به گزارش شهرآرانیوز؛ مستند «ماجرای نیمه شب» را باید تلاشی برای ثبت جزئیات یکی از مهمترین حوادث تاریخ معاصر لبنان شاید تاریخ مقاومت دانست؛ اثری که با تکیه بر روایت شاهدان عینی، تصاویر کمتر دیده شده و تدوینی پرتحرک، از یک گزارش خبری فراتر میرود و مخاطب را با زبان سینمای مستند و وقایع نگار به قلب حادثه میبرد. اگرچه تغییر لحن در بخش پایانی، ریتم «ماجرای نیمه شب» را دچار اختلال میکند، جزئیات و استنادات دقیق مهمترین نقطه قوت این اثر محسوب میشوند.
مهدی مطهر از جمله مستندسازان و تهیه کنندگانی است که بیش از یک دهه از فعالیت حرفهای خود را به تولید آثار مرتبط با انقلاب اسلامی، تاریخ معاصر و مشخصا مضامین مرتبط با محور مقاومت اختصاص داده است. او در سالهای فعالیتش، علاوه بر مستندسازی، در حوزه تهیه کنندگی آثار سینمایی نیز حضور داشته و به تدریج دامنه فعالیتهای خود را از سینمای مستند به سینمای داستانی گسترش داده است.
تهیه کنندگی فیلم سینمایی «کوچ» با محوریت دوران کودکی و نوجوانی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، یکی از تجربههای مهم او در این باره است؛ فیلمی به کارگردانی محمد اسفندیاری که در چهل وچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و توجه مخاطبان و منتقدان را جلب کرد.
مطهر در «ماجرای نیمه شب» بار دیگر به عرصه مستندسازی بازگشته و این بار سراغ یکی از مهمترین رخدادهای سالهای اخیر منطقه رفته است. موضوع این مستند، واقعه شهادت سیدحسن نصرا...، دبیرکل حزب ا... لبنان، در حمله هوایی اسرائیل و عملیات جستوجو و آواربرداری پس از این حمله است؛ روایتی که پیشتر با نام «آن شب» شناخته میشد و در نوزدهمین جشنواره بین المللی سینماحقیقت نیز در بخش جایزه شهید آوینی حاضر بود.
این مستند، هم زمان با دومین سالروز شهادت سیدحسن نصرا...، از شبکه ۳ سیما روی آنتن رفت و قرار است در روزهای آینده نیز از شبکههای مختلف تلویزیون بازپخش شود. انتخاب چنین موضوعی، در کنار اهمیت تاریخی و سیاسی واقعه، فرصتی فراهم کرده است تا مستندساز به سراغ بخشهایی کمتر روایت شده از ماجرا برود؛ بخشهایی که در گزارشهای خبری معمولا مجال چندانی برای پرداختن به آنها وجود ندارد.

نخستین امتیاز قابل توجه «ماجرای نیمه شب» شیوه انتخاب و به کارگیری مصاحبه شوندگان آن است. برخلاف بسیاری از مستندهای مشابه که روایت خود را اغلب بر گفتوگو با کارشناسان و تحلیلگران بنا میکنند، مطهر به سراغ افرادی رفته که در صحنه حادثه حضور داشتهاند یا به واسطه مسئولیت و موقعیت خود، ارتباطی مستقیم با آن داشتهاند.
خبرنگاران و عکاسان جنگی، اعضای تیم حفاظت، نیروهای امداد و نجات و کسانی که در مراحل مختلف جستوجو و آواربرداری مشارکت داشتهاند، ترکیب اصلی مصاحبه شوندگان این مستند را تشکیل میدهند. حضور این افراد، به ویژه کسانی که واجد تجربه ملموس و اطلاعات دست اول از واقعه هستند، به روایت فیلم اعتبار و جزئیاتی میبخشد که در گزارشهای عمومی به ندرت نظیرش را میتوان یافت.
در واقع، مطهر صرفا به بازخوانی اطلاعات منتشرشده درباره ترور سیدحسن نصرا... بسنده نکرده و کوشیده است از طریق ارتباط گیری با افراد حاضر در صحنه، ابعاد کمتر شناخته شده و دراماتیک حادثه را هم، با زبان مستند، تصویر کند. این انتخاب باعث میشود که مخاطب، به جای شنیدن مجموعهای از تحلیلهای تکراری، با روایت کسانی روبه رو شود که خودشان به نحوی در مدیریت بحران فعال بودهاند.
تصاویر نیز در این مستند اهمیت ویژهای دارند. بخش قابل توجهی از این تصاویر یا برای نخستین بار منتشر میشوند یا در دو سال گذشته کمتر در دسترس مخاطبان قرار گرفتهاند. همین ویژگی سبب شده که «ماجرای نیمه شب» صرفا به بازگویی اطلاعات پیشین محدود نماند و از ظرفیت تصویری تازهای برای روایت ماجرا برخوردار باشد.
نظر به مختصات تولید، به نظر میرسد مطهر با امکاناتی محدود و هزینهای نسبتا اندک، توانسته به نتیجهای قابل قبول دست پیدا کند. تکیه بر دو مؤلفه اصلی، یعنی تصاویر آرشیوی و گفتوگوهای هدفمند، به او اجازه داده است بدون نیاز به بودجه هنگفت، ساختاری متناسب با موضوع را شکل دهد.

تدوین را باید یکی از مهمترین امتیازات «ماجرای نیمه شب»، به ویژه در نیمه اول آن، دانست. فیلم در بخش ابتدایی خود از ضرباهنگ مناسبی برخوردار است و تدوینگر، با کنار هم قرار دادن هوشمندانه گفتههای مصاحبه شوندگان و تصاویر مرتبط، به تدریج جغرافیای حادثه را برای مخاطب ترسیم میکند.
پانزده دقیقه ابتدایی، از این منظر اهمیت ویژهای دارد که به واسطه ترکیب تصاویر و روایت ها، به تدریج بیننده را با موقعیت جغرافیایی و معماری فضا آشنا میکند. ویرایش سختگیرانه و قیچی تدوینگر به این مستند ضرباهنگی تند داده و مانع از آن میشود که روایت در دام توضیحات طولانی و خسته کننده گرفتار شود.
علاوه بر این، پخش «ماجرای نیمه شب» در فاصلهای کوتاه از مستند «شهید ثالث» از شبکه یک سیما را میتوان به پای خوش سلیقگی مدیران تلویزیون نوشت که به شکل گیری تصویری کاملتر از شخصیت و شهادت سیدحسن نصرا... کمک کرد.
«شهید ثالث» با رویکردی زندگی نامهای، به شخصیت، زندگی و سلوک فردی دبیرکل حزب ا... میپرداخت؛ درحالی که «ماجرای نیمه شب»، بدون ورود به مختصات یک پرتره مستند، بر واقعه ترور و پیامدهای مستقیم آن متمرکز بود. این ترکیب دو روایت مکمل را پیش روی بیننده قرار داد که در این میان، «ماجرای نیمه شب» تلاش میکرد، بدون فاصله گرفتن از مسیر اصلی روایت، در موارد ضروری به توضیحاتی نوشتاری درباره اهمیت عملیات برای اسرائیل یا پیچیدگی مراحل شناسایی و حمله بسنده کند.
استفاده از تصاویر بازسازی شده با هوش مصنوعی در بخشهای مربوط به توضیحات نیروهای امنیتی و امدادگران که امکان فیلم برداری یا عکاسی از آنها وجود نداشته، به کمک روایت خالق «ماجرای نیمه شب» آمده است. هوش مصنوعی در چنین اثری، انتخابی نسبتا نو که امکان تقریب موقعیتهای خاص به ذهن مخاطب را فراهم میکند.
با این حال بخش تصاویر هوش مصنوعی مستند خالی از ایراد نیستند و برخی از آنها حال وهوای پویانمایی پیدا میکنند. تفاوت کیفیت و جنس بصری این تصاویر با فیلمهای واقعی، در بعضی لحظات ذوق مخاطب را کور کرده است و از یکدستی اثر میکاهد. به نظر میرسد با صرف زمان بیشتر برای طراحی تصاویر و ایجاد هماهنگی میان آنها و تصاویر آرشیوی، مطهر و همکارانش میتوانستند به نتیجهای طبیعیتر و باورپذیرتر در خروجی کار دست پیدا کنند.
مهمترین ویژگی «ماجرای نیمه شب»، جزئیات روایت آن است. این مستند در بخش عملیات جستوجو و آواربرداری، اطلاعاتی تازه و شنیدنی ارائه میدهد که در دو سال گذشته با این میزان از وضوح و تفصیل، در هیچ رسانهای بیان نشده است. نحوه قرارگیری پیکر شهید سیدحسن نصرا... در محل حادثه، معماری مقر، چگونگی خارج کردن پیکرها از زیر آوار، دشواریهای انتقال پیکر، خاک سپاری اولیه تحت تدابیر شدید امنیتی و روایت شهادت یکی از نیروهای امدادی، از جمله نکاتی است که در گفتوگوهای مستند به آنها پرداخته شده است. علاوه بر این، روایت تمهیدات نظامی اسرائیل برای بمباران مجدد محل در صورت نجات یافتن سیدحسن نصرا...، از بخشهای قابل توجه این مستند است.
با وجود تمام این امتیازها، «ماجرای نیمه شب» در پرده آخر با مسئلهای روبه رو میشود که تا اندازهای از انسجام آن میکاهد. فیلم پس از حدود ۳۵ دقیقه، به تدریج از لحن خبری و جست وجوگرانه خود فاصله میگیرد و وارد فضایی متفاوت میشود. تغییر جنس موسیقی و کاهش ضرباهنگ تدوین، حال وهوای اثر را از یک گزارش پرتحرک به روایتی مرثیه سرایانه نزدیک میکند که این تغییر لحن، بدون زمینه چینی کافی، نوعی دوپارگی در ساختار روایی را به وجود میآورد.
مستندی که در نیمه نخست، با تکیه بر اطلاعات تازه، روایتهای دست اول و تدوینی پرشتاب، مخاطب را به دنبال کردن جزئیات حادثه ترغیب میکرد، در بخش پایانی، این ویژگیها را با فضایی احساسی جایگزین میکند و در نتیجه، فیلم از ظرفیت اولیه خود فاصله میگیرد.
علاوه بر این، نحوه پرداختن مستند به مراسم تشییع که با حضور گسترده مردم و مهمانانی از هشتاد کشور دنیا، تحت تدابیر امنیتی و زیر آسمانی که هواپیماهای رژیم صهیونیسیتی در آن پرواز میکردند، برگزار شد، ظرفیتی است که «ماجرای نیمه شب» به سادگی از کنار آن عبور کرده است و فرصت بازنمایی ابعاد مختلف این رویداد را چندان جدی نمیگیرد.
در مجموع، «ماجرای نیمه شب» نمونهای قابل توجه از مستندسازی خبری درباره یک واقعه تاریخی است که با وجود محدودیتهای تولید، توانسته از طریق گفتوگوهای هدفمند، تصاویر کمتر دیده شده و تدوین پرتحرک، روایتی تازه از حادثه ترور شهید سیدحسن نصرا... به دست دهد؛ اثری که دومین سالروز این واقعه را از قاب تلویزیون ایران، ویژه و تماشایی برگزار کرد.