوزهای صادرشده در یک بازه زمانی است و ۳۹، تعداد کسب وکارهای فعال دارای درگاه در مقطع مورد اشاره، اما همین تفاوت یک سؤال مهم ایجاد میکند که چرا تصویر عمومی بازار طلا این قدر پراکنده است؟
بازاری که هر روز تبلیغش بیشتر دیده میشود، مشتری بیشتری جذب میکند و حتی پای بانکها و اعتباردهی هم به آن باز شده، هنوز برای افکار عمومی روشن نیست که در این بازار دقیقا چند سکو فعالاند، چه میزان طلا در خزانه دارند، چه میزان طلا به مردم بدهکارند و این دو عدد چطور و چند وقت یک بار با هم تطبیق داده میشوند.
اینجاست که ماجرای «خالی فروشی» دیگر یک اصطلاح ترسناک در تیتر رسانهها نیست، یک سؤال جدی درباره سازوکار بازار است. اگر روی صفحه موبایل مشتری نوشته شده یک گرم طلا دارد، باید بتوان فهمید طلای متناظر با آن کجاست. اگر هزاران نفر هم زمان تصمیم بگیرند طلایشان را تحویل بگیرند، چه نهادی تضمین میکند پشت این اعداد، طلای واقعی وجود دارد؟
تجربه سالهای قبل هم نشان داده که بحرانهای مالی معمولا از روزی شروع نمیشوند که همه چیز فرو میریزد، از سالهایی شروع میشوند که سؤالهای ساده بی جواب میمانند، دادهها شفاف نیستند و نظارت، بیشتر روی کاغذ وجود دارد تا در میدان عمل. ماجرای انواع و اقسام صندوقهای مالی و اعتباری را هنوز فراموش نکردهایم، مجموعههایی که رشد کردند، پول مردم را جذب کردند و وقتی مسئله جدی شد، تازه ابعاد واقعی تعهدات و کسریها روی میز آمد.
نمیگوییم بازار طلای آنلاین الزاما همان مسیر را میرود، اما دقیقا به همین دلیل باید قبل از بحران درباره اندازه بازار، موجودی واقعی، تعهدات، خزانهها و سازوکار نظارت داده عمومی وجود داشته باشد. بازار مالی را نمیشود با چند عدد روی صفحه موبایل بزرگ کرد و بعد درباره عددهای پشت آن سکوت کرد.
اگر نظارتی هست، وقت آن است که نتیجه هم دیده شود. چون در بازاری با این سرعت رشد، نبود داده و متولی مشخص فقط یک ضعف ساده نیست، میتواند همان نقطه کوری باشد که فردا میلیاردها تومان سرمایه مردم را به باد دهد.